eitaa logo
شهدای مدافع حرم خوزستان
486 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
671 ویدیو
6 فایل
💖 کانالی شهدایی با محوریت شهدای مدافع حرم استان خوزستان (بسیجیان گمنام اهواز) ‌ شهادت، یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی ‌ 🔻کانال‌ها و پیام‌رسان‌ها در اینستاگرام،‌ آپارات، ایتا، سروش، روبیکا https://takl.ink/basijiyanegomnam/ ‌ ادمین @Aletahaa69
مشاهده در ایتا
دانلود
✍شما سبڪبال و رها با ڪولہ بارے سرشار از بار سفر بستید... و ماییم با ڪولہ بارے از حیرانے ها و دنیا رها شده در هوسرانے ها... ✅‌روز بر دومین شهید مدافع حرم ‌ در کسوت پزشکی مبارک باد‌. 📸شهید مدافع حرم 🚩شهدای مدافع حرم خوزستان 🆔 @basijiyanegomnam
شهدای مدافع حرم خوزستان
در آبان ماه سال۹۵ پس از درگیری های زیاد با تکفیریها در غرب حلب با تنی خسته و پر از خاک بعد از دوازده شبانه و روز آتیش سنگین فرصتی شد تا ازخط اول به عقب بیائم تا بتونیم یکم استراحت و حمام کنم خیلی بدن درد داشتم چون جنگ با جبهه النصر و خیلی سنگین بود و فشار زیادی بهمون تحمیل کرده بود ولی با لطف خدا و همت شهدا و رزمندگان مدافع حرم، بر دشمن پیروز شده بودیم به اصرار فرمانده عملیات قرارگاه رفتم مقر عملیات در عقب ولی هوا خیلی سرد بود و نه برق بود و نه آب گرم جهت استحمام!!!؟؟؟ مجبور شدم لباس بردارم و برم مقر بهداری لشکر زینبیون در منطقه ی دیگر وقتی رفتم اونجا خدا خدا میکردم بتونم حمام کنم و لباس هایم رو بشویم رفتم درب بهداری که در یکی از منازل روستایی بنام خانات حلب، وقتی در را کوبیدم در رو باز کرد من رو در آغوش گرفت و تحصین کرد و خسته نباشید گفت من از دیدن حمید خیلی خوشحال شدم گفت چه خبر حاجی جان گفتم الحمدلله تونستیم در منطقه عملیاتی دشمن رو شکست بدیم و خط رو تثبیت کنیم خیلی خوشحال شد گفتم حمید جان آب حمامتون گرمه گفت گرمه ولی اگر گرمم نباشه برات گرمش میکنم و من رو به داخل مقربهداری دعوت کرد رفتم داخل مستقیم رفتم حمام و یه دوش آب گرم گرفتم و لباس های خودم رو شستم ساعت حدود ده شب بود وقتی استحمام کردم حمید اتاق خودش رو گرم کرده بود و برای من پتو بشکل پشتی گذاشته بود با محبت و با صمیمیت تمام هماننده دوره هشت سال شام درست کرد و با هم شام خوردیم کلی با هم گپ زدیم وقتی خواستم برم نزاشت و گفت امشب باید پیشم‌ بمونی و استراحت کنی خلاصه با اصرار حاج حمید من موندم و از شدت خستگی خوابم برد حدود ساعت سه و نیم شب از خواب پریدم، دیدم‌ حاجی در حال خواندن است اونهم با چه شور و حالی و میکردمن اونجا متوجه شدم حمید خیلی متحول شده و داره خودشو آماده ی میکنه صبح برای بیدارم‌ کرد و بعد از نماز و با هم صبحانه خوردیم وقتی خواستم برم بهم لباس گرم داد خیلی شب بیاد ماندی بود آخر هم به آرزوی دیرینه اش رسید و شهید شد خوش به سعادتش روحش شاد و یادش گرامی باد. ☑️از طرف هم رزم شهید مدافع حرم دکتر 🚩شهدای مدافع حرم خوزستان 🆔 @basijiyanegomnam