eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
احساس می‌کنم که خاک نشسته روی قلبم...
هربار شمردم اینجا دو تن کشته داشت...
✍🏻 خدایا، تو می‌بینی... آنها اجسادِ بر خاک افتاده می‌بینند، و تو ارواحی که به سویت پر می‌کشند... آنها در حسابشان افراد را خط می‌زنند، تو اما نامشان را در صحیفهٔ خالدین می‌نویسی... خدایا، ما به دیدنِ تو می‌بینیم، نه به چشمِ آنها. و این، تمامِ تسکین ماست... •|🌌|• @bidelijat
"واقعا ممکنه بمب اتم بزنن؟" مادرم پرسید.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
"واقعا ممکنه بمب اتم بزنن؟" مادرم پرسید.
✍🏻 گیرم که دکمه را فشردند و تن‌ِ خستهٔ ما را در کسری از ثانیه به غبار بدل کردند! مطمئنم دوباره از دلِ همین خاکسترهای داغ، جوانه‌های بلندی سر بر می‌آورند که شاهرگِ ستمگر را از گلویِ زمین بیرون می‌کشند! مثل آن ظهرِ خونینِ کربلا... که قرن‌هاست هیچ تبری، حریف شاخ و برگِ جنگل سبزی که از جویبار سرخش می‌روید، نشده... •|🌌|• @bidelijat
هدایت شده از جامِ صبوح
خدایا شکرت که غیر از "تو" کسی رو نداریم..
✍🏻 فشارِ تمامِ دنیا بر وجودی که لنگرگاهش آسمان است، شبیهِ تقلای احمقانهٔ طوفان می‌ماند برای خاموش کردنِ خورشید؛ هیچ ضایعه‌ای در کار نیست، جز خستگیِ خودِ طوفان. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 به تو فکر می‌کنم، وقتی صدای سرفه‌های خونی آسمان در خانه می‌پیچد! بیرون، چیزی شبیهِ رعد است، یا شاید دنیا دارد تمرینِ نابودی می‌کند، نمی‌دانم. من فقط به دکمهٔ سومِ پیراهنت فکر می‌کنم، که حتماً الان آرام است، حتماً الان نمی‌لرزد. باز صدا می‌آید. دوباره انفجار، آسمان دارد می‌ترکد! و زمین، انگار یادش رفته ساکت باشد. ولی من در چشم‌های تو دنبالِ توضیح می‌گردم، انگار تو یک‌جور دیگر می‌دانی، انگار جنگ هم از تو اجازه می‌گیرد... شیشه‌ی پنجره می‌لرزد، من به بخارِ نفسِ تو روی شیشه‌ای دیگر فکر می‌کنم، در شبی دیگر، در آرامشی که شاید هرگز آن بیرون نبوده، اما در وجودِ تو همیشه هست... شب، آتشین ادامه می‌دهد، بی‌اجازه، بی‌رحمانه، مثلِ همیشه، و من، خوابم نمی‌برد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 آن‌ها خیال می‌کنند انفجار یعنی پایان! اما نمی‌دانند این خاک پیکر هر شهید را مثل دانه‌ای در آغوش می‌کشد. و دانه کارش شکستنِ تاریکیِ زمین است. اینجا کشته‌ها دفن نمی‌شوند، کاشته می‌شوند؛ و این سرزمین بلد است که از دلِ هر قبر هزار قامتِ ایستاده برویاند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 به تو فکر می‌کنم، وقتی که بمب خوابِ شهر را پاره می‌کند! خانه می‌لرزد، من هم؛ اما حتی انفجار، ضربانِ قلبم را بالاتر از لحظهٔ دیدنت نمی‌برد! جنگ هیچ‌وقت نمی‌تواند آنطور که تو بلدی خواب را از چشمانم بگیرد... •|🌌|• @bidelijat
خبرِ زدنِ اسرائیلِ و آمریکا هم دیگه عادی شد! دلتنگیِ تو هنوز نشده...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
تهران❌ جزیرهٔ جنون و ملتِ عشق✅
✍🏻 شاید یادگارِ عطرِ آغوشی باشد، شاید جای بوسه‌ای روی یقه‌اش مانده، شاید هم صبحِ آن روز، برای یک قرار اتو شده بود! نمی‌دانم... اما مطمئنم که‌ هیچ چیز حریف عشق نمی‌شود، حتی بمب! و ما؟ ملتِ عشق... 📸 زهرا فروتن •|🌌|• @bidelijat