eitaa logo
بیم موج
1.7هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
123 فایل
قال مولانا امیرالمؤمنین ❤ : وَ اللَهَ اللَهَ فِی الجِهَادِ بِاَموَالِکُم وَ اَنفُسِکُم وَ اَلسِنَتِکُم فِی سَبِیلِ اللَه چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم ادمین: @bimemoj1357
مشاهده در ایتا
دانلود
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 برای حضرت زهرا ضریح می‌سازیم / و دست فرشچیان طرح می‌زند آن را ... 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰 دستهای خالی نتانیاهو 🔹اظهارات نتانیاهو یکی از ضعیف ترین رفتارهای سیاسی بود که از او در این ماه های اخیر دیده ایم! 🔹بیشتر به ادبیات اینترنشنال و رضا پهلوی شبیه بود ! مشخص است که بر اثر مصاحبت با اینها دچار خطای محاسباتی شده است. 🔹نتانیاهو دچار یک بن بست است. نتانیاهو پس از جنگ 12 روزه فهمیده است که تا مردم ایران به ناآرام سازی داخلی نیندیشند، رژیم صهیونیستی به لحاظ نظامی غلطی نخواهد کرد! 🔹پس از جنگ 12 روزه هم نقش فتنه گر ایادی داخلی وابسته به اسرائیل نزد افکار عمومی آشکار شده و حساسیتها و بدبینی ها نسبت به آنها صدچندان شده! و عملا کار نتانیاهو به گره سختی خورده که قابل گشایش نیست. 🔹از طرفی نیاز به حمله به ایران دارد! و این باید با فاصله نه چندان دوری انجام شود! اما شرایط فراهم نیست! 🔹عملا هم هیچ سورپرایز جدیدی برای جنگ دوم ندارد! 🔹موقعیت رژیم در 22 مرداد بسیار ضعیف تر از شرایطش در 22 خرداد، برای حمله به ایران است! 🔹لذا احمقانه و ناشیانه و از روی استیصال جلوی دوربین حاضر شده و دارد تلاش مستقیم می کند تا شاید شرایط را برای حمله فراهم آورد! شیوه های خام و بی اثر و مفتضح که تنها بر هوشیاری مردم ایران خواهد افزود و کار را بر ایادی داخلی رژیم سخت تر خواهد کرد. 🔹با ادبیات کودکانه وعده و وعید می دهد و مثلا اعلام می دارد که ما در اسرائیل آب فاضلاب تسویه شده می خوریم! و می توانیم برای شما هم آب فاضلاب تسویه شده سوغاتی بیاوریم!😂 🔹آخر آدم احمق! این حرفهای مضحک در این شرایط ایرانیان را آماده اقبال به اسرائیل می کند!؟؟؟؟ 🔹تلاش برای فاصله انداختن بین حاکمیت و مردم، سناریوی سوخته ای است که اگر قرار بود جواب دهد باید در جنگ 12 روزه نتیجه می داد! 🔹هیچ حرف نویی در کلام نتانیاهو نیست و این خزعبلات را قبل از جنگ 12 روزه بارها تکرار کرده بود! با این تفاوت که چهره پس از جنگ برای اکثریت ملت ایران آشکار شده است. اما آنروز آشکار نبود! 🔹این سخنرانی نتانیاهو در خوشبینانه ترین حالت شاید در 22 خرداد جواب می داد ! اما امروز در 22 مرداد در پساجنگ 12 روزه، بدون شک آورده ای برای "دستهای خالی نتانیاهو" نخواهد داشت. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰زندانیان سیاسی! 📌عبدالله گنجی نوشت: 🔹‏امروز(یکشنبه)جمعی از اصحاب رسانه خدمت ریاست محترم قوه قضائیه بودیم. ‏اونجا متوجه شدم برخی اصلاح طلبان قبلا از دستگاه قضا خواسته اند زندانیان سیاسی! را بعد از جنگ١٢ روزه آزاد کنند. قوه قضائیه هم گفته لیست بدهید بررسی کنیم. 🔹در جلسه از یک دوست رسانه ای سرشناس اصلاح طلب پرسیده شده: لیست چی شد؟ گفت با دوستان صحبت کردیم به٣نفر رسیدیم. اقای اژه ای گفت حالا پنج تا هم باشد اشکال ندارد لیست بدهید. برادر اصلاح طلب دیگری گفت لیست نمی دهیم. اما آخر جلسه بالاخره لیست حداکثری دادند که٧ نفر بود. اقای اژه ای قول بررسی داد. 🔹اما ما تعجب کردیم که اینهمه هیاهوی "آزادی زندانیان سیاسی" حالا ٣ تا ٧ نفر؟ ما فکر کردیم١۵٠ نفر هستند! ‏ 🔹بنده عرض کردم وقتی مرتب می شنوید که مسولین فاسد یا فساد مسولین، اونجا هم اگر اسم بخواهید پنج نفر ندارند اما تصویر چیز دیگری است. ‏ایران و ⁧ 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید بر خشک چوب نیزه‌ها گل کرد خورشید شید و شفق را چون صدف در آب دیدم خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم خورشید را بر نیزه؟ آری اینچنین است خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است بر صخره از سیب زنخ بر می‌توان دید خورشید را بر نیزه کمتر می‌توان دید در جام من می پیش تر کن ساقی امشب با من مدارا بیشتر کن ساقی امشب بر آبخورد آخر مقدَّم تشنگانند می ده حریفانم صبوری می‌توانند این تازه رویان کهنه رندان زمینند با ناشکیبایان صبوری را قرینند من صحبت شب تا سحوری کی توانم من زخم دارم من صبوری کی توانم تسکین ظلمت شهر کوران را مبارک ساقی سلامت این صبوران را مبارک من زخم‌های کهنه دارم بیشکیبم من گرچه اینجا آشیان دارم غریبم من با صبوری کینۀ دیرینه دارم من زخم داغ آدم اندرسینه دارم من زخم‌دار تیغ قابیلم برادر میراث‌خوار رنج هابیلم برادر یوسف مرا فرزند مادر بود در چاه یحیی! مرا یحیی برادر بود در چاه از نیل با موسی بیابانگرد بودم بر دار با عیسی شریک درد بودم من با محمد از یتیمی عهد کردم با عاشقی میثاق خون در مهد کردم بر ثور شب با عنکبوتان می‌تنیدم در چاه کوفه وای حیدر می‌شنیدم بر ریگ صحرا با اباذر پویه کردم عمار وَش چون ابر و دریا مویه کردم تاوان مستی همچو اشتر باز راندم با میثم از معراج دار آواز خواندم من تلخی صبر خدا در جام دارم صفرای رنج مجتبی در کام دارم من زخم خوردم صبر کردم دیر کردم من با حسین از کربلا شبگیر کردم آن روز در جام شفق مل کرد خورشید بر خشک چوب نیزه‌ها گل کرد خورشید فریادهای خسته سر بر اوج می‌زد وادی به وادی خون پاکان موج می‌زد بی درد مردم ما خدا، بی درد مردم نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند دست علمدار خدا را قطع کردند نوباوگان مصطفی را سربریدند مرغان بستان خدا را سربریدند دربرگریز باغ زهرا برگ کردیم زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم چون بیوگان ننگ سلامت ماند برما تاوان این خون تا قیامت ماند برما روزی که در جام شفق مل کرد خورشید بر خشک چوب نیزه‌ها گل کرد خورشید 🦚مرحوم استاد علی معلم دامغانی❤️ 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
درباره احتمال حمله رژیم اسراییل به ایران با توهم تغییر رژیم.pdf
حجم: 135.8K
🔰درباره احتمال حمله به ایران با توهم تغییر رژیم ✍مهدی محمدی/ 22 مرداد 1404 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
من اگر روضه‌خوان بودم برای شام غریبان قرارِ جلسه را جایی بیرون شهر می‌گذاشتم، وسط یک تکه بیابانِ تاریک، کنار جاده‌. بیابان همینجوریش هول دارد. شب هم که باشد دیگر جای خود دارد. می‌گفتم حاشیه‌ی جاده موکت پهن کنند، تا رد نور و صدای ماشین‌هایی که گاه و بی‌گاه از آن طرفها عبور می‌کنند، فضا را وهم‌آورتر کند! مستمعهایم را برمی‌داشتم و با خودم می‌آوردم توی بیابان و می‌گذاشتم سُکر و سکوتِ صحرا رعب به دلشان بیندازد. شام غریبان را نمی‌شود توی حسینیه گرفت، آخر برای آدمهایی که وسط بیابان نباشند چطوری باید روضه‌ی بیابان خواند؟ برای زنهایی که خیالشان از بابت فرزندها تخت باشد چطور باید روضه‌ی اضطرابِ مادرها خواند؟ جمعیتی را که هیچ دلهره و هیچ ترسی ندارند چطور باید برای ترسیده‌ها گریاند؟ دلِ زنهای تکیه داده به پشتی و صندلی را چطور می‌شود با یاد زنهای تکیه زده به چوبهای نیم‌سوخته سوزاند؟ آدمهای زیر یک سقف امن را چطور می‌شود به یاد آواره‌های وسط یک بیابان گریاند؟ مستمع‌ها را میاوردم توی بیابان و می‌گفتم مثل امشبی یک جایی شبیه اینجا، هشتاد زن و بچه‌ی داغ‌دیده‌ی لطمه‌خورده‌ی آواره را زینب از دور تا دور دشت جمع کرده و زیر یک چادر نیم‌سوخته پناه داده، این‌ بچه‌های زخمی، این زن‌های شلاق‌خورده، این طفلهای ترسیده، این مخدره‌های آسیب‌دیده، این حرم غارت‌زده، این لشکر شکست‌خورده، این لب‌های ترک‌برداشته، این پاهای تاول‌زده، این جان‌های رمق از دست‌داده، این آدمهای مصیبت‌دیده، این‌ها را همه باید زینب تیمار می‌کرده، باید نفر به نفر تسکینشان می‌داده، باید تسلیِ قلبِ مادرها می‌شده، باید بچه‌ها را آرام می‌کرده، تازه باید بیرون خیمه را هم می‌پاییده و نگهبانی می‌داده... باید از فرات هم آب می‌آورده و به این آدمهای از هم‌پاشیده می‌نوشانده، باید توی این فاصله که تا لب فرات می‌رفته حواسش به قهقه‌ی دشمن هم می‌بوده که یه وقت دوباره سمت حرم خیز نگیرد، تازه باید لحظه لحظه حرارتِ تنِ زین‌العابدین را هم می‌سنجیده که یک موقع زیر تب از دست نرود. باید بچه‌ها را در آغوش می‌گرفته شاید کمی آرام شوند، باید زنها را دلداری می‌داده شاید کمتر بی‌تاب شوند. بعد همانطور که اشک امانم را بریده بود می‌گفتم همه‌ی این زنها که از قبیلِ زینب و رباب و سکینه نبودند، خیلی‌هایشان زن و بچه‌ی اصحاب بودند، همین زنهای معمولیِ شهر که کمتر صبوری بلدند، کمتر از عهده‌ی اشکها و غمهای خودشان برمی‌آیند، بار همه‌ی اینها را زینب به دوش کشیده، زینبی که خودش نباید اشک می‌ریخته، آخر چشم همه‌ی این هشتاد و چند زن و بچه دنبال زینب بوده، کافی بوده زینب یک ذره ضعف نشان بدهد تا اینها همه فرو بریزند. امشب را زینب چطور به صبح رسانده؟ چطور اینهمه زن و بچه‌ی بی‌تاب را آرام کرده؟ اینها را می‌گفتم و می‌گذاشتم اهل مجلسم چند دقیقه فقط به گریه‌های بی‌تاب سرکنند. نگاهشان را سمت بیابان بچرخانند و از خودشان بپرسند یک زن وسط یک بیابان چطور از عهده‌ی اینهمه برآمده؟! خوب که گریه‌هایشان را کردند باز ادامه می‌دادم کاش فقط همین یک شب بود، کاش فقط غصه‌ی جراحتهای همان یک عصر بود... تازه صبح یازدهم که حرامی‌ها شتر بی‌جهاز آورده‌اند زینب این هشتاد و چند نفر را دانه دانه بر مرکب نشانده، حساب کنید فقط همین یک کار چقدر توان از زینب برده؟ چقدر آب دهانش را خشکانده؟ تازه اینها هنوز شروع واقعه بوده، این کاروان باید چهل منزل می‌رفته، زینب باید چهل منزل هر چه حادثه گرد این کاروان بوده را به دوش می‌کشیده، جای همه‌ی‌شان کتک می‌خورده، خواب به چشمش حرام می‌کرده، گرسنگی و تشنگی به جان می‌خریده، باید خودش را سپر همه‌ی بلاها می‌کرده... با خودتان حساب کنید زینب چطوری اینهمه را از سرگذرانده؟! بعد همینجور که اشک می‌ریختم از جا برمی‌خاستم رو به بیابان با گریه‌های بلند می‌گفتم یک جایی شبیه اینجا، نَه خیلی بدتر و ترسناک‌تر از اینجا زن و بچه‌ی ابی‌عبدالله آواره و بی‌کس شب را سرکرده‌اند، گِل به سر بگیرید و برای بچه‌های حسین از غصه بمیرید... اینها را می‌گفتم و می‌رفتم سمتِ تاریکی تا مستمعها هم از جا برخیزند و همان حوالی پراکنده شوند، هر کدام نزدیک یک بوته خار بنشینند و تا خود صبح دم یا زینب بگیرند... ✍ملیحه سادات مهدوی اجر این روضه و اشکهایش تقدیم به آن مجلل‌بانویی که ابی‌عبدالله به قنوت نماز شبِ او توسل جسته... https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a ❌ با احترام به جهت رعایت حق مولف نشر مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست🙏🌱 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰بدم المظلوم... یا الله 😔 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
سید عباس موسوی - انسان و جامعه توسعه یافته از دیدگاه اسلام.pdf
حجم: 1.5M
🔰انسان و جامعه توسعه یافته از دیدگاه اسلام ✍️ سید عباس نبوی 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰مردم از ۱۹۳۰ تا ۲۰۲۴ چگونه وقت خود را سپری کرده‌اند؟ 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰 تحلیل کوتاه نشست آلاسکا میان ترامپ و پوتین: 1-با وجود تبلیغات فراوان، نشست ترامپ و پوتین درباره اوکراین به نتیجه نرسید. 2-اروپا و زلنسکی مانع اصلی توافق هستند و ترامپ درحال مذاکره با آنهاست. 3-روسیه خود را روی زمین برنده می‌داند و حاضر به امتیازدهی بزرگ نیست. 4-برخلاف القائات، ایران بخشی از دستور کار این مذاکرات نبوده است. 5-احتمال از سر گیری مذاکرات در هفته آینده وجود دارد. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰یادتونه می گفتن وسط مذاکرات موشک هوا کردید توافق بهم خورد؟! 🔹ترامپ در دیدار پر انتظار با پوتین رسما از بالا سر پوتین B2 رد میکنه 🔹چون قدرت است که به دیپلماسی اجازه حرف زدن میده! 🔹اگه قدرت نداشته باشی میشی زلنسکی که اصلا به مذاکرات درباره سرنوشت کشورت دعوت نمیشی! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰وقتی ما جیغ و سوت می زدیم 🔹 نمایش موشک های ایرانی در حرم اباعبدا... از جمله صحنه هایی بود که این روزها دیدیم و کلی ذوق کردیم. اما شاید ندانیم برای این ذوق کردن ها کلی جان ها داده شده و کلی خون ها ریخته؛ که گفتن هر کدامشان یک روضه مصور از روز عاشوراست. ما ده ها شهید موشکی و پدافندی در ارتش و سپاه داشته ایم. یک موشک سوخت مایع تا بخواهد پرتاب شود حدودا سه ساعت زمان می برد و برای هر شلیک باید سه گردان سوخت، پرتاب و نقشه با هم همکاری کنند. این یعنی ۳ ساعت زیر آتش دشمن و هر لحظه امکان پر کشیدن. 🔹نکته ای که بر جانسوزتر شدن ماجرا می افزاید این است که ، به علت نوپا بودن دو مجموعه آفندی و پدافندی، اکثریت شهدا جوان های دهه هفتادی یا هشتادی هستند. خلاصه وقتی ما جیغ و سوت می زدیم و منتظر بودیم که فتاح شلیک شود؛ یک جوان دهه هفتادی داشت مخزن سوخت مایع را پر می کرد تا شلیک شود. وقتی ما جیغ و سوت می زدیم که خیبرشکن بر سر صهیونیست ها ببارد یک جوان دهه هشتادی داشت زیر آتش، نقشه خوانی می کرد. 🔹وقتی ما جیغ و سوت می زدیم که «بزنید، ده تا ده تا بزنید، صد تا صد تا بزنید» جوان دهه هشتادی ما زیر دید پهپادهای صهیونیستی و ماهواره های آمریکایی در حال آماده سازی لانچرها بود. بسیاری از موشک های ایرانی، زمانی شلیک شد که کمی آن سوتر پیکر چند شهید دهه هفتادی و هشتادی بر روی زمین بود. بسیاری از شهدای ما زمانی پر کشیدند که 48 ساعت یک سره پلک هم نزده بودند، بسیاری هم زمانی لبیک گفتند که از جسمشان کنار مخزن سوخت، فقط خاکستری باقی مانده بود. 🔹این یک روضه مصور است. آن نیروی پدافند ارتش و سپاه، در حالی ۱۳۰ هرمس، هرون و پهپاد‌های انتحاری هاروپ را به زیر کشید که می دانست ممکن است ثانیه هایی بعد جسمش در زمین و روحش در آسمان ها باشد. اگر مدافعان حرم را با صدرزاده و حججی می شناسند، در این ۱۲ روز ده ها حججی و صدرزاده تقدیم شد. شهدایی که هر کدامشان یک سرمایه و گنج عظم بودند. شهدایی که هر چند دهه هفتادی و هشتادی هستند اما نسل زد نیستند بلکه نسل ضد هستند؛ نسل ضدیت با استکبار، نسل ضدیت با صهیونیسم، نسل ضدیت با هر که بخواهد نگاه چپ به این ملک و مملکت بیندازد. 🔹سید زعیم و حکیم ما با امید به این نسل دل به دریا زد و از عظمت ایران گفت و سرود. ✍️یعقوب ربیعی 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj