بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
گاهی فکر میکنم اصلا اینقدری که از دست دادم، نداشتم!
مثل آفتابگردانی که سایهاش بلندتر از خودش بود...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
_ چیکار کنیم؟ + خفه شیم.
با جهدِ چه جادویی بستند دهانم را؟
✍🏻
به تو فکر میکنم،
به تو که دلم برایت خیلی تنگ شده...
به تو فکر میکنم،
به نزدیکیِ تو و دوریِ من،
و خوابم نمیبرد؛
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
صد مرتبه میکشتند، یکبار نمیمردم
حالم که به هم میریخت جز حرص نمیخوردم
کُشتی و گذر کردی، دستانِ دعا پشتت
بر گودِ گلویم ماند جا پای هر انگشتت!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
_ کی میفهمه؟ + کسی دنبال فهمیدن نیست.
چیزی که شکستم داد،
خمیازهی مردم بود...!