رفتم سراغ چت پارسال همین موقع رو با یه نفر مجدد خوندم.
شاید اون موقع هیچکس انقدر تو زندگیم بهم نزدیک نبود.
و امسال همون موقع هیچکس انقدر از زندگیم دور نیست.
برگ و بار برام نمونده.
و خب به این فکر میکنم
سال دیگه این موقع هم ممکنه آدمای نزدیک زندگیم ازم همینقدر دور باشن؟
که خب با توجه به خلقیات سگیِ من
خیلی ممکنه.
محکوم
رفتم سراغ چت پارسال همین موقع رو با یه نفر مجدد خوندم. شاید اون موقع هیچکس انقدر تو زندگیم بهم نزدی
داشتم دنبال یه واسطه میگشتم که یه امانتی قدیمی رو بهش برسونم.
یعنی حتی در این حد هم باهاش در ارتباط نیستم.
بعد یهو به خودم گفتم پارسال این موقع کجا بودیم؟
و خب ادامه ماجرا
میدونید؟
فارغ از ماهیت اون اتفاق که خوبه یا بد.
اصل ای ماجرا بنظرم خیلی جالبه.
اینکه زندگی غیرقابل پیشبینیه خیلی جالبه.
جالب نیست؟