eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
545 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
- آخرین بازی که دیدمت پارسال همین موقع ها بود. احیای نیمه شعبان. با همیشه فرق داشتی. ... اونشب ایستاده دست می‌زدی ... فکر کنم خوشحال بودی. فقط خواستم بگم اونجایی که اسمشو نمی‌گی ... آشنا شدن با تورو به من داد. تجربه خوبی بود و خوشحالم. حیف که با اونجا منم از لیستت خط خوردم. امیدوارم روز به روز موفقیت ها تو ببینم دختری که همیشه توی جامدادیش پاک‌کن داره. + ...
إِلٰهِى إِنْ أَخَذْتَنِى بِجُرْمِى أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ، وَ إِنْ أَخَذْتَنِى بِذُنُوبِى أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ، وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِى النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّى أُحِبُّكَ. إِلٰهِى إِنْ كانَ صَغُرَ فِى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلِى فَقَدْ كَبُرَ فِى جَنْبِ رَجائِكَ أَمَلِى... خدایا، اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم. خدایا، اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده، همانا از جهت امیدِ به تو آرزویم بزرگ است... 🌿 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى إِنْ أَخَذْتَنِى بِجُرْمِى أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ، وَ إِنْ أَخَذْتَنِى بِذُنُوبِى أَخَذْتُكَ
✍🏻 دستِ خالی‌‌‌ام، با سر افتاده، بقچه‌‌ی چرک و چروک اعمالم را که رو ندارم رو کنم، امیدم به رحمتت بلند است، و خواهشم از ظرفِ وجودم بیرون زده، تو بخشنده‌ترینی، و من اندازه‌ی تو می‌خواهم! خودت را... حال اگر حدم بزنی، محبتت را سِپر می‌کنم، و اگرم بسوزانی، به شعله‌ها از عشقت می‌گویم... ! •|🌌|• @bidelijat
خلاقانه‌ترین کپشن‌هایی که برای این عکس به ذهنتون میرسه بگین: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى إِنْ أَخَذْتَنِى بِجُرْمِى أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ، وَ إِنْ أَخَذْتَنِى بِذُنُوبِى أَخَذْتُكَ
إِلٰهِى كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنِّى بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً؟! إِلٰهِى وَقَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى فِى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ، وَأَبْلَيْتُ شَبابِى فِى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ. إِلٰهِى فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرارِى بِكَ، وَرُكُونِى إِلىٰ سَبِيلِ سَخَطِكَ؛ معبودم، چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم، درحالی‌که خوش‌گمانی‌ام به بخشش و وجودت این بوده که مرا نجات‌یافته و بخشیده باز می‌گردانی، معبودم، عمرم را در آزمندی بی‌خبری از تو نابود کردم و جوانی‌ام را در مستی دوری از تو فرسوده نمودم. معبودم در روزگار غرور نسبت به تو، بیدار نشدم و هنگام اعتماد کردنم به لذت‌های دنیا به خشم تو آگاه نگشتم... 🌱 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنِّى بِجُودِكَ
✍🏻 عمرم را در بازار غفلت، به بهایی ارزان فروختم، جوانی‌ام را در تبِ دوری فرسودم، دلم را در مستیِ بی‌خبری سوزاندم، و سال‌ها، در خوابِ سنگینِ غرور از کنارِ تو گذشتم، بی‌آنکه بفهمم چه بر سرِ جانم می‌آید. اکنون، در میانه‌ی این ویرانی، به سوی تو برگشته‌ام؛ بگو چگونه از آستانت ناامید بازگردم، وقتی تمامِ این سال‌ها حسنِ ظنّم به جودت مرا به نجات وعده داده بود؟ اگر مرا برانی، کجا بروم؟ و اگر مرا بپذیری، کدام سیاهی در برابرِ نورِ تو دوام می‌آورد؟ برم نگردان، که جز تو پناهی ندارم… ! •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنِّى بِجُودِكَ
إِلٰهِى وَأَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ، مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ. إِلٰهِى أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائِى مِنْ نَظَرِكَ، وَأَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ... معبودم، ‌من بنده تو و فرزند بنده توأم، و در برابرت ایستاده‌ام، به وسیلۀ بزرگواری‌ات به حضرت تو متوسّلم. معبودم، بنده‌ای هستم که به درگاهت از آنچه با آن با تو روبرو بوده‌ام از کمی حیایم از مراقبتت نسبت به من بیزاری می‌جویم و از تو درخواست گذشت می‌کنم، زیرا گذشت صفتی درخور کرم توست. ☘ بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى وَأَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ، مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ. إ
✍🏻 من، بنده‌ات، فرزندِ خاک و خطا، شرمگین و خجالت‌زده، در برابرت سر افکنده‌ام، و دست به دامان کرمِ بی‌پایانت شدم. می‌دانم، چشمِ تو همواره بر من بود، و من، در بی‌حیاییِ نابینایی، کاری کردم که در نگاهِ خودم هم تاب تحملش را ندارم. عفو، نشانِ ذاتِ توست، و بخشش، لهجه‌ی همیشگیِ مهرت، سیاهی بودنم را به نورِ نگاهت پاک کن، تا در تو تمام شوم... ! •|🌌|• @bidelijat