بیکران″
یک راه سومی میان حرف زدن و سکوت کردن وجود دارد و آن ادبیات است. +جان مکسول کوتزی @biekaran
ای ماه من!
برمن بتاب
که جز تو
کسی چشمانم را نمیخواند
بر من بتاب
با تو ای مهتاب من
روشنایی روز برایم قابل تحمل نیست
ساکنان روز هنگام
سکوتم را به درستی معنا نمیکنند...
بر من بتاب ماه من
بتاب تا برای ادامه دادن امیدوار شوم
سکوتم را معنا کن
قبل از انکه سکوتم را ضعف معنا کنند
من قلم به دست دارم
مینویسم چون سخن مرا از پا در خواهد اورد
سکوتم را معنا کن...
قبل از انکه پا روی هنجره ام بگذارند و...
صدای ادرکنی ام را خفه سازند
بر من بتاب ماه من!
۱۴۰۲.۱.۲۷
+بیکران
@biekaran
هدایت شده از نگاشته
✏️من گرفتار و تو در بند رضای دگران
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران
گنج حسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟
من برای تو خرابم، تو برای دگران
خلوت وصل تو جای دگرانست، دریغ!
کاش بودم من دل خسته بجای دگران
پیش ازین بود هوای دگران در سر من
خاک کویت ز سرم برد هوای دگران
پا ز سر کردم و سوی تو هنوزم ره نیست
وه! که آرد سر من رشک بپای دگران
گفتی: امروز بلای دگران خواهم شد
روزی من شود، ای کاش! بلای دگران
دل غمگین هلالی بجفای تو خوشست
ای جفاهای تو خوشتر ز وفای دگران
🌱هلالی جغتایی
@negashteh | نگاشته
از او که : « مهم نیست» « ولش کن » « بروبابا»
از من که : « ببخشید» و « غلط کردم» و اصرار