eitaa logo
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
4.7هزار دنبال‌کننده
416 عکس
403 ویدیو
11 فایل
کانال رسمی آثارخانم طاهره سادات حسینی #رمان هایی که نظیرش رو نخوندید #کپی برداری فقط با نام نویسنده مجاز است، بدون ذکر نام نویسنده حرام است تأسیس 26 خرداد ماه 1400 پاسخ به سؤالات...فقط در گروه کانال https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
AUD-20220905-WA0014.
زمان: حجم: 3.9M
🔻بسم الله و باذن الله🔻 1 🎧آنچه خواهید شنید؛👇 ❣کاش باور کنیم ؛ نماز فقط یک سکوست برای پرواز... همین 💓باید پرواز را آموخت 🍃 🦋🍃 @takhooda
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
🔻بسم الله و باذن الله🔻 #نماز 1 🎧آنچه خواهید شنید؛👇 ❣کاش باور کنیم ؛ نماز فقط یک سکوست برای پرو
این هم خدمت اون دسته از عزیزانی که گفتند فسمت اول صوت نماز در کانال بار گذاری نشده از همگی همراهان گرامی التماس دعای فرج رو دارم 🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
@ostad_shojaeNamaz_39_ostadshojae_softgozar.com.mp3
زمان: حجم: 5.3M
39 ✍ عجب خدایی... بی نیاز از ماست؛ اما هر ساعت از شب و روز؛ که دلم هواشو کرد؛ ❤️جوري آغوش بازمیکنه؛ که انگار هیچ بنده ديگه ای،جز من نداره! 👈این خدا رو باید،سجده کرد. شجاعی 🎤 🍃 🦋🍃 @takhooda
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
@masaf4_5920072445657617716.mp3
زمان: حجم: 32.1M
🔊 استاد 📑 «جایگاه عظیم حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها» ✅ لینک فایل تصویری aparat.com/v/cpQye 🗓 ۲۲ دی ماه ۱۴۰۱ - تهران 🎧  کیفیت 64kbps 🍃 🦋🍃 @takhooda
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
راز پیراهن قسمت شصت و ششم: ماشین به سرعت پیش میرفت و گاهی راننده از آینه و گاهی زری از شیشه پشت،
راز پیراهن قسمت شصت و هفتم: وارد خانه ای شدند که انگار خانه ای نفرین شده بود. حلما با ضربه ای که زری به پهلویش وارد کرد از ماشین پیاده شد و به سمت ساختمان روبه رو با دیوارهایی کبود و پنجره هایی بسته به راه افتاد. وارد ساختمان شدند، حلما از چیزی که پیش رویش میدید، متعجب شده بود. ساختمانی خالی از سکنه با پرده هایی سیاهرنگ و میلمانی مشکی که کف سالن شطرنجی را پوشانده بودند و لامپ هایی کم نور که بیشتر به چراغ خواب شبیه بود. زری، مبل سیاهرنگ روبه رو را به حلما نشان داد و گفت: فعلا اونجا بشین و حرکت اضافی هم نکن که به قیمت جونت تمام میشه.. حلما با ترسی که در وجودش نشسته بود به سمت مبل رفت و زری هم به سمت دری در انتهای راهرو روبه رو رفت. حلما روی مبل نشست و به محض نشستن احساس کرد، چراغ ها شروغ به چشمک زدن کردند. حلما همانطور که خیره به لامپ ها بود زیر لب گفت: یا بسم الله انگار اینجا خانه شیاطین هست، پس چشمانش را بست و زیر لب میگفت: اعوذو بالله من الشیان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم... حلما می خواست چهار قل را بخواند تا بر ترس درونی اش غلبه کند... اما به محض اینکه شروع به خواندن کرد ناگهان مبل های کناری شروع به جابه جا شدن کرد، درب ورودی باز شد و به شدت بهم می خورد... نفس در سینه حلما به شماره افتاد که... ادامه دارد 📝به قلم: ط_حسینی @bartaren 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
@ostad_shojaeNamaz_40_ostadshojae_softgozar.com.mp3
زمان: حجم: 4.8M
40 ❣چون که صد آمد.....نود هم پیش ماست! 👈نماز.... اوج نعمته يه انسانه... به کسی که نماز دادند...همه چیز دادند! ❤️قدر این هم آغوشی بی واسطه رو بدونيم شجاعی 🎤 🍃 🦋🍃 @takhooda