بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
البته امیدوارم مسئولین محترم گزینشِ اداره آموزش و پرورش عزیز اینجا رو نیینن. اگه هم میبینید که خب
تاکید، تاکید، تاکید.
اصن بسیاری از پیامها رو ادمین مینویسه وگرنه که صاحب کانال یه خانم معلمِ ناز و خوبه💘
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
اول اینکه، از آدمایی که بیحساب کتاب فتوا صادر میکنن بیزارم! مثلا طرف چون تو صفِ توالت زنبیل گذاشت
قبل اینکه بخوابم بذارید بند دوم این پیام رو بیشتر توضیح بدم.
نمیشه به راحتی از اومدن جاموند!
آدمِ تنها نیومده؟
مریض نیومده، معلول نیومده؟
با پای قطع شده، با ویلچر، با عصا نیومدن؟
خانمِ باردار نیومده؟
خانواده با یک، دو، سه، یا حتی چهار تا بچه کوچیک، بزرگ یا نوزاد نیومدن؟
آدما با کاروان، با رفیق، با اقوام، نیومدن؟
کسی که با پولِ قرضی اومده باشه نیست؟
صاحبکار، کارگر، تحصیلکرده، کنکوری،... نیومدن؟!
مجرد، تازه ازدواج کرده، نامزد، مطلقه، شوهر مرده! نیومده؟؟
کارمندی که مرخصی گرفته باشه نیومده؟
پیر، جوون، کوچیک، بزرگ، نیومدن؟
از دور و نزدیک نیومدن؟
با هواپیما، قطار، ماشین شخصی، اتوبوس وی آی پی یا حتی داغون، نیومدن؟
از همه جای جهان نیومدن؟
.....
اومدن! زیاد هم اومدن! برا هر مدلش هم خودم مصداق دیدم که میگم!
آدمی که نتونه بیاد نیست؟
چرا هست، خیلی هم هست.
هرکس اومده حتما با معرفت اومده؟
نه! نمونهاش خودم.
قبلا راجع به این حرف زدم که اربعین به نظرم مثل یه سیل میمونه و باید با جهتِ جریانش همراه شد. (این پیام)
همراه شدن باهاش لزوما به معنی اومدن نیست،
چه بسیار اونا که اومدن و تو باغ نیستن که اولیش خودم؛
و چه بسیارتر اونا که ظاهراً نیومدن اما نه تنها همراه جریانن بلکه در جهت موافقش شنا هم میکنن...
حرفم اینه که،
فکر نکنیم که هر بهونهای برای نیومدن و به همین راحتی قبوله!
و در این بهانهتراشیها اونا که به سادگی بقیه رو برای نرفتن راضی میکنن، یا از رفتن منع میکنن، دارن زِر مفت میزنن!
و اونایی که با توجیهی به اسم وظیفه(!) چیزای الکی یا حتی مفیدی که میشه وقت دیگهای انجامشون داد رو تو اولویت میذارن و آدمهارو منصرف/ منع میکنن، تازه میگن این یعنی بصیرت، این یعنی گذشت برای عشق، یا مثلاً میگن این نرفتن خودش قدِ هزار تا زیارته و از این چرت و پرتا!
علاوه بر زِر زدن و شر و ور بافتن، شِکر اضافه هم میخورن.
تو کی باشی اصلا که معیار دستت باشه و درصد بگیری!
تموم شید بابا!
مختار میگفت دیگه،
شیعه از دستِ فتواهای نسنجیده کم غرامت نداده...
ببین فرشته نویسنده عزیز اونی که دعا کردم بشکنه «من» بود.
نه شیرِ روشوییِ دستشویی زنونه که مجبور شم دو ساعت سرِ سحر پِی صاحب موکب، و بعد آچار و پیچگوشتی بگردم، بعد به زور به خانمهای عرب بفهمونم که دو دقیقه در وضعیت یاالله باشید آقا بیاد برا تعمیر و...
هعی🥲
اوه!
من تازه فهمیدم چرا آبریزش بینیم سه روزه قطع نمیشه💡
فرشته جان،
این ریختن، اون ریختن نیستا(!)
البته ممکنه فرشتهای که در عراق وظیفه انتقال پیام رو به عهده میگیره فارسیش ضعیف باشه!
چون اون دفعه هم تو نجف بودم که سر قضیه انگشتر دعام اشتباهی اجابت شد، (اینجا)🤔
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
اوه! من تازه فهمیدم چرا آبریزش بینیم سه روزه قطع نمیشه💡 فرشته جان، این ریختن، اون ریختن نیستا(!)
البته که منظورم ریختن کل نوشمکِ شیرین و نوچِ یه بچه رو لباسم هم نبود؛
خدای عزیزم،
تا یه کاری دست خودم ندادم،
لطفا تا اطلاع ثانوی در مورد بنده فقط روی همون موردی متمرکز باش که اون خانمه تو وادیالسلام وقتی بهش گفتم التماس دعا گفت.
یعنی: «خدا آدمت کنه»💘
ممنونم.