🔰 یادتان هست بعضی ها می خواستند با دوستی و اتصال به کدخدا در دل مردم عزیز و محبوب شوند و خود را قهرمان ملت معرفی کنند:
🔸«الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ؛ (منافقان) همانانی هستند كه كافران را، بجاى مومنان، دوست خود بر مىگزينند، آيا اينان مىخواهند از آنان كسب عزت و آبرو كنند؟» (نساء: 139)
🔰امّا قانون عالَم این است که هرکس با همه وجود متصل به خدا و منقطع از کدخدا شود، خداوند او را عزیز و محبوب و قهرمان مردم می کند:
🔸(ادامه آیه قبل) «... فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً؛ درحالیکه همه عزتها برای خدا است!(و او به هرکس بخواهد می دهد)» (نساء: 139)
@basaer_fi
✍️شهید سلیمانی، چگونه به چهره ای ملی و محبوب تبدیل شد؟
🔰واقعیت این است که در قواعد الهی عالَم، کسانی می توانند محبوبیت پایدار و همیشگی داشته باشند که اولاً زیست مردمی داشته باشند، در میان مردم باشند، دغدغه مردم داشته باشند و خلاصه، به تعبیر قرآن کریم، «از جنس مردم» باشند:
🔸«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ؛ رسولى از جنس خود شما به سويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است، و نسبت به (هدايت و رفع مشکلات شما) حریص است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه: 128)
و ثانیاً به تکلیف و وظیفه الهی اش عمل نماید، حتی اگر دشمنان و طواغیت عالم خوششان نیاید:
🔸«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا؛ كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، خداوندِ رحمن محبت آنها را در دلها مىافكند.» (مریم: 96)
و این همان مضمون بیان امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه است که فرمود:
🔸«مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ؛ هرکس که رابطه میان خود و خداوند را اصلاح نماید، خداوند رابطه میان او با مردم را اصلاح می¬کند.»(نهج البلاغه؛ حکمت 89)
🔰آری! منافقان و بیماردلان، عزت و محبوبیت ملّی را در اتصال و دوستی با کدخدا و قدرتمندان عالَم جستجو می کنند:
🔸«الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً؛ (منافقان) همانانی هستند كه كافران را، بجاى مومنان، دوست خود بر مىگزينند، آيا اينان مىخواهند از آنان كسب عزت و آبرو كنند با اينكه همه عزتها مخصوص خدا است؟!» (نساء: 139)
🔸«وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا؛ آنان غير از خدا معبودانى براى خود انتخاب كردند تا مايه عزتشان باشند.» (مریم: 81)
شهید سلیمانی، درست در نقطه مقابل، عزت را در اتصال به «خدا» و «ولایت» و «مردم» جستجو می کرد و خداوند هم او را به چهره ای ملی و محبوب تبدیل کرد:
🔸«وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ؛ عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمىدانند.» (منافقون: 8)
@basaer_fi
هدایت شده از امیرحسین ثابتی
احتمالا اولین بار دبستان یا راهنمایی بودم که نامش به گوشم خورد، آن موقع خیلی از مسایل سیاسی سر در نمی آوردم. هیچ وقت آن موقع تصور نمی کردم که علامه محمد تقی مصباح یزدی یکی از معدود نفرات موثر در زندگی ام شود، فقط همینقدر می دانستم که یک نفری هست که هرچه شبهه اعتقای و سیاسی وجود دارد را پاسخ می دهد و البته سخت مورد هجمه و تخریب است.
بعدها که بزرگتر شدم و به قول معروف کمی وارد گود شدم، فهمیدم جنسش با بقیه خیلی فرق دارد. شجاعت و صراحت کلامش به شدت جذبم کرد، شیفته این روحیه اش شده بودم که از «هزینه دادن» باکی نداشت و مثل کوه در برابر تخریب ها استوار بود. کم کم که وارد دانشگاه شدم با خودم عهد کردم بیشتر درباره اش بخوانم، لذا متن بسیاری از سخنرانی هایش را به دقت خواندم. هر چه بیشتر خواندم بیشتر شیفته اش شدم. از منطق، قدرت استدلال، صراحت، شجاعت و هزینه دادنهایش لذت می بردم و البته درک مظلومیتش برایم مضاعف می شد.
وقتی با افکارش مانوس شدم، به طور محسوسی احساس کردم خیلی از شبهات دیگر برایم معنا ندارد. پاسخ خیلی از سوالاتم را گرفته بودم و به طور متفاوتی شبهات دیگران را در دانشگاه پاسخ می دادم. «مصباح» به معنی واقعی کلمه مثل چراغ بود و «فرمول» فکر کردن، استدلال کردن و پاسخ دادن به خیلی از شبهات را برای من و بسیاری از هم نسلان ام ارائه می داد.
در فتنه سال 88 نیز مثل همیشه یک تنه به میدان آمد، هزینه داد و علیه جریان هاشمی و التقاط سنگ تمام گذاشت. بعد از آن نیز شجاعانه با "اصولگرایان مدعی و قلابی" مرزگذاری کرد و به ما آموخت افراد و جریان های سیاسی را نه با برچسب هایشان بلکه با مواضع و عملکردشان بشناسیم.
حتی زمانی که احمدی نژاد به آرمانها و شعارهای اولیه اش پشت کرد، هیچگاه به خاطر اینکه قبلا از او حمایت کرده بود با او از در تسامح و تساهل وارد نشد، اشتباهات او را توجیه نکرد و با همان شجاعت، صراحت و آزادگی خاص خودش با او مرزگذاری کرد و خطر انحرافات او را بیان کرد.
بعدها نیز که دولت روحانی سر کار آمد، یک پای ثابت افشاگری علیه بنیان های فکری التقاطی او و دولتش بود، با هیچ کس و در هیچ سطحی تعارف نداشت، "اسلام" برایش مهمترین چیز بود و در این مسیر همه زندگی و آبروی خود را فدا کرد، هرچند دشمنان مغرض و مخالفان کم مایه اش با کلیشه های دروغین مانند "مصباح گفته اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست!" یا "مصباح با رای مردم مخالف است!" تمام تلاش شان را کردند تا نور او را خاموش کنند، اما "والله متم نوره ولو كره الكافرون..."
خدایش بیامرزد که یک الگوی واقعی برای سیاست ورزی مومنانه بود...
https://www.instagram.com/p/CYPheNHghpM/?utm_source=ig_web_copy_link
@Sabeti ✅
هدایت شده از KHAMENEI.IR
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | عالم مجاهد و پارسا
🔻 حضرت آیتالله خامنهای نسبت به آیتالله محمدتقی مصباح یزدی به عنوان شخصیتی دارای علم و بصیرت و صفا ارادت خاصی داشته و در بیانات مختلف از ایشان تجلیل کردهاند که این موارد در این اطلاعنگاشت متحرک مرور میشود.
💻 @Khamenei_ir
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید| توصیفات جالب حضرت آیت الله مصباح یزدی از ویژگی های شخصیتی رهبر انقلاب👆
@basaer_fi
هدایت شده از بصائر
✍️ رفاه طلبی، اصلی ترین عامل انحراف خواص پس از رحلت پیامبر(ص)، از دیدگاه حضرت زهرا(سلم الله علیها)
خطبه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)، پس از مصائب دردناکی که برای ایشان به وقوع پیوست، بی شک یکی از مهمترین منابع معرفتی و سیاسی شیعه به شمار می رود. خطبه ای که مملو از معارف عمیق اعتقادی، تضمین های قرآنی بی نظیر و تحلیل های سیاسی و روان شناختی عمیق است.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بخشی از این خطبه بی نظیر، علت اصلی مخالفت با امر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و در نتیجه کتمان حقیقت غدیر و حقانیت علی(علیه السلام) را راحت طلبی، تن آسایی و رفاه طلبی خواص جامعه می دانند. ایشان پس از طرح این سؤالات از اصحاب که: «پس چرا امروز بعد از اقرار و اعتراف سرگردان شدید؟ و پس از آشکار کردن عقیده امروز پنهان کاری دارید؟ و بعد از آن پیشگامی و پیشرفت به عقب بر می گردید؟و بعد از ایمان مشرک شدید؟» می فرمایند:
✳️«أَلَا قَدْ أَرَى أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ، وَ أَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوْتُمْ مِنَ الضِّيقِ بِالسَّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ مَا وَعَيْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذِي تَسَوَّغْتُمْ، فَ: «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ»؛ آگاه باشید که جز این نیست که به تن آسایی خو کرده اید و امام واقعی خود را از زمامداری دور کرده اید و با رفاه و آسایش خلوت کرده اید و از سختی زندگی به راحتی و خوشگذرانی رسیده اید. به همین سبب آنچه را حفظ کرده بودید، از دست دادید و آنچه را که فرو بردید بالا آوردید پس بدانید که «اگر شما و هر که در زمین است کافر شوید، خداوند بی نیاز از همگان است.»» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج29، ص230)
ارتباط با مدیر کانال: 👈👈
@basaer_admin
جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
چند گزاره اخلاقی مفید از حجت الاسلام والمسلمین علی رهبر، استاد برجسته اخلاق.
@basaer_fi
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🔻«غیرت دینی» برای «اصول انقلابی»:
تغییر موضعِ آیتالله خامنهای دربارۀ «مذاکره با دشمن»؟!
مهدی جمشیدی
[1]. خدا را شکر میکنم که در گفتگو، «سعۀ صدر» دارم و با هیچ حاشیهای، باب «گفتگو» را مسدود نمیکنم و از «آزاداندیشی» و «مناظره» دفاع میکنم. هفتۀ پیش، با یکی از نیروهای ملیمذهبی که محکوم امنیتی و سیاسی بوده، مناظرۀ زنده داشتم، امّا بهواقع مشاهده کردم او از بسیاری از اهل پژوهشِ اینجایی، «گشودگی» و «وسعتنظرِ» بیشتری دارد. او به تمام پیشفرضهای من حمله کرد و من نیز به تمام پیشفرضهای او حمله کردم. گفتیم و مخاطب نیز شنید و آنچه را که درست میانگاشت، برگرفت و رفت. این را گفتم برای آنکه از مواجهۀ حوزویان با خویش در آن ماجرای طرّاحیشده سخن بگویم که همچنان طعنهها و ملامتهایشان ادامه دارد.
[2]. آن بزرگوار گفته بودند: اوّلاً «جمهوری اسلامی با بسیاری از کشورها قهر است» و ثانیاً «بسیاری از مشکلات اقتصادی با ارتباطات خارجی، برطرف خواهد شد». در مقابل باید گفت: جملۀ نخست ایشان، خلافواقع و تخریب چهرۀ نظام است؛ و جملۀ دوّم نیز، به معنی برونگرایی است. یکی «نظریۀ انزوای سیاسی» است و دیگری «نظریۀ وابستگی». گرۀ معیشت مردم، نه با «هضمشدن در هاضمۀ نئولیبرالیسمِ جهانی» گشوده میشود، نه با «تبدیلشدن به اقتصادِ پیرامونی و اقماری». هشت سال در این «بیراهه» روان بودیم و دستوپا زدیم که اینچنین گرفتار و سرگشته شدیم. اکنون دوباره به همان «نسخۀ مجعول و معیوب» بازگردیم و دست گدایی به سوی «کدخدای جهان» دراز کنیم؟! هشت سال «عزّتفروشی» و «حقارت» و «ذلّت» کافی نبود؟! چه شد جز آنکه «وعدههای کاغذی» خریدند و به مردم فروختند؟!
[3]. ده روز، تمامیّتِ حوزه برخاست و ادبیّاتِ غلیظِ مرا به تعارض با دین و روحانیّت و مرجعیّت پیوند داد و از یک «نقدِ تند»، «نفیِ بنیاد» را نتیجه گرفت و بیرحمانه و خصمانه، بر اعتبار و دیانتِ من تاخت. امّا در این میان، یک «منصفِ شجاع» در حوزه نیافتم که بگوید «مادّۀ سخن» آن بزرگ، خطا بود و «صورتِ سخن» این کوچک؛ و بر این قیاس، باید به گونهای دیگری موضع گرفت و از آن بزرگ گلایه کرد. این «تعصّبِ صنفی»، مرا بهشدّت به حوزه، بدبین ساخت. در این غوغاهای مستبدانه، نه انصاف دیدم و نه اخلاق. دافعۀ عجیبی داشتند. البتّه من از فضای غالب و مسلّط سخن میگویم و نه از همۀ افراد؛ چنانکه از بدنه، آن نشنیدم که از رأس دیدم.
[4]. عذرخواهی من از «الفاظ» بود و نه از «استدلال». بر سر سخنم هستم و بههیچرو، عقبنشینی نمیکنم. در محکمه هم همین را خواهم گفت. نه دنیایی دارم که برای حفظ آن، «حقایق انقلاب» را نگویم و نطلبم و «غیرت دینی» نورزم؛ نه صنفی دارم که به حمایت برخیزند و با تقسیمکارِ پیشینی، روزانه دهها بیانیه بدهند و خطابه بخوانند و حکم فسق و فساد بدهند. تعیّنِ حقیقت در متنِ تاریخی که در راه است، روشنگر و رسواکننده خواهد بود.
[5]. عملگرایی عبارت است از «آرمانها/ ارزشهای انقلابی» را در هنگامۀ تزاحم و تعارض، فدای «منافعِ مادّی/ محسوس» کردن، و یعنی سیّال/ ژلهای/ بیاصول بودن و خود را در نسبت با موقعیّتها تعریفکردن. آیتالله خامنهای میگوید «عدم تسلیم در برابر دشمن مستکبر»، جزو اصول انقلاب است، و «زورگویی» دشمن را نباید تحمّل کرد، اما اینکه با دشمن «مذاکره/ صحبت/ تعامل» کنیم، یک حرف دیگر است؛ درحالیکه کسانی این اصل را تضعیف میکنند و میگویند تسلیم شدن چه اشکالی دارد؟ پس اصل انقلابی از نظر ایشان، «تسلیمنشدن در برابر دشمن مستکبر» است، نه «مذاکرهنکردن با دشمن مستکبر». به بیان دیگر، ذات «مذاکره»، تسلیمشدن نیست بلکه ممکن است مذاکره نیز صورت مطلوب و مشروع داشته باشد. پس محل اختلاف، «مقاومت» است نه «مذاکره»، و مذاکره بهصورت ذاتی، نافیِ مقاومت نیست. اعتراض آیتالله خامنهای به کسانی نیست که دعوت به مذاکره میکنند، بلکه ایشان میگوید کسانی معتقد به عبور از اصلِ انقلابیِ «عدمتسلیم در برابر دشمن مستکبر» هستند. این توصیه، عملگرایی است.
[6]. انتقادهای نیروهای انقلابی به جریان مذاکره در دولت اعتدالگرا، به چند دلیل بود: اوّلاً، مذاکره از «موضع ضعف و عجز» بود، نه «موضعِ عزّتمندانه و مقتدرانه»؛ ثانیاً، مذاکره مبتنی بر «اعتماد» به دشمن و «تکیه بر وعدههای کاغذیِ» او بود؛ ثالثاً، مذاکره به معنی «راهحل اصلیِ گشایشِ معیشتی» مطرح شد و از «ظرفیّتهای داخلی»، غفلت گردید؛ رابعاً، مذاکره از «مسألۀ هستهای» فراتر رفت و به تعبیر حاجقاسم، «سه ضلعی» شد و «برجامِ منطقهای» و «برجامِ موشکی» نیز مطرح شد.
https://eitaa.com/sedgh_mahdijamshidi
هدایت شده از کشتی طوفانها | استاد علی رهبر
قسمت چهل و نهم1400.10.20.mp3
زمان:
حجم:
29.4M
🔈بشنوید
💠#خودسازی_در_نهج_البلاغه
ا~~~~~~~~~~
💎 نکات ناب :
🔸فتنه ها که دامن گستر شد یکسری حاکمیت ها شروع می شود، حاکمیت ها که شروع شد مردم به رنگ حاکمان در می آیند پس اگر ما بخواهیم اخلاق جامعه را سامان بدهیم باید دست به گیرنده ی حکومت و دست به فتنه سازان ی که حلال و حرام را تغییر می دهند بزنیم.
🔹وقتی که ناخالصی ها در جامعه حاکم شد، خالص ها که عرضه بشود، کالایش خریدار ندارد.
🔸عالم اخلاق باید خیلی قرآنی باشد، خیلی حدیثی باشد والا یکجا می اندازد تو درّه.
@keshtitoofanha