«🌙☁️»
«وقتی ماه همنشین شب های من شد»
کمی روی قالی قرمز و قدیمی قدم زدم. قدری راه رفتن فکر را باز میکرد. رفتم و پنجره را باز کردم. اجازه دادم خورشید دستش را روی صورتم بکشد و باد نوازشم کند. چشمم به خورشید افتاد. تاب برق جمالش را نداشت. به یاد شعری افتادم که خاله هنگام ترسیم حرم امام علی(ع) زیر لب زمزمه میکرد.
مَظهَـرِ احسان و جودِ خالِـقِ یِکتا علیست
نوربَخشِ ماه و خورشیدِ جَهانآرا علیست
آن موقع بچه سال تر بودم اما آنقدر خاله این شعر را میخواند که هنوز در حافظه ام باقی مانده. به فکرم رسید حالا که قلمی برای نوشتن ندارم بروم دو بیت شعر بخوانم، بلکه ایده ای برای نوشتن بیابم یا گره های ذهنی ام باز شود.
پنچره و منظره اش را به مقصد کتابخانه ترک کردم. روی به روی کتابخانه ایستادم. خودم را در شیشه های آینه ای اش نظاره کردم. در کمد را باز کردم و دفترچه شعری که خاله با خط خوش برای تولدم نوشته بود را برداشتم. میانه ی راه دفترچه از دستم افتاد. خم شدم تا دفترچه را بردارم، که چشمم به نام آشنایی افتاد. در صفحه ی چهل شعری نوشته شده بود در وصف محبوب من.
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا . .
گفت خاموش درین جا چه نشستی گفتم
بوى محبوبه شب می برَد از هوش مرا
بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش بَرَد بو مرا
بوی محبوبه شب، نغمه چنگیست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا
بوی محبوبه شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا
+بیکران
#ماه
#وقتی_ماه_همنشین_شب_های_من_شد
@biekaran
تاحالا چقدر به فکر کتابخونه ی مدرسه یا دانشگاهتون یا محل کارتون بودید؟ فکر میکردید یه کتاب خونه میتونه زمینه ی جهاد تبیین رو داشته باشه؟
شاید اوضاع ما کم شبیه دانشگاه شهید دیالمه نباشه...(که قطعا شبیه) بنظرتون میشه همچین محفل پر سودی رو راه اندازی کرد؟ راه شهدا رو ادامه بدیم؟😊
البته شاید خودمون هم انحرافاتی داشته باشیم. قطعا باید مطالعات مون رو بالا ببریم.( رجوع شود به دینی سال نهم: ایمان و عمل رابطه ی دو سویه دارند. هرچه اعمال نیک انجام دهیم، ایمانمان افزایش میابد)
@biekaran
کلامشون راجع به ریاست جمهوری آقای بنی صدر کاملا قطعی بود. در صورتی که اکثریت موافق این قضیه نبودن. یعنی ابراز این جمله شاید برای خیلی ماها سخت باشه...چون مخالفت با یک فرد منتخب باعث زاویه دار شدن دید جامعه نسبت به ما میشه و برای وجهه اسلامی مون خوب نیست. اما شهید دیالمه وجهه اش براش مهم بود؟؟ نه!! حرفش رو با قاطعیت تمام زد. چون فرد ارحج نبود براش، بلکه درست طی شدن مسیر اسلام بود.
میدونید چرا هرگز بحثی در این رابطه صورت نگرفت؟ چون خود اقای بنی صدر و موافقانشون خیلی خوب میدونستند اگه شهید دیالمه بیاد، آگاهی کامل داره. پس دستشون رو میشد. شهید دیالمه یه خطر جدی برای منافعشون بود.
یه گریز بزنم؟ حقوق زن در اسلام از اون زمان هم حائز اهمیت بوده. دقت کردید؟ نزاشتن حقیقت کرامت زن در اسلام آشکار بشه. مثل الان😄
@biekaran
چه زیبا😍
احیای تفکرات شیعی...علیه منافقین.
راستی میدونید توی سازمان تروریستی منافقین چه جور ادمایی رفت و آمد دارن و در طول تاریخ چه کار هایی کردن؟ بنظرتون کیا بودن که یه مجاهد به این فعالی داشت علیه شون فعالیت میکرد؟
جالبه...شهید دیالمه خیلی آدم هوشیاری بودن. توی دوران ریاست جمهوری آقای بنی صدر خیلی ها طرفدارش بودن. (اصولاً انسان محبوبی بود. چون خیلی کار ها کرد که خوب هم بودند، اما ضرری هایی که به کشور وارد کرد به مراتب بدتر بود.) شهید دیالمه خیلی سریع متوجه شد. چرا؟؟ چون به احکام و اصول اسلامی اشراف کامل داشتن. به محض دیدن علائم از سوی آقای بنی صدر در صدد پیدا کردن مشکل شدن.
*ادامه ی مطلب: شهید دیالمه از بینش سیاسی عمیقی برخوردار بود او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر و روزنامه وابسته به او مشاهده کرد و به قصد افشاگری با جمعی از دوستان خود در مجمع احیاء تفکرات شیعی مشهد به تهران آمد و در محل روزنامه به اصطلاح «انقلاب اسلامی» تحصن کرد
@biekaran