✍🏻
خدایا، تو میبینی...
آنها اجسادِ بر خاک افتاده میبینند،
و تو ارواحی که به سویت پر میکشند...
آنها در حسابشان افراد را خط میزنند،
تو اما نامشان را در صحیفهٔ خالدین مینویسی...
خدایا،
ما به دیدنِ تو میبینیم، نه به چشمِ آنها.
و این، تمامِ تسکین ماست...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
"واقعا ممکنه بمب اتم بزنن؟" مادرم پرسید.
✍🏻
گیرم که دکمه را فشردند و تنِ خستهٔ ما را در کسری از ثانیه به غبار بدل کردند!
مطمئنم دوباره از دلِ همین خاکسترهای داغ، جوانههای بلندی سر بر میآورند که شاهرگِ ستمگر را از گلویِ زمین بیرون میکشند!
مثل آن ظهرِ خونینِ کربلا...
که قرنهاست هیچ تبری، حریف شاخ و برگِ جنگل سبزی که از جویبار سرخش میروید، نشده...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
فشارِ تمامِ دنیا بر وجودی که لنگرگاهش آسمان است، شبیهِ تقلای احمقانهٔ طوفان میماند برای خاموش کردنِ خورشید؛
هیچ ضایعهای در کار نیست، جز خستگیِ خودِ طوفان.
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
به تو فکر میکنم،
وقتی صدای سرفههای خونی آسمان در خانه میپیچد!
بیرون، چیزی شبیهِ رعد است،
یا شاید دنیا دارد تمرینِ نابودی میکند،
نمیدانم.
من فقط به دکمهٔ سومِ پیراهنت فکر میکنم،
که حتماً الان آرام است،
حتماً الان نمیلرزد.
باز صدا میآید.
دوباره انفجار،
آسمان دارد میترکد!
و زمین، انگار یادش رفته ساکت باشد.
ولی من در چشمهای تو دنبالِ توضیح میگردم،
انگار تو یکجور دیگر میدانی،
انگار جنگ هم از تو اجازه میگیرد...
شیشهی پنجره میلرزد،
من به بخارِ نفسِ تو روی شیشهای دیگر فکر میکنم،
در شبی دیگر،
در آرامشی که شاید هرگز آن بیرون نبوده،
اما در وجودِ تو همیشه هست...
شب، آتشین ادامه میدهد،
بیاجازه،
بیرحمانه،
مثلِ همیشه،
و من،
خوابم نمیبرد...
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
آنها خیال میکنند انفجار یعنی پایان!
اما نمیدانند این خاک
پیکر هر شهید را
مثل دانهای در آغوش میکشد.
و دانه
کارش شکستنِ تاریکیِ زمین است.
اینجا
کشتهها دفن نمیشوند،
کاشته میشوند؛
و این سرزمین بلد است
که از دلِ هر قبر
هزار قامتِ ایستاده برویاند...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
به تو فکر میکنم،
وقتی که بمب
خوابِ شهر را پاره میکند!
خانه میلرزد،
من هم؛
اما حتی انفجار،
ضربانِ قلبم را بالاتر از لحظهٔ دیدنت نمیبرد!
جنگ هیچوقت نمیتواند
آنطور که تو بلدی
خواب را از چشمانم بگیرد...
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
خبرِ زدنِ اسرائیلِ و آمریکا هم دیگه عادی شد!
دلتنگیِ تو هنوز نشده...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
تهران❌ جزیرهٔ جنون و ملتِ عشق✅
✍🏻
شاید یادگارِ عطرِ آغوشی باشد،
شاید جای بوسهای روی یقهاش مانده،
شاید هم صبحِ آن روز، برای یک قرار اتو شده بود!
نمیدانم...
اما مطمئنم که هیچ چیز حریف عشق نمیشود،
حتی بمب!
و ما؟
ملتِ عشق...
#هیاهو
📸 زهرا فروتن
•|🌌|• @bidelijat