وقتی امروز به بهانه رفتن سَرِ مزارِ بابابزرگهام تو قبرستون بین قبر ها راه میرفتم و سن و سالشونو نگاه میکردم ، رو خیلی از قبرها زده بود جوانِ ناکام ..
واژه ی غم انگیزیِ .. جوونی که مرگ ، آرزوهاشو ، اهدافشو و حتی مهلتِ تحولِ دوبارشو هم ازش گرفت .
و حالا بعد از گذشت سالیانِ زیادی که حتی سنگ مزارشون هم رو به نابودی و فرسایش رفته ، هیچکس کنار مزارشون هم نمیاد تا فاتحه ای نصیب روحشون بشه .
اینجا پر از آدمایی بود که از پیر و جوون ، همه به فراموشی سپرده شدن ..
و دقیقا کنار همین آدما و قبرشون ، یه گلزار پر از شهداییِ که نه تنها فراموش نشدن ، بلکه نام و یادشون ، جاوید و ماندگار هم باقی موند ...
از نظر مساحتی ، یه دیوار بین این آدما و اون آدما فاصله است اما ...
به خودم میگم ؛ ببین فلانی .. تو فقط توانِ اینو داری که تصمیم بگیری جات اینور ، بینِ انبوه آدمایی باشه که فراموش شدن و تو هم جزوشون خواهی بود یا نه .. بینِ شهدایی که هنوز زنده اند و نزد خداشون روزی میخورن ..
شاید خیلی زود ، دیر بشه ..
#شادیروحامواتصلوات
#دلتنگ #دلتنگی #بابابزرگنهبابایدوم
#اللهمرزقناتوفیقالشهادتفیسبیلک