eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
545 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 از هجومِ آن بی‌ریشگانِ بدونِ‌هویت که حتی واژه از نوشتن نامشان شرم دارد، پنج روز گذشته، و امروز، م
✍🏻 نمی‌‌شود که خانه را ترک کرد... نه می‌توان به دوش کشید، و نه توی چمدان جا می‌شود که بریزیم و ببریمش! ما برگشتیم‌، برای با قوت ادامه دادنِ زندگی در شهرِ زخمی‌مان... •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 خودشون زورشون نرسید، رفتن گنده‌شونو آوردن! اونم می‌زنیم «بعون الله». #هیاهو •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 روشنیِ روز، چشمانِ تارِ خفاشانِ مهاجم را سیاه کرده بود، که گور‌کَن‌ها را خبر کردند‌‌... حالا برای دفنِ تمامشان قبر هست! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 به خیالشان در بلندای وقار! اما با نهایت گستاخی، گردن کشیده‌اند به قلدری، زِر لای زَروَرَق ادعا می‌پیچند و مُفت می‌گویند، چَک‌ هم می‌خورند. نوش! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 ثواب روزه و حج قبول آن کس برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد... •|🌌|• @bidelijat
هدایت شده از رُستنی🌱
«باز کن در که جز اين خانه مرا نيست پناهی...»
✍🏻 آن روزها اگر علی «علیه‌السلام» می‌جنگید، به قدرت یقین شمشیر می‌زد و به دستِ اراده حق بود که می‌برید! امروز هم در غوغای اسباب، موشک‌ها، نیزه‌های کندِ پوسیده‌اند اگر ایمان نباشد... بدونِ اراده خدا، دمِ عیسی، باد هواست، و عصای موسی، هیزمِ تنور، انگشتر سلیمان هم، حلقه‌ای بی‌رمق! وقتی که سازِ جهان را او می‌نوازد، باید ابراهیم‌وار وسطِ آتش، مثل پروانه در باغِ گل رقصید، و مریم‌گونه، به تهمت‌ها خندید، چه یخ بزند آتش، چه بسوزد پَر، چه پسر به سخن بیاید، چه مادر به ناحق متهم شود! اگر باور داریم که در جبهه‌ حقیم، باید دل را به خدایی بسپاریم که شن‌های طبس را در مشت می‌فشارد، چه در کابینِ قدرتمندترین جنگنده باشیم، چه در محاصره از استخوانِمان سلاح بتراشیم! •|🌌|• @bidelijat
بین این کانال و اون شبکه، میون غبار تحلیل‌های راستکی و دفاعِ آبکی و... من که نه سوادشو دارم، نه صلاحیتشو، یه چیزو با یقین می‌دونم اونم اینکه وقتی راه تاریکه، فانوس‌دار ها پیشرو ان. محرم امسال مثل آتیش زیر خاکستر، دمیدن می‌خواد، و بار روی دوشِ روحانی‌ها، سخنران‌ها، مداح‌ها و هرکس که هیئت داره یا هیئت میره از همیشه سنگین تره. قطعا محرم پتانسیل شروع اتفاق‌های بزرگ رو داره، نمونه‌اش هم تو تاریخ زیاده. و به قول امام موسی صدر، تو هیئتی که دغدغه مبارزه با اسرائیل نباشه، شمر هم سینه می‌زنه.
✍🏻 اگر این حرف‌ها که می‌گویند –این خیانتِ آشکاری که به چینش واژه‌ها می‌شود– حقیقت دارد، شب که شد، آب روی خانه‌های شهر بپاشید تا خونِ دیوارها شسته شود و آتش فراموش کند که کجا را سوزانده! بعد آرام و بی‌صدا، عروسک‌های خاکی را با لبخندهای نقاشی‌شده و لباس‌هایی که بوی باروت گرفته‌اند، از زیر دست‌وپای آوار بردارید و دفن کنید، شاید صدای لالایی دخترانِ شهید، گریهٔ خاک را آرام کرد... •|🌌|• @bidelijat
• من این جانِ خسته را تا محرم می‌کشانم... | @ianashid
✍🏻 بر تو از جهل!... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 من معلمم که بارِ قلم را بر دوش می‌کشم، و عهد بسته‌ام، در کلاسی که بوی باروت از پنجره‌اش می‌وزد، در برابرِ فریب واژه‌ها سکوت نکنم. وقتی درسِ تاریخ به صفحه امروز برسد، از آینه‌های شکسته‌‌ روایت می‌کنم، که تصویر «ولی» را تکه تکه کردند تا کسی معنای «ولایت» را نفهمد. از زورِ تزویر حرف می‌زنم، که با نقاب صلح می‌ایستد و خنجر خون‌آلودش را پشتِ لبخند پنهان می‌کند. از مردانِ بی‌ریشه سیاست‌ می‌گویم، که با کَت‌ِ باز راه می‌رفتند و لاتیِ ادعا را پر می‌کردند، اما نه قاتلِ پدر را شناختند، نه صدای هشدار را شنیدند، آن‌ها که زخمه‌های مکرر تاریخ باورشان نشد و درست وقتی لحظه پایداری رسید، زانو زدند، تا دیر یا زود، دوباره دست دشمن به گلویمان برسد. من می‌ایستم، در میانه‌ میدانِ سخن، با شاگردانی که حقیقت را می‌جویند، و به آنها می‌آموزم که فریب دسیسه الفاظ را نخورند، و با تحقیرِ کلمات هلهله نکنند، تا واژه‌های مقدس برای صبح نابودی دشمن بمانند... قلمم، شمشیر من است، نه برای بریدن، که برای نمایاندن، و برای آگاهی، و بیداری، برای آن‌که روزی، دشمن در حقیقت دیده شود، نه در سرود‌های تحریف شده و سایه‌های دروغ... •|🌌|• @bidelijat
مبارکِ خودتون. من تا جمعه صبر می‌کنم روضه‌ که شروع شد، چادرمو می‌کشم رو سرم، و زنونه گریه می‌کنم.