eitaa logo
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
4.8هزار دنبال‌کننده
416 عکس
403 ویدیو
11 فایل
کانال رسمی آثارخانم طاهره سادات حسینی #رمان هایی که نظیرش رو نخوندید #کپی برداری فقط با نام نویسنده مجاز است، بدون ذکر نام نویسنده حرام است تأسیس 26 خرداد ماه 1400 پاسخ به سؤالات...فقط در گروه کانال https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed
مشاهده در ایتا
دانلود
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ پیش‌بینی ۵ ماه پیش رهبر انقلاب از جنگ ایران و اسرائیل!! ▪️سید فرموده بود ما حواسمون‌نبوده▪️ 👈 سخنرانی مربوط به تاریخ ۳ بهمن ۱۴۰۳ قدر این مرد الهی رو باید بیشتر بدونیم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢فوری | افشای صوتی از جلسه افسر موساد با رسانه‌های صهیونیستی 🔹مردخای کیدار، افسر ارشد موساد در میز ایران: از من می‌پرسند چرا اصرار دارم مردم ایران را به خیابان بکشانیم؟ چرا به‌جای جنگ مستقیم، تمرکز بر مردم است؟ پاسخ روشن است؛ نمی‌توانیم به‌تنهایی ایران را شکست دهیم. این کار غیرممکن است. منتظر کمک آمریکا باشیم؟ آمریکا حتی نتوانست جنگ یمن را بیشتر از یک ماه ادامه دهد. اگر اوضاع همین‌طور پیش برود، ایران زیرساخت‌های ما را یکی‌یکی می‌زند و ما به شکست نزدیک می‌شویم. تنها راه نجات ما، ساماندهی مردم ایران علیه حکومت‌شان است. باید آنها را وادار به قیام کنیم. باید واقع‌بین باشیم؛ ایران نه غزه است نه حزب‌الله، بلکه حکومتی ۵۰ ساله با وسعت و زیرساخت‌های قوی است. اصرار من برای نجات سرزمین‌مان است. این تأکید نخست‌وزیر نیز هست.
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
📣 🔴 فوری؛ خواندن آیه اول آیت‌الکرسی مخصوص امشب، جهت موفقیت رزمندگان اسلام در سرتاسر جبهه مقاومت و گرفتار شدن صهیونیسم. 🔸 با ایمان کامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید کما اینکه خواندن و نتیجه گرفتند 👌 🔸 حتماً بالای بام و زیر آسمان خوانده شود. به نیت نابودی دشمنان اسلام. 🔸 فقط آیه اوّل کفایت می‌کند: اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ 🔸 هم اکنون بخوانید و برای دیگران ارسال کنید عضو کانال بزرگ خراسان رضوی باش👇 https://eitaa.com/joinchat/977797120C1e903c6732
اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیدنا السَیّد علی الخامنه ای فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الَّتی تَجْعَلُ فیها مَن تُرید. (لطفاً ۳ مرتبه بخوانید و نشر بدید)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با سلام ان شاالله از امشب طبق روال قبل داستان های آنلاین را ارائه می کنیم و در کانال دوم رمان هم داستان توهم عشق ادامه دارد تبلیغ کانال را بفرمایید داستان بعدی«نقاب» فوق العاده جذاب است پلیسی اکشن عاشقانه و البته مستند است خوشحال میشم در این روزهای سراسر بحران بتوانم با داستان های کانال، اندکی شما را سرگرم کنم. تبلیغ کانال را بفرمایید، اخبار مربوط به جنگ در گروه کانال قرار داده میشود👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed به امید پیروزی سپاه اسلام و نابودی آمریکا و اسرائیل جنایتکار یاعلی
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مبایل دستیار ترور؟ موبایل‌ات را جدی بگیر؛ دشمن با یک کلیک نزدیک‌تر از آن چیزی‌ست که فکر می‌کنی! @BisimchiMedia
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_چهارصد_چهار🎬: فرعون با خدم و حشم سوار بر تخت روانش به سمت قصر هم
🎬: فرعون از انداختن کودکان حزقیل در آتش می گفت و آسیه بی صدا اشک می ریخت، فرعون گفت و گفت تا رسید به شهادت حزقیل او همانطور که سعی می کرد نکته به نکته ی اعدام حزقیل را بگوید، جوری تعریف می کرد که آسیه را بترساند و آسیه از اینکه عاقبتی چون حزقیل نصیبش شود، هراسی در دلش افتد و توبه کند و دوباره فرعون را به خدایی برگزیند. فرعون تعریف می کرد و آسیه محکم بر جای ایستاده بود، فرعون نیشخندی زد و گفت: بعد از انکه میخ های آهنین در دست و پای حزقیل فرو کردم و خون بدنش سرازیر شد دستور دادم چندین مرد جنگی بر سر او بریزند، نبودی و‌ ندیدی که چگونه تکه تکه اش کردند، حزقیل را پاره پاره کردند اما خدای او هیچ کمکی به او‌نکرد، همانطور که به تو نکرده و سالهاست تو در زندان من به سر می بری و هر وقت اراده کنم می توانم تو را بکشم. فرعون دور آسیه، دایره وار چرخی زد و گفت: حالا اگر می خواهی سرنوشتی چون حزقیل به سراغ تو نیاید، از اعتقادات پوچت برگرد، من خدایی بسیار مهربانم، تو را می بخشم و در درگاه خود، جایگاهی والا برایت در نظر می گیریم و در پیشگاه دیگر خدایان مصر هم تو را شفاعت می کنم که دچار غضب خداوند نشوی. فرعون روبه روی آسیه ایستاد و گفت: چرا ساکتی؟! می دانم تصمیم سختی ست، پس به تو فرصت می دهم که فکر کنی، اما بدان که این فرصت بسیار کوتاه است. فرعون این را گفت و به سمت در تالار حرکت کرد که صدای آسیه بلند شد: زهی خیال باطل...من هیچگاه دست از پرستش پروردگار بزرگ بر نمی دارم و به دامان بنده ای حقیر چون تو نمی آویزم، خوشا به سعادت حزقیل که جان خود را در راه خداوند یکتا از دست داد، بی شک خداوند جایگاهی بسیار عظیم در سرای جاویدان برای او در نظر گرفته و خوشا به حال همسر و فرزندان حزقیل که با مرگشان، مظلومیت مومنان را به چشم مصریان کشیدند و بدان که ظلم پایدار نمی ماند و همانگونه که قوم ظالم هود و لوط و صالح دچار عذاب خداوند شدند، تو هم به آن گرفتار خواهی شد. فرعون که بعد از تعریف کردن واقعه ی اعدام حزقیل، توقع نداشت که یک زن اینچنین رجز بخواند، دندان هایش را بهم سایید و زیر لب گفت: من تا تو را سرجایت ننشانم، کوتاه نخواهم آمد. فرعون با رویی سرخ از عصبانیت، از قصر ملکه بیرون آمد و سوار بر تخت روانش شد و به غلامان دستور داد تا او را به قصر مادر آسیه ببرند، او از روابط صمیمانه ی این مادر و دختر خبر داشت و می خواست برای رسیدن به هدفش، دست به دامان مادر آسیه شود. ادامه دارد... @bartaren 🌕✨🌕✨🌕✨🌕
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
تلاش اسرائیل برای فعال کردن گروه های تروریستی در شرق کشور بر اساس اطلاعات بدست آمده، با تشدید ضربات جمهوری اسلامی به رژیم صهیونی و شکست راهبردی این رژیم، آنها تصمیم به بهره گیری از گروهک های تروریستی و اشرار مزدور در شرق کشور گرفته اند. بر همین اساس موساد در تلاش است تا عناصر غیر ایرانی و عناصر بازگشتی از داعش با گروه های مزدور تروریستی مستقر در آنسوی مرزهای جنوب شرق کشور تحت نام جعلی «جبهه متحد بلوچستان» را با حمایت مالی و لجستیکی علیه مردم مرز نشین و استحکامات مرزی ج.ا.ا با اهداف تروریستی و تجزیه طلبانه فعال نماید . گفته می شود نیروهای امنیتی با اشراف کامل اطلاعاتی امادگی کامل برای خنثی سازی هرگونه تحرکات ضد امنیتی داشته و برای وارد کردن ضربات سنگین پیش دستانه به لانه تروریست ها آماده اند. @BisimchiMedia
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #اوج_دلدادگی #قسمت_بیست_دوم🎬: در این هنگام عمر بن خطاب ساکت شد، گویا دیگر نمی خواست
🎬: قنبر همقدم با سلمان بود و سلمان انگار ذهنش او را به سالها قبل برده بود، آن زمان که رسول الله زنده بود و علی سردار سپاه اسلام بود و درب خیبر را از جا کند و قلعه ی یهودیان را فتح نمود. سلمان آه کوتاهی کشید و گفت: پس از فتح خیبر، یهودیانی که ساکن روستای فدک بودند، ترسیدند نکند بلایی که سر خیبر نشینان آمد، سر آنها هم نیز بیاید آنها از سپاه اسلام و نام مولا علی ترس داشتند، بنابراین چند نماینده به محضر حضرت رسول فرستادند و پیغام دادند که فدک و هر چه را که در آن است به پیامبر تقدیم می کنند و نمی خواهند جنگی در بگیرد. البته فدک منطقه ای بسیار سرسبز و حاصلخیز بود و بهترین محصولات کشاورزی از آن فدک بود و حالا این سرزمین بدون جنگ و درگیری به دست مسلمین افتاده بود، اینگونه غنیمت ها جزء اموال پیامبر محسوب میشد و روزی جبرئیل بر پیامبر نازل شد و به او امر خداوند را ابلاغ نمود. گویا خداوند اراده کرده بود این سرزمین پر از نعمت را به فاطمه دختر رسول، هدیه کند. پس پیامبر همچون همیشه امر خداوند را سریعا اجرا کرد و فدک را به فاطمه بخشید و سند این سرزمین پر از برکت را به او بخشید. حضرت زهرا کارگزارانی را روانه ی فدک کرد، به یهودیان اجازه داد در همانجا زندگی کنند و روی زمین ها کار کنند و پولی را که از فروش محصولات به دست می آورد که البته پول هنگفتی هم بود، به فقیران مدینه می بخشید. حالا همه می دانستند که فدک از آن زهراست و این سرزمین از زهرا بود تا زمانی که پیامبر ملکوتی شد و هنوز چند روز از رفتن پیامبر نگذشته بود که به زهرا خبر رسید خلیفه ی خود خوانده به تحریک عمر کارگزاران زهرا را از فدک بیرون کرده است. زهرا تا این را شنید، با اینکه حالش آنچنان خوب نبود و با پهلوی شکسته و قلبی شکسته تر، در حالیکه سند فدک را در دست داشت به مسجد آمد تا از ابوبکر سوال کند چرا کارگزاران او را از منطقه ای که متعلق به اوست بیرون کرده اند؟! سلمان بار دیگر آهی کشید و گفت: آری...فاطمه با حالی نزار به مسجد آمد و ابوبکر را باز خواست نمود. ابوبکر از او مدرک خواست و فاطمه سند فدک را که به دست مبارک پیامبر نوشته شده بود به او نشان داد. ابوبکر حرفی نزد، آخر حرفی برای گفتن نداشت و می خواست چیزی بگوید تا فاطمه را آرام کند که ناگهان عمر خود را به وسط معرکه انداخت و سند را از دست فاطمه گرفت و با کمال بی احترامی، آب دهانش را بر دستخط مبارک پیامبر انداخت و سند فدک را پاره کرد... ادامه دارد... @bartaren 🌺🌿🌺🌿🌺🌿