#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #اولین_مظلوم #قسمت۱۶🎬: حالا حضرت زهرا از گریه بر مزار پدر محروم شده بود، اما او محک
#داستان_واقعی
#اولین_مظلوم
#قسمت۱۷🎬:
زهرای مرضیه، این منصوره ی دوران دختری که دست پرورده ی محمد ص بود و ذخیره ی روزهای تنهایی علی ع، به پاخواسته بود و با گریه هایش، با خطبه هایش مردم را بیدار می کرد و کار به همین جا ختم نشد.
زهرا به همراه علی و حسن و حسین، این چهار کلمه ی مقدس، چهار نور الهی که دنیا برای وجود نازنینشان پا گرفته بود، شبها به در خانه ی مهاجرین و انصار می رفتند و بیعت غدیر و سفارش های پیامبر را گوشزد می کردند، آن مردمان دنیا طلب شب به دختر رسول قول می دادند که فردا برای یاری ولیّ بلافصل پیامبر بپا خیزند و چون روز سر میزد مانند جانورانی موزی در سوراخ خود می خزیدند و فراموش می کردند که چه قولی داده اند...
تمام این فعالیت ها به گوش عوامل حکومت رسید، دیگر طاقت حکومتیان غاصب طاق شده بود، اگر مقابل زهراس نمی ایستادند و او را ساکت نمی کردند، زهرا س قادر بود که یاران علی ع را روز به روز بیشتر کند و این زنگ خطری بود برای حکومت...
پس به شور و مشورت نشستند، نتیجه مشخص بود، باید در یک حرکت سریع زهرای مرضیه را خاموش می کردند، اما این منصوره ی دوران که تا پای جان پای اسلام ناب محمدی ایستاده بود را فقط به یک طریق می توانستند ساکت کنند و تنها راهش این بود که علی ع را وادار به بیعت با خلیفه ی خود خوانده کنند.
پیشنهاد داده شد و طرح ریخته شد و حالا می بایست نقشه ی شومشان اجرا شود
طبق نقشه ای که کشیده بودند، گروهی چهل نفره که شامل خبیث ترین افراد مدینه که در بی رحمیشان تردیدی نبود با شمشیرهای آخته به سمت منزل مولا علی ع یورش می بردند، طبق پیش بینی که کرده بودند، علی پشت در می آمد،یا تسلیم می شد و بیعت می نمود و یا قد علم می کرد و به این ترتیب بهانه ی لازم را به دست لات های مدینه می داد و آنها در یک نبردی نابرابر علی را می کشتند و غائله ختم می شد و طبق پیش بینی حکومتیان این یورش برد برد بود،چه علی تسلیم می شد و چه ایستادگی می کرد، در هر دو حالت به نفع آنها بود، اما آنها نمی دانستند به اعجاز زهرا معادله ی آنها کن فیکون می شود...
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🖤🖤🖤🖤🖤
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #اولین_مظلوم #قسمت۱۷🎬: زهرای مرضیه، این منصوره ی دوران دختری که دست پرورده ی محمد ص
#داستان_واقعی
#اولین_مظلوم
#قسمت۱۸🎬:
چهل نفر مرد جنگی و بی رحم و خبیث که سردسته ی آنها قنفذ ملعون، غلام عمربن خطاب بود به سمت خانه ی زهرا و علی رفتند و قبل از آن دسیسه چینان حکومتی مردم را گروه گروه وارد مسجد می کردند تا به خیال خود مردم شاهد بیعت مولا علی با خلیفه ی غاصب باشند.
از مسجد تا خانه ی علی راهی نبود،آخر خانه ی علی همان مسجد و مسجد همان خانه ی علی بود،زیرا اراده ی خداوند این بود که علی را گرامی دارد، خداوند می خواست علی در کعبه متولد شود و در مسجد زندگی کند تا مردم بفهمند و بدانند که دین خدا بدون علی معنا ندارد...
قنفذ و گروه منافقش به درب خانه رسیدند و شروع به کوفتن در کردند.
ناگهان صدای زهرای مرضیه، منصوره ی دنیا بلند شد: کیستی و چه می خواهید؟
قنفذ صدایش را بالا برد برد و گفت: قاصد خلیفه ی مسلمین هستم و اجازه ورود به خانه می خواهم..
زهرا فرمود: خلیفه ی مسلمین در خانه است و من اجازه ی ورود به این خانه را به تو و هم پیاله هایت نخواهم داد.
قنفذ که با شنیدن این سخن خشمگین شده بود فریاد زد: ای علی! خلیفه ی پیامبر تو را احضار کرده است
مولا علی فرمودند: چه زود بر پیامبر خود دروغ بستید!
قنفذ که با حرکت زهرای مرضیه تمام برنامه هایش بهم ریخته بود به مسجد بازگشت و سخنان زهرا س و علی ع را به ابوبکر رساند.
ابوبکر که طبیعتی ملایم تر از بقیه داشت با شنیدن این حرف حالتی اندوهگین به خود گرفت و عمر که ترسیده بود نقشه هایشان بهم بریزد فریاد زد: قنفذ، دوباره به خانه ی این متخلف برو و او را به اینجا بیاور..
ابوبکر هم حرف عمر را تایید کرد و قنفذ ملعون بار دیگر به منزل مولای عرشیان و فرشیان امیرمومنان علی بن ابیطالب مراجعه کرد و باز فریاد زد: خلیفه ی رسول الله تو را برای بیعت به مسجد فرا خوانده
در این هنگام مولا علی از داخل فرمودند: سبحان الله! ابوبکر مقامی را مدعی شده که از آن او نیست
قنفذ به مسجد برگشت و پاسخ مولا علی ع را به ابوبکر گفت، ابوبکر ساکت شد، حرفی برای گفتن نداشت چون از واقعه ی غدیر و بیعتشان با مولا علی به عنوان ولی بلافصل پیامبر نزدیک دو ماه می گذشت.
و اینبار باز هم عمر میدان داری کرد، او می خواست به هر طریق ممکن علی علیه السلام را به بیرون کشاند.
پس همانطور که از در مسجد خارج میشد، مانند دیوانه ای مجنون فریاد می زد: هیزم جمع کنید...هیزم جمع کنید که باید کار را به اتمام برسانیم
در این هنگام یکی از افراد گروه قنفذ گفت: هیزم برای چه؟!
عمر فریاد زد: می خواهم خانه ی علی را به آتش بکشم.
در این هنگام سکوت بر جمع حاکم شد، انگار کل جمعیت از این همه خباثت و جسارت متعجب شده بودند..
یکی از نامردان گروه در عین نامردی آرام گفت: آخر در این خانه تنها دختر رسول الله است، پشت در ذریه ی حضرت رسول است و همه ی ما به چشم خود احترام و محبت حضرت رسول را به دخترش شاهد بودیم پس...
عمر چشمانش را از حدقه درآورد و به میان حرف او دوید و گفت: نشنیدید چه گفتم؟! هیزم جمع کنید، برای من فرق نمی کند چه کسی پشت در هست، مگر من از دختر پیامبر میترسم؟!
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🖤🖤🖤🖤🖤
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_پانصد_شصت_هشت🎬: ملک عظیم سلیمان که از عربستان و یمن و مصر تا خلی
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_پانصد_شصت_نه🎬:
سلیمان نبی از دنیا رفت و کم کم این خبر در کل ملک سلیمان پیچید، تاجرانی که از ملک سلیمان به سمت سرزمین سبأ می رفتند این خبر را با آب و تاب فراوان برای مردم سبا بازگو کردند
شیطان که همه جا جولان می دهد و شیطانک ها همیشه به کار و فعالیت هستند در بین نخبگان و اشراف سبا نفوذ کردند، آنها دیگر اهمیتی به یکتا پرستی که سلیمان نبی پایه گذار آن در ملک سبا بود نمی دادند و کم کم دچار غرور و تکبر شدند.
اشراف سبا خود را برتر از باقی ممالک می دیدند و فوران نعمت در این سرزمین آنها را به اشتباه انداخته بود و فکر می کردند این نعمت نه از جانب خداوند،بلکه به خاطر عملکرد خودشان است و برای همین به دنبال کاری بودند که مرز خود با دیگر مردم را ایجاد کنند تا توان بروز اشرافیت خود را داشته باشند و بتواند مهتر و بزرگ همه ی مردم باشند، پس دعا کردند بین راههای آنها جدایی ایجاد شود.
در واقع عملیاتی که ابلیس در این سرزمین انجام داد به انقلابی مادیاتی و نوعی میل به قارونیسم در اشراف سبا به وجود آورده بود.
نتیجه این هدف و مقصد تمدنی تغییر وضعیت ژئوپلتیک منطقه بود.
در اثر طغیان گناه تمدنی که عموما از اشراف آغاز شده و کم کم به بدنه جامعه و افراد عادی هم سرایت کرد تکوین عالم تغییر کرد و این سنت روزگار است.
در این زمان گویی قهر خداوند شامل حال این مردم شد و سد عظیمی که به امر سلیمان نبی برپا شده بود و رونق سرزمین سبا پس از احداث این سد چندین برابر شده بود، توسط جوندگان سوراخ شد و از بین رفت.
سد خراب شد و آب طغیان کرد و بی رحمانه به پیش می رفت و خیلی زود سراسر منطقه را گرفت.
این واقعه تقریبا شبیه سیل زمان حضرت نوح بود اما در یک مقیاس کوچک تر و درست بعد از این اتفاق جغرافیای منطقه تغییر کرد و تمام درختان از بین رفتند و تنها تک دهکده هایی با اندک گیاهان گز و کنار و سدر باقی ماندند.
و قران دلیل این اتفاق را عدم امر به معروف و تقاضاهای اشرافی و شایع شدن اسراف بین مردم به دلیل وفور
نعمت و بی احترامی به نعمات خدا بیان می کند و سبا از اوج تمدنی بزرگ به علت انجام بسیاری از گناهان توسط مردم به منطقه ای کویری تبدیل شد.
و این رسم دنیاست تمام زمین و زمان حی هستند و متناسب با اعمال انسان تغییر می کنند.
و این سنت ها در هر زمان و مکانی متناسب با اعمال ما بروز می کند ووای به زمانی که ما امر به معروف و نهی از منکر را فراموش کنیم و آنوقت موریانه ها به کار می افتند و پایه و اساس مملکت را می خورند و...
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🌕✨🌕✨🌕✨🌕
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
#تلخند
رُخ زردم ، مثال سیب زرد است🍏
که نارنج دلم هم ، پر ز درد است🍊
انارِ قلبِ من،خون است مثل یاقوت❣
لبانم خشک، مثالِ خشکیده ای توت🙁
شکم ، چون هندوانه ،خیکِ آب است🍉
ز بی نانی بدان حالم خراب است🍔
دهانم چه بی مزه،گشته است گَس😦
گمانم ،خرمالوی کامم هست نارس🍅
همی آجیل امشب ،شورِ شور است 🍱
دو چشمم بس که باریده، کورِکور است👀
زمانی دارم اینچنین وضع زاری 😢
بدان یلدای خالی، نمی آیدبه کاری😣
که این عکسِ یلدای امسالمان است🎞
و با این دولتیها، تصویر هر سالمان است💰
تلخند.....ط_حسینی
@bartaren
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴واکنش محمد رسولی شاعر؛ در پی توهین به شهید رئیسی توسط یکی از اصلاحطلبان در جلسه عمومی با حضور آقای پزشکیان
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_پانصد_شصت_نه🎬: سلیمان نبی از دنیا رفت و کم کم این خبر در کل ملک
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_پانصد_هفتاد🎬:
پس از سلیمان نبی ملک سلیمان در دستان یهودیان ساحر افتاده بود، سالها زحمت که سلیمان نبی برای مردود کردن سحر و نشان دادن قدرت خداوند برای مردم کشیده بود با یک ترفند ابلیس بر باد رفت و اینک یهودیان منافق به راحتی آموزه های ابلیسی و سحر و ساحری را در بین خطوط تورات می گنجاندند و به سحر و ساحری رنگ دیانت می دادند و کتاب مقدس موسی را تحریف می کردند و هر کدام بنا به میل خود آن را می نگاشتند.
ملک سباء هم با آنها شکوه و جلال به خاطر تمرد نخبگان از امر خداوند و فراموش کردن امربه معروف و نهی از منکر بر باد رفت، اینها دو تمدن آن زمان بودند.
حال می خواهیم سری به تمدن ایران و سپس یونان بزنیم و ببینیم در زمان سلیمان نبی این دو تمدن کهن چه وضعی داشتند.
همانطور که قبل از این گفتیم در ایران کهن جناب جاماسب به عنوان رسولی از طرف حضرت ابراهیم به فلات ایران آمد که در ابتدا مورد اقبال مردم قرار نگرفت و همگان بر علیه او شوریدند و دست به دست هم دادند و جاماسب این پیامبر مظلوم، مظلومانه کشته شد اما بعد از شهادتش، مردم پی به واقعیت و کلام حق او بردند و به ایشان اقبال پیدا کردند و به ایده یکتا پرستی ابراهیم گرویدند و در سرزمین ایران یکتاپرستی رواج گرفت و ایرانیان در آن زمان مومنین به دین حنیف و مجوس بودند.
اما بعد از مرگ سلیمان نبی، امپراطوری عظیمی که بنا نهاده بود آنگونه که توضیح دادیم در حال تجزیه شدن بود.
سالهای هزاره قبل از میلاد آریایی به ایران آمدند از ورود این قوم به ایران تا ایجاد تمدن توسط آن ها حدود پانصد سال طول کشید.
آنچه از گزارش های تاریخی بر می آید، ایرانی ها مردمی متمدن بودند که دارای تکنولوژی پیشرفته بودند و تاریخ گواهی می دهد که این مردم، مردمی سلحشور بودند و وقتی به حقیقت مطلب پی می بردند خود به خود به سمت حق کشیده می شدند و اینچنین نبود که آنها با زور جنگ و شمشیر به سوی حقانیت و راستی کشیده بشوند.
بعد از جناب جاماسب، مردم زیادی به به سمت دین او روی آوردند و تقریبا می توان گفت که سراسر فلات ایران مجوس شدند اما ابلیس همیشه دست به کار و هوشیار است و از هر روزنه ای وارد می شود تا دین یکتاپرستی را به نحوی آلوده کند و برای همین با گذشت سالیان و به مرور زمان این دین نیز دچار تحریفاتی شد و نوعی خورشیدپرستی به وجود آمد.
در این هنگام که همزمان با حکومت سلیمان نبی بود جناب زرتشت به عنوان پیامبری اصلاح گر آمد تا دین مجوس را به مسیر اصلی برگرداند، او دارای خط توحیدی بود و دعوت به پرستش خدای یگانه که در دین زرتشت آن را «اهورامزدا» می خواندند، میکرد.
زرتشت دین و شریعت جدا از جاماسب نداشت بلکه اصلاح گر انحرافات مجوس بود.
او توانست عده زیادی را همراه خود کند و سنت ابراهیمی را که دچار تحریف شده بود به راه درست برگرداند وگسترش دهد.
به طور کلی میتوان گفت مردم فلات ایران در زمان سلیمان حال دینی داشتند.
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🌕✨🌕✨🌕✨🌕
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_پانصد_هفتاد🎬: پس از سلیمان نبی ملک سلیمان در دستان یهودیان ساحر
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_پانصد_هفتاد_یک🎬:
ایرانی ها قومی خاص بودند که از همان قدیم الایام اینگونه بوده اند و به گواهی تاریخ و روایات اهل بیت می توان گفت: قومی که در ایران زندگی میکنند، امت نشان شده ای هستند که به دلیل ویژگی هایشان مسئولیت
خاصی بر عهده دارند و طبق روایاتی که به ما رسیده، ایرانی ها در عرصه های مختلف نقش هایی بی بدیل داشته اند و مخصوصا نقش مهمی در آخر الزمان و دولت کریمه ایفا خواهند کرد و در این شکی نیست، پس ما امت ظهور مهدی زهرا هستیم و باید ایمان خودمان را تقویت کنیم تا مبادا بدا صورت گیرد و زمینه سازی ظهور از ما گرفته شده و به نسلی دیگر داده شود.
از ویژگیهای اصلی ایرانیان میتوان به خرد ورزی و تعقل آنها اشاره کرد، ایرانیان خردورز و اهل اندیشه و فکر هستند و از قدیم تا به امروز دارای فیلسوفان و اندیشمندان زیادی هستند، تاریخ گواه این موضوع هست و در عصر حاضر هم شاهد هستیم که دانشمندان ما چنان دشمن را ترسانده اند که کاری جز ترور از دست دشمنان مزدور بر نمی آید.
و همچنین این قوم عدالت خواه هستند و تحت هیچ شرایطی ظلم پذیر نیستند و در طول تاریخ هیچ وقت استعمار نشده اند، شاید استعمار با همکاری سردمداران ایرانی تا جاهایی پیش رفته باشد اما این ملت شجاع و آزدیخواه هیچ وقت اجازه نداده اند که استعمار گران به هدف شومشان برسند
این قوم شجاع و معقول و آزادی خواه نشان داده اند که ملیگرا و قومگرای افراطی نیستند بلکه طبق همان عقل و ضمیر پاک و فطرت خداجویشان همیشه حق و حقیقت و خدا برایشان در اولویت بوده است.
زرتشت پیامبر اصلاح گر دین مجوس بود که متون تاریخی نیز آن را تایید می کند.
تاگور بزرگترین امتیاز زرتشت را مبارزه با خرافات، قربانی کردن و بت پرستی های رایج میداند و همچنین بارتولومه نوآوری اساسی زرتشت را جایگزین کردن یک خدای دانا به نام اهورا مزدا که همان خدای یکتا و الله است به جای خدایان متعدد معرفی کرده است.
بنابراین بدنه جامعه ایرانی هنگام ورود آریاییها به زرتشت اقبال داشتند و متدین بودند.
ادامه دارد...
@bartaren
🌕✨🌕✨🌕✨🌕
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_پانصد_هفتاد_یک🎬: ایرانی ها قومی خاص بودند که از همان قدیم الایام
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_پانصد_هفتاد_دو🎬:
یک قانونی نانوشته وجود دارد که هر پیامبر و امامی با توجه به خصوصیات قومی ایرانیان برای آنها ارزش و اهمیت بالایی قائل بوده اند و این ادعا با بررسی روایاتی که از اهل بیت به ما رسیده است قابل اثبات است و البته در کنار آنها برخی سنت های خداوند جاریست در همین راستا اگر ما آیات قران را بررسی کنیم به آیه ای میرسیم که بسیار جالب است.
قرآن در آیه ای ضمن بیان سنت استبدال میگوید: اگر عرب ها بد عمل کنند کسان دیگری جایگزینشان خواهد شد و این آیه به صورت آشکار سنت استبدال را بیان کرده، در زمان صدر اسلام هنگام نزول این آیه اطرافیان پیامبر از او پرسیدند: براستی چه کسانی میتوانند جایگزین ما شوند؟! یعنی امتی بهتر از عرب هم هست که بتواند دین خدا را یاری کند؟! در این زمان پیامبر در بین اطرافیانشان چشم گرداندند و سپس نگاه مهربانشان روی جناب سلمان ثابت ماند و ایشان با اشاره به سلمان فارسی که کنار ایشان نشسته بود فرمودند: مردم قوم این فرد.... و در جای دیگر نیز فرموده اند: بزرگترین قومی که با اسلام نسبت دارند مردم فارس هستند.
همچنین روزی اشعث از سران نفاق در کوفه خود را به امیرالمومنین در مسجد رساند و گفت:این سرخ رویان منظورش ایرانیان بود که اطراف تو برما چیره شده اند و حکومت را گرفته اند باعث ذلت عرب ها شده اند.
امیرالمومنین از این سخن ناراحت شده و در حالی که سر خود را پایین آوردند فرمودند: آیا چنان سخن می رانید که من آنها را طرد کنم؟! ابدا و هرگز زیرا در این صورت در زمره جاهلان خواهم بود و سپس قسمی محکم و عجیب خوردند و فرمودند: سوگند به خدایی که دانه را شکافت و بندگانش را آفرید آنها حتما شما را برای بازگشت مجدد به آیینتان سرکوب خواهند کرد درست همان گونه که در آغاز آنها را به اسلام دعوت کردید شما را به اسلام اصیل دعوت میکنند و چه زیبا مولایمان علی آینده را برایشان آشکار نمودند.
در روایت دیگری از امام صادق نیز آمده است که در آخر الزمان قومی می آیند که با بنی اسرائیل و یهودیان به شدت درگیر میشوند و یهودیان را از ترک دیوار نیز بیرون میکشند و میکشند همانا آنان کسانی هستند که زاهدان شب و رزمندگان روز هستند.
در این هنگام یکی از میان جمع برخواست و سوال کرد: ای بزرگوار! این افراد چه کسانی هستند که چنین ستایششان می کنید؟!
امام صادق ع در پاسخ سه مرتبه با تاکید فرمودند: اهل قم!! و اهل قم منظور همان ایرانیان است.
عناصر تمدنی قدرتمندی در این قوم وجود دارد که برای مومنین فرصت و برای دشمنان تهدید محسوب میشود. جبهه شیطان با ایجاد ناامنی های مدوام در سطوح مختلف و تضعیف آنها اجازه ظهور نخبگان اجتماعی فعال را نمیدهد.
از مجموع این روایات بر می آید که قوم ایرانی قومی قدیم و اصیل با اعتقادات محکم بوده اند که مقدر شده نواده ی حضرت رسول را یاری کنند و ظهور را به سرانجام برسانند و کاش ما به خود آییم و قدر خویشتن بدانیم و نادانسته در دام فتنه های یهود و ایادی اش که فرمانبرداران ابلیس هستند نیافتیم، فتنه هایی که گاهی خود را به صورت انقلاب رنگین و گاهی به صورت جنبش هایی مانند زن زندگی آزادی نشان می دهند، حیله هایی که همه از گور یهود و شیطان پرستان بر می خیزد و افراد ساده لوح جامعه را درگیر می کند تا از نبرد آخرالزمان و یاری حق و حقیقت که همانا سعادت هر دو سرا در این است باز مانند.
و البته باید اشاره نمود که نشانه هایی از وجود نقش تمدنی ایرانیان در زمان سلیمان وجود دارد مثال در کتب قدیمی مقبره پرسپولیس را با نام مقبره «مادر سلیمان» معرفی میکردند یا در قدیم منطقه ای به اسم تخت سلیمان وجود داشته که اینها دلیل محکمی نیست اما شاهدی است که میتواند ادعای وجود نقش تمدنی ایرانیان در زمان سلیمان را تایید کند.
و با مرگ سلیمان در سال نهصد و سی و پنج قبل از میلاد شاهد ورود آریاییها به ایران هستیم اقوام هند و اروپایی که به عنوان ملتی بدون سابقه تمدنی، آدم هایی قدرتمند از جهت نظامی و دامدار، از شمال روسیه
و سیبری با کم شدن علوفه به ایران سرازیر شدند. آنها طبیعت پرست بودند و با ورود به ایران فصل جدیدی از اتفاقات را رقم زدند.
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🌕✨🌕✨🌕✨
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 ببینید چه خوابی دیده بودن 😨
⭕️ قرار بود رهبر انقلاب با ۲۵۰ نفر از بزرگان کشور رو ترور کنن توی یک روز
قرار بود ۳۰۰ منطقه نظامی و نیروگاه و سد رو بزنن
قرار بود هک ۱۲۰ ساعت طول بکشه
قرار بود داعش و کوموله و طالبان و جریان ریگی و خلق عرب ... حمله کنن به شهرها
⭕️ ناگفته های جنگ ۱۲ روزه از زبان حاج عظیم
@bartaren
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_پانصد_هفتاد_دو🎬: یک قانونی نانوشته وجود دارد که هر پیامبر و امام
#روایت_انسان
#داستان_واقعی
#قسمت_پانصد_هفتاد_سه🎬:
حال سری به یونان میزنیم، تمدنی که نسبت به تمدن ایران و مصر و... جوان تر است و ابلیس در این سرزمین با حیله و نقشه ای نو پا به میدان گذاشته است.
ابتدا وسعت و ویژگی این سرزمین را بازگو می کنیم، یونان مجموعه ای از جزایر و شبه جزایر پراکنده در دریای مدیترانه و دریای اژه همراه با دولت شهر های مستقل بوده است. مینوسی ها اقوام اولیه مهاجر به آن منطقه در حدود سال هزار و صد سال قبل از میلاد بودندو مهم ترین اجتماع انسانی آن زمان در جزیره کرت بوده است و اوج شکوفایی آنها حدود سال پانصد سال قبل از میلاد با حضور دانشمندان بزرگی مثل سقراط و ارسطو و افلاطون و... بوده است.
اسپارت و آتن و مقدونیه نیز از شهرهای بزرگ آن بود
تمام اروپای امروزی جنگل های انبوه همراه با قومی وحشی و بدون تمدن بوده است که شهر و اجتماع مشخص انسانی نداشتند.
تمدن یونانیان به نسبت مصر و اورشلیم و ایران جوان محسوب می شود لذا سنت گرایی عنوان شده توسط آن ها غلط است.
همچنین این که آن ها خود را سرچشمه اندیشه، معماری، شهرسازی و علم معرفی کردند، صرفا به دلیل روایت سازی هایشان است و درست نیست.
این تمدن برای هویت یابی از عناصر اطراف خود بهره برده است.
می توان گفت که یونان ترجمانی از ترکیب مصر در جنوب، کنعان و بنی اسرائیل در شرق و ایران است. یونانیان به عنوان شاگردان کاهنان مصری محسوب میشدند و حتی بسیاری از خدایان یونان اقتباسی از خدایان مصری است.
به نوعی، مصر باستان مادر یونان است، سنت یونان نه سحر مصر است و نه وحی کنعان بلکه چیزی ما بین این دو است نوعی تجربه گرایی و حسگرایی است.
پروژه سحر و ساحری ابلیس که در مصر و ملک سلیمان تقریبا با شکست مواجه شد، پروژه ای سوخته بود و ابلیس آنقدر درایت دارد که پروژه های جدید عرضه کند تا بتواند بشریت را به سمت خود بکشاند، پس در یونان از در دیگر وارد شد، او با استفاده از حس گرایی که در بین یونانیان رواج داشت می خواست آنها را به سمت مسائل جنسی بکشد و از این طریق انحراف را ایجاد کند و در کنارش ساز و آواز و... هم برقرار باشد.
حال در این وضعیت سفیری از سمت سلیمان نبی در شهر می گشت، مردی دانشمند که علم را در سفرهای متعددش زیر دست حضرت سلیمان فرا گرفته بود
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🌕✨🌕✨🌕✨🌕
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تبریک میلاد باسعادت حضرت ام البنین علیه السلام
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #اولین_مظلوم #قسمت۱۸🎬: چهل نفر مرد جنگی و بی رحم و خبیث که سردسته ی آنها قنفذ ملعون
#داستان_واقعی
#اولین_مظلوم
#قسمت۱۹🎬:
به چشم هم زدنی باری از هیزم جمع شد، انگار روبه رویشان خانه ی وحی نیست و حرف عمر وحی منزل است
تعدادی از ارازل و اوباش مدینه در حالیکه زیر یک بغل هیزم و در دست دیگر شمشیرهای برهنه داشتند به سمت خانه ی دختر رسول الله، همو که حضرت رسول فرمودند پاره ی تن من است خشم و غضب او خشم من محسوب می شود، حرکت کردند
حال و هوای مدینه دگرگون شده بود، خانه ای که تا چندی پیش جایگاه وحی و نزول فرشتگان بود، حالا محل آماج و حمله ی مردمی نادان و نامرد شده بود و جالب اینجاست که عمر هر قدمی برمی داشت تکبیر می گفت و جماعت اطرافش با ندای الله اکبر می رفتند تا به عزیزان خدا و انوار الهی حمله کنند.
در این هنگام صدای تکبیر جماعت اوباش به گوش امیرالمومنین این اولین مظلوم عالم رسید و ایشان از عموی خود عباس پرسید که این تکبیر از برای چیست؟
عباس سری تکان داد و گفت: یعنی آنچه نباید بشود، شد!
خیلی زود هیزم ها پشت در چیده شد و عمر که سردسته ی اوباش بود فریاد زد: ای علی از خانه بیرون بیا و با جانشین رسول خدا بیعت کن، وگرنه خانه را با هر کس که در آن است می سوزانیم...
در این هنگام حضرت زهرا که از اینهمه گستاخی دچار حیرت شده بود، فریاد محمدی اش را بلند نمود و فرمود: عمر! از ما چه می خواهی؟!
عمر گستاخانه بر سر زنی که یادگار رسول آخرین، همو که دنیا به بهانه ی خلقت وجودش خلق شده بود فریاد زد و گفت: فاطمه! در را بگشا وگرنه کاشانه ات را به آتش می کشم، بدان ابوبکر امام مسلمین است و مردم با او بیعت کرده اند و بنی هاشم هم باید بیعت کنند
در این هنگام زهرای مرضیه فرمودند: اگر بیعت نکنند چه؟!
عمر بار دیگر فریاد زد: خانه را با هر کس که در آن است به آتش می کشم.
حالا فاطمه زهرا، می بایست برای پاسبانی از دین خداوند و آیین پدرش رسول الله و ولایت زمانش بار دیگر به پا خیزد تا این حرکت در تاریخ بماند و همگان شاهد باشند که با انوار الهی چه کردند...
ادامه دارد...
#طاهره_سادات_حسینی
@bartaren
🖤🖤🖤🖤🖤