eitaa logo
بِرکه 🍃
309 دنبال‌کننده
314 عکس
28 ویدیو
1 فایل
خانم ف.میم روایت های ساده از زندگی یک مامان، معمار، داستان نویس.🍂 اینجا می‌توانیم گپ بزنیم https://eitaa.com/Fmazhari
مشاهده در ایتا
دانلود
فاطمه! لطفا از روی این مبل بلند شو! گمانم خر شیطان باشد. بلند شو و برو پشت میز‌تحریرت بنشین و با ماژیک‌های هایلات جدیدت که مهندس برایت خریده بیوفت به جان کتاب جدید جعفر مدرس صادقی! والا چه کار داری به آن فکر‌های منفی! هی دامن می‌زنی بهشان! بلند شو یک شربت گلاب درست کن بخور بسکه با سرُم‌ شست‌وشو دادی جای دندان عقلت را، اوقاتت شور شده! فاطمه! چند بار باید به تو یک‌حرف را بزنم! برو با ملکوت بهرام‌صادقی شروع کن با مدرس صادقی چندتا از ایرادهایش را در بیاور و دوتا نکته خوبش را هایلات کن حالت خوب می‌شود. گمانم‌یک داستان کوتاه هم توی دست‌بالم باشد از کارور آها آفرین خودش است هروقت کارم داشتی زنگ بزن! این را هم بخوان اصلا اسمش آرامش بخش است. برو برو به ریموند کارور زنگ بزن. فقط هرکاری که می‌کنی از روی این مبل بلند شو آفرین. وَخی! =برخیزکرمانی @berrrrke
در ستایش داستان ساده! پرت کردن فکرم به طرف داستان‌های کارور و پست‌های کانال چیمه بهانه خوبی شد که بیایم کمی از سبک مینیمالیسم حرف بزنم. به این عکس نگاه کنید. سادگی و تک رنگ بودن فضا را ببینید. نوع نورپردازی اتاق را هم! همه با هم مختصر و مفید بودن را فریاد می‌زنند. یادم می‌آید واحدی که در دانشگاه پاس کردیم برای طراحی مینیمال همه‌اش از ما می‌خواستند که از متریال ساده استفاده کنیم. پله‌ها را طوری طراحی کنیم که کمترین فضا را اشغال کنند و در نهایت سادگی زیبا باشند. هرآنچه را که می‌شود حذف کرد حذف کنیم. رنگ‌های خنثی تونالیته سفید خاکستری و شیری استفاده کنیم. اما! یک نقطه را بگذاریم کانون و مرکز. حالا این به چه‌کار من داستان‌نویس می‌آید؟ شاید لفظ داستان‌های کاروری را شنیده‌باشید. که به قول خودش بدون تزئینات و دکوراسیون اضافه است. چند روز پیش داستانی ازش خواندم که در یک صحنه شروع و درهمان صحنه بدون ذره‌ای جا به‌جایی تمام می‌شد. چیزی از اتاقش را یادم نیست اما نور سیگار روشن را توی دستان زن یادم مانده. از این مبحث یک چیز زا بتوانیم درک کنیم و به کار ببندیم کفایت است. از توصیف‌های بی‌کاربرد و بی‌خاصیت دوری کنیم. داستان‌هامان را عین چهارشنبه بازار شلوغ‌و درهم‌برهم نکنیم. و هرجا دلمان خواست رنگ‌های مورد‌علاقه‌مان را نپاشیم! داستان را تاریک نکنیم. با منبع نور نقطه‌ایی یا خطی متمرکز روشنش کنیم. و جایی که نیاز به تمرکز و توجه بیشتر دارد را یک رنگ لایت و هماهنگ با تم داستان بیاوریم. بخیه‌های لثه‌ام درد‌ می‌کنند. و مغزم دارد ارور خواب می‌دهد. شاید روزی کامل‌‌تر شده کپشن را برای مجله محفل نوشتم و منتشر کردم.
. چند کلام نور از روشنفکرترین، مذهبی‌ترین و ترازترین مرد عالم: زن‌های برجسته مایه‌ی افتخارند؛ شما هم سعی کنید جزو این زنان بشوید. ما زنان برجسته‌ای داریم در همه‌ی بخشهای علمی و عملی و جهادی و مسئولیت‌پذیری و مدیریتی و غیره، زنهای برجسته‌ی مهمی داریم، اینها مایه‌ی افتخارند، زنهای برجسته‌ی در کشور، هر کشوری زنان برجسته‌ای داشته باشد اینها مایه‌ی افتخارند و در کشور ما زیاد هستند و شما سعی کنید جزو این زنان بشوید. چه جوری؟ درس بخوانید، درس‌هایتان را باید خوب بخوانید، تکالیف درسی را باید خوب انجام بدهید، کار کنید، فکر کنید، کتاب بخوانید تا ان‌شاءاللّه جزو زنهای بزرگ بشوید در آینده.‌‌ 🇮🇷 ۱۴۰۱/۱۱/۱۴‌ @masture
📝 داستان‌گو راهنمایی است که شما را از سطح و ظاهر به آنچه در واقع هست می‌برد. یک ضرب‌المثل هالیوودی می‌گوید:" اگر صحنه‌ای نوشتی که درست درباره‌ی چیزی هست که درباره آن است بدان که به هچل افتادی!" 😊 و این صحنه قابل اجرا نیست! به زبان خودمانی اگر شخصیت نشسته و ماست می‌خورد و واقعا هم فقط دارد ماستش را می‌خورد. باید یک فلفلی چیزی توی ماستش بریزی تا ازش صحنه در بیایید 😊 @berrrke
دیشب همه‌ی برنامه‌هایم را جمع‌ وجور کردم که امروز تمرکزم فقط روی داوری متن‌های پویش باشد. پویش وقتی بیدار شدم. این فایل را که باز کردم گیج و گنگ دنبال کلمات آشنا گشتم. نبود. اطلاعات شخصی را نگاه کردم شهر: لبنان! از صبح هی‌ بغض کردم هی اشکی شدم ولی با این تک کلمه دلم فروریخت. حاج قاسم مرز ندارد. حاج قاسم حد ندارد. تمام نمی‌شود. باید متن‌را بفرستم‌برای فاطمه تا ترجمه کند. دل توی دلم‌نیست که بفهمم چه نوشته. @berrrke
مثلا پیر بشیم به پای انقلاب😍 @berrrke
دهه نودی‌های سیدعلی😍 @berrrke
من دور تو بگردم؟ ❤️ @berrrke