eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی دیگه از مسائل مدرسه، بچه‌‌های باهوشن...! (منظور بیشتر هوش منطقی_ریاضیه) اونا که بی قید و شرط فقط به خاطر توانایی ذاتی‌شون تشویق شدن و رشد کردن، اما دریغ از تلاش. درحالی که مولفه "هوش" فقط تا یه جایی و تو بعضی از زمینه‌ها میتونه به آدم کمک کنه؛ این مسئولیت‌پذیری و تلاشه که عامل موفقیت میشه و "هوش" اگر ضمیمه‌اش بشه، طی این مسیر سریع‌تر می‌شه. وگرنه "هوش" خالی خالی به درد نمی‌خوره! اما اوضاع اینجوری شده که اونی که فکر می‌کنه باهوشه، به نظرش دیگه لازم نیست هیچ‌کاری کنه! حتی بنویسه...(:
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
یکی دیگه از مسائل مدرسه، بچه‌‌های باهوشن...! (منظور بیشتر هوش منطقی_ریاضیه) اونا که بی قید و شرط فق
این بچه قطعا با بهترین نتیجه درسشو تموم می‌کنه، اما بعدش چی؟ دنیای خارج از مدرسه، خارج از کنکور، خارج از دانشگاه، اونجا چی؟ بقیه زندگیشو قراره چیکار کنه وقتی بلد نیست زندگی کنه؟!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
شیشِ دوی عزیزم...❤️
آموزگاری واقعا عجیبه؛ مثلا یهو یکی از بچه‌هات درباره آدم و حوا سوال می‌کنه و تو وقتی هنوز جواب رو کامل ندادی، یکی دیگه می‌پره وسط حرفت و میگه: "زنگِ ریاضی گروهی بشینیم خانوم؟" بعد یکی دیگه که دستش داره از کتف در میاد برای اجازه گرفتن میگه:" قدیما با خون حیوانات شکار شده روی سنگ نقاشی می‌کردن" و تو هنوز به هیچکدوم واکنش نشون ندادی که اون یکی که ریزه میزه و کوچولوتر از همه‌است، میاد پایین پات و درحالی که لباست رو می‌کشه با بغض میگه:"خانوم پشت سریم با کفش میز رو هل داد." بعد تو به همه‌اشون میگی:"هیس! بذارید این حرفا رو بعدِ درس" که ناگهان از آخر کلاس یک صدایی با ذوق اعلام می‌کنه:"زنگ بعد ورزشه" و بعدشم کل کلاس دست میزنن(: برگرفته از داستان واقعی، فقط چند دقیقه از امروز.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
آموزگاری واقعا عجیبه؛ مثلا یهو یکی از بچه‌هات درباره آدم و حوا سوال می‌کنه و تو وقتی هنوز جواب رو ک
تازه بعدش... از کلاسی که تا نوک دماغت دانش‌آموز نشسته میری بیرون و تو دفتر معلم‌ها متوجه میشی یه بخش نامه جدید اومده درباره اینکه "مبلمان کلاس رو طوری تنظیم کنید که برای مشارکت گروهی مناسب باشد" خب کوفت.(: عزیزِ مسئولِ نفهم، امیدوارم این "کوفت" رو ببینی و بعد بری محاسبه مساحت رو یاد بگیری تا بتونی تقسیم بر تعداد کنی و متوجه بشی میشه یا رایگان فرمودی!
می‌خواستم بگم اوضاع یه جوری شده که هرکس بیشتر تو سر درس بزنه، انگار فرهیخته تره! ادبیاتش هم معمولا اینجوریه که "مدرسه که به درد نمی‌خوره..." من دیدم خودِ معلم هم این حرف‌هارو با سینه ستبر و سرِ بالا گرفته می‌گفت! منظورتون چیه؟ از چی حرف می‌زنید؟ کی گفته مدرسه فقط جای درس خوندنه؟ تعامل با همسال، آداب معاشرت، دوست شدن، دوست موندن، رابطه سالم داشتن، گفت‌‌وگو کردن، زمین خوردن، موفق شدن، حرف زدن، مسئولیت قبول کردن، حتی بازی کردن، فکر کردن، نقد شدن و نقد کردن و هزارتا چیز دیگه رو بچه کجا بهتر و ایمن تر از مدرسه یاد می‌گیره؟ خانواده، باشگاه، کلاس زبان و تمام اینا هیچکدوم اندازه مدرسه تنوع، استمرار و اثر رو ندارن. چرا فکر می‌کنید مدرسه فقط دو دو تا چهارتا یاد گرفتنه و اینم ممکنه به کار نياد؟! اصلا برای همینه که از مدرسه‌های بسته و خاص متنفرم. (دارم درباره دوره ابتدایی حرف میزنم) جایی که بچه دانش ابتدایی و اجباری رو باید کسب کنه؛
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
شیشِ دوی عزیزم...❤️
درباره دیوارها... کلاس متعلق به بچه‌هاست، همه چیزش، در و دیوار و سقف و زمینش، دوست دارن اونجوری که دلشون ميخواد درستش کنن، تزئینش کنن، بسازنش... اما صد حیف که مدرسه اجازه نمیده رو دیوارای تازه رنگ شده چیزی بزنیم و اینجوری فقط یه برد داریم که باید با کلاس اولی های شیفت صبح تقسیمش کنیم(:
- میشه بدونم کدوم مدرسه درس میدی؟ + نه، بهتره این یه راز باشه تا بتونم پا رو پا بندازم اینجا هرچی دلم خواست بنویسم(:
✍🏻 - خیلی دوست دارم ی بار بیام و از غمت بپرسم ... زمان دوستی مون خیلی کوتاه بود ... لطفا مراقب قلبت باش:) + نمی‌دونم این پیام از کیه، ولی وقتی خوندمش، یه عالمه اسم تو ذهنم رژه رفتن، آدم مهربون دور و برم کم نداشتم، دوست و رفیقام هیچوقت کم نبوده، حتی اونایی که کوتاه اما عمیق کنارم بودن هم تعدادشون کم نبود. ولی خب، هر پریدنی یه بریدنی داره، و هر رهایی یه تاوان، منم سهممو دادم. این بین پر رنگ ترین اسم، "یگانه" بود. نمی‌دونم چرا دوست داشتم از طرف اون باشه؛ من فقط یه‌بار دیدمش، ولی طولانی. چهره‌ش دقیق یادم نیست، صداش اما هنوز توی گوشمه و احساس می‌کنم یگانه رو جای درستی از تقویم زندگیم، ملاقات نکردم. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 - خیلی گیجم ... انگار آدم ها رو نمی فهمم البته اونها هم منو ... + گوید اصلا می‌ندانم چیز من وان ندانم هم ندانم نیز من عاشقم اما ندانم بر کیم نه مسلمانم نه کافر، پس چیم لیکن از عشقم ندارم آگهی هم دلی پرعشق دارم هم تهی •|🌌|• @bidelijat