بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻
ناز میکردند برای نوازش شدن به دست بادی که گنبد را بوسیده بود،
فرفرههای سرگردان حرم...
#جنون
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #نوشته_بودم «همیشه مدعی بودم که همونی رو میخوام که محبوب بخواد... باید پای ادعام باشم؛ باید مرد
✍🏻
#نوشته_بودم
«من هیچ کلمهای برای خداحافظی بلد نبودم...»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #نوشته_بودم «من هیچ کلمهای برای خداحافظی بلد نبودم...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#نوشته_بودم
«باید همه کارهامو کند انجام بدم، برای هرچیزی خیلی صبر کنم و انقدر آروم بشم که تلاطم وجودم تموم شه... ته نشین شم!»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #نوشته_بودم «باید همه کارهامو کند انجام بدم، برای هرچیزی خیلی صبر کنم و انقدر آروم بشم که تلاطم
✍🏻
#نوشته_بودم
«میشه همهچیز جهان رو در حُب خلاصه کرد...!»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #نوشته_بودم «میشه همهچیز جهان رو در حُب خلاصه کرد...!» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#نوشته_بودم
«تب کردم...!
نیاز دارم زمانی رو به غصه خوردن بپردازم و کسیو داشته باشم تا ازم مراقبت کنه و تسکینم بده، بعد به زندگی برمیگردم، قول میدم! من آدم دووم آوردنم، مجبورم!»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#گفت :
«خانه را مرتب کردهام حالا تنها چیزی که
اینجا به هم ریخته است، منم....»
•|🌌|• @bidelijat