بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلىٰ مِنْكَ بِذٰلِكَ؟ وَ إِنْ كانَ قَدْ دَنا أَجَلِى وَلَمْ يُدْنِنِ
إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى
وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِى؛
إِلٰهِى تَوَلَّ مِنْ أَمْرِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ،
وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلىٰ مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ.
إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْأُخْرىٰ.
معبودم چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟
درحالیکه در طول زندگیام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی؛
خدایا کارم را چنانکه سزاوار آنی بر عهده گیر،
خدایا بهسوی من با احسانت بازگرد،
بهسوی گناهکاری که جهلش سراپایش را پوشانده،
خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی که بر پوشاندن آنها در آخرت نیازمندترم...
🍀 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيل
✍🏻
چگونه پس از مرگم دل از حسنِ نگاهت بِکَنم؟
وقتی در تمامِ زندگی،
هیچ جز مهربانی از دستت نچکید؟
تو همیشه مرا به روشنی در آغوش کشیدی و به زیباترینها حواله دادی،
در همان لحظههایی که من،
در تیرگیِ خود گم بودم،
آنگاه که من زشتترین بودم.
تو همیشه
زخمهایم را با حریر لطیفِ سِترت پوشاندی،
شرمم را به ابر بدل کردی،
و خطایم را میانِ مه پنهان نهادی.
اکنون نیز،
در این تباهیِ آگاه،
کارم را چنان بر عهده گیر،
که شایستهی توست،
نه چنانکه من سزاوارم!
باز با همان نرمی
بر من پردهای از مهر بینداز،
و در آغوش خود تمامم کن...
#فرار!
•|🌌|• @bidelijat
از معلمی،
این قسمتش که برام هدیه میارن رو بیشتر دوست دارم.
از هدیهها هم،
اونایی که خودشون ساختن رو بیشتر...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
یکی از دخترام برام اینو ساخته، منم قراره آویزون آینه ماشینم کنم. عاشق اوناییام که به جزئیات توجه
امروز یه پرندهی کاغذی هدیه گرفتم؛
دارم به خطوط تاخوردهاش فکر میکنم،
امضای لطافت دستاییان که با قدرتِ محبت،
کاغذ رو به پرواز درآوردن...
✨
✍🏻
انگار تمام راه را اشتباه آمدهام!
تمامِ آن دویدنها،
و تمامِ آن امید بستنها به هرچه روی زمین!
هیچچیز روی این خاک،
قرارِ آرامشِ من نبود.
حالا میدانم،
که اهلِ ماندن نیستم،
و زمین برایم تنگ شده؛
هرچه بیشتر میگردم،
بیشتر دلم میخواهد از این دایره بیرون بپرم...
نه دنبال عشقم،
نه نجات،
فقط فرار...
#خانهبهدوش
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيل
إِلٰهِى قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَىَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لِأَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
فَلا تَفْضَحْنِى يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلىٰ رُؤُوسِ الْأَشْهادِ.
إِلٰهِى جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِى،
وَعَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِى.
إِلٰهِى فَسُرَّنِى بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضِى فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ.
إِلٰهِى اعْتِذارِى إِلَيْكَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِى يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ؛
معبودم محققاً به من نیکی کردی چرا که گناهم را در دنیا برای هیچیک از بندگان شایستهات آشکار نکردی،
پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن،
معبودم جود تو آرزویم را گسترده ساخت و عفو تو از عمل من برتری گرفت.
معبودم،
روزی که در آن بین بندگانت داوری میکنی، مرا به لقائت خوشحال کن.
معبودم عذرخواهی من از پیشگاهت عذرخواهی کسی است که از پذیرفتن عذرش بینیاز نگشته،
پس عذرم را بپذیر ای کریمترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند...
🌱 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَىَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لِأَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْض
✍🏻
خواهش من،
اندازهی بخشش توست، نه ظرف وجودم؛
پس در آن روزِ داوری،
که پردهها فرو میافتند،
مرا در برابرِ جمع، رسوا مکن؛
مثل همیشه،
که تاریکیام را از چشمانِ دیگران پوشاندی،
و هیچگاه بندگانِ روشنِ تو
چهرهی منِ غلتیده در خطا را ندیدند...
دستانم خالیست،
و عذری که بر زبان دارم،
عذرِ کسیست که
بیپذیرشِ تو
هیچ راهی برای نجات ندارد.
پس بپذیرم،
و مرا به دیدارت شاد کن،
و به آغوشت باز گردان...
ای بزرگوارترین محبوبِ همهی شرمزدگانِ زمین...
#فرار!
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
امروز یه پرندهی کاغذی هدیه گرفتم؛ دارم به خطوط تاخوردهاش فکر میکنم، امضای لطافت دستاییان که با
امروزم هدیه گرفتم،
یه دونهی محبت که تو کیفم گل داد... (:
#پیام_ناشناس
- دوباره برگشتی به ... ؟
+ تازه داره زخمام خوب میشه و قراره جشنِ سالگرد رهایی بگیرم!
چه برگشتنی؟
پ.ن: وی از اعتیاد صحبت نمیکنه/: