👇👇👇
٢٨- در گرماگرم انتخابات ١۴٠٠ قرار مصاحبه با مجله آگاهی نو داشت. شب قبلش متوجه شدیم که رد صلاحیت شده است. پیشنهاد شد قرار مصاحبه را لغو کنیم اما اجازه نداد. گفت وعده دادهایم و نباید بدعهدی کنیم. این جزئیات را مصداق حقالناس میدانست. در زمان مصاحبه هنوز خبر منتشر نشده بود و مصاحبهکنندگان نمیدانستند. او با تسلط و تمرکز، بحث «حقوق طبیعی» را مطرح کرد. زاویه دیدی بدیع که پیشتر در ادبیات سیاسی کشور نبود. آن مصاحبه، خواندنی است. ضمنا نفس این که یک سیاستمدار آمادگی داشته باشد با یک رسانه اندیشه، مصاحبه غیرمکتوب بکند نشانگر خیلی چیزهاست.
عصر هم کلاس داشت. میدانستیم برای هر کلاس (به عکس سایر مسئولانِ با اعتماد به نفس ِبالا!) چند ساعت مطالعه میکند. این را هم مصداق حقالناس میدانست (به همین دلیل وقتی مسئولیت داشت معمولا کلاس نمیگرفت) بلافاصله رفت تا به مطالعه برسد. من اگر بودم با شنیدن دومین بار رد صلاحیت، تمام اعصابم قفل میکرد؛ نه حوصله مصاحبه داشتم و نه امکان مطالعه و تدریس. مصداق این فرمایش مولایش بود که «ای کمیل، دلها به ظرف میمانند. بهترینِ آنها پر گنجایشترینِ آنهاست»
٢٩- در مذاکرات، مبتکر بود. نمیگذاشت با عبارات استاندارد و جملات تکراری -که ویژهی دیپلماتهای تک بعدی است- مذاکره به بنبست برسد تا هر دفعه مجبور باشیم عبارت نخنمای «مذاکرات سازندهای داشتیم» را به کار ببریم. افقگشا بود.
٣٠- شجاع بود. ارسطو در مدل اخلاقی خود، طیف تعریف میکند و نقطه اعتدال (وسط) را فضیلت میشمارد. مثلا شجاعت را نقطه اعتدالی دو سر طیف (تهور و جُبن) میشمارد. لاریجانی، نه تهور و بیباکی غیرعقلانی داشت و نه ترس که یک سیاستپیشه یا سیاستگذار را به دام محافظهکاری و بیعملی میاندازد.
سه چهار روز پیش از یکشنبه سیاه -که آقای احمدینژاد به زعم خود مجلس را متشنج کرد- یکی از نزدیکان ایشان در ترکیبی از اِخبار-تهدید به من گفت قرار است دکتر فیلمی از برادرِ آقای لاریجانی را افشا کند. همانجا پاسخ دادم با شناختی که از ایشان دارم از این تهدید جا نمیخورد و تغییری در دستور جلسه (استیضاح وزیر کار) نمیدهد. موضوع را به ایشان منتقل کردم؛ موضع را تایید کرد و دیدیم که معامله نکرد.
٣١- خوشمحضر بود. بعضیها به ضرب دلقکبازی تلاش میکنند خوشمحضر بنمایند اما او با وقار بود.
٣٢- بیتکلف، بی تبختر و نسبت به ظواهر، بیاعتنا بود. بزرگانی را دیدهام که تعداد محافظ و نوع خودرو و پس رو و پیش رو و پاویون و تشریفات و این که محل نشستنشان کجا باشد بسیار حساساند و حتی به تحریک اطرافیان، قهر میکنند. او از این دغدغهها خندهاش میگرفت.
٣٣- مورد وثوق رهبر شهید بود. با همه شیطنتها و خباثتهایی که خالصسازان و حسودان در حق او کردند اما همچنان این رابطه و اعتماد و تاثیرگذاری ادامه داشت. رهبر شهید انقلاب در دوره ٣٧ساله رهبری خود شخصا در مراسم تودیع کدام مسئول شرکت کردهاند؟ این ملاطفتها طبیعی بود که حسادت برانگیز باشد.
مجری یکی از مراسم، مرتب و خطاب به لاریجانی میگفت «این عاقبت به خیری، ثمره ولایتمداری توست» این درست ولی کاش یکبار میگفت «آقای لاریجانی، ما را حلال کن. ما خیلی به تو جفا کردیم، در زبان و رسانههایمان و یا در قضاوتها در دل خود». عبارت عاقبت به خیری، اگر چه عبارتی کلی و آرزوی همه است بعضا به غلط بودن همه یا بخشی از زندگی دلالت دارد، شبیه جناب حرّ. اما لاریجانی هیچگاه زندگی غلطی نداشته است. چنان القائی میتواند نوعی رندی باشد. یعنی ما اگر در سالهای گذشته به تو فحش میدادیم و به سویت مُهر پرتاب میکردیم حق داشتیم چون در آن زمان آدمی منحرف بودی.
👇👇👇👇
👇👇👇
٣۴- میگویند تُعرف الاشیاء باضدادها. به عکس برخی مسئولان بهیچوجه در عمر مدیریتی خود (از دهه ۶٠ تاکنون) از منزل سازمانی استفاده نکرد. بهیچوجه جز حقوق دانشگاه نگرفت و به کلاه شرعیهای رایج مثل حق مسئولیت و حقالجلسه و ... تن نداد. به عکس برخی مسئولان مطلقا اجازه دخالت به فرزندان و دامادها نداد (و ما ادریک مالداماد؟!) همکاران نزدیک دکتر، فرزندان او را سالی یکی دوبار آن هم در روضه سالانه و امثالهم میدیدند. یعنی اجازه نداد پدیده آقازادگی و دامادبازی، حول او شکل بگیرد تا نقش پستفروشی و کارچاقکنی و رانتخواری را بازی کنند؛ پدیدهای که سرمایه اجتماعی را بشدت تضعیف و تخریب کرد و از عوامل نارضایی و اعتراضات مردم و یکی از پایههای پندارِ فساد سیستمی شده است.
البته آقا مرتضی فرزند ارشدش تنها در ۶-۵ ماه اخیر، یکسره همراه پدر بود که عمدتا نقش رسول پیامهای خاص را بازی میکرد. مرتضای عزیز که همراه پدر، شهید شد و پیشتر، کار علمی میکرد دکترای مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف داشت و هر سه مقطع را در این دانشگاه گذرانده بود؛ دانشگاهی که بر خلاف اکثر دانشگاههای کشور مثل قیف وارونه نیست که خارج شدن از آن راحت باشد یعنی باید واقعا درس خواند و اصولا نمیتوان به امور جانبی پرداخت! پسر دیگرش محمدرضا پس از فارغالتحصیلی از همین دانشگاه، ساکن قم شد، درس حوزوی را ادامه داد و ملبس شد.
علیآقا به حقیقت نامش نزدیک شده بود و از مولایش علی الگو برداشته بود که با مخالفانش به سبک خودشان رفتار نمیکرد. وقتی میگفتند که منزلش در آجودانیه است فقط اشاره به تمول اجدادی میکرد و نمیگفت مرادهای زاهدنمای شما چرا رایگان در خانهباغهای مصادرهای زندگی میکنند؟ چنین هجمههایی او را تحریک نمیکرد. اصولا درگیر حرفهای بیارزش نمیشد. سطح دغدغههایش متفاوت بود و ارتفاع داشت.
٣۵- سادهزیست بود و فرزندانش نیز چنین تربیتی داشتند. خوراک و پوشاکشان حداکثر مساوی متوسط مردم بود. اهل مهمانیهای اشرافی نبود و تذکر مولایش به حاکم بصره را آویزه گوش قرار داده بود که این سبک زندگی از جیب شخصی، نشانهی اسراف و از محل بیتالمال، نشانهی خیانت است. زندگی اشرافی مسئولان را عامل ناامیدی و بیاعتمادی مردم و به تبع آن، سقوط سرمایه اجتماعی میدانست. کاش همه مسئولان کشور، بویژه آنها که ریاکارانه، تصویری دیگر از خود ساختهاند متوجه باشند این رفتار چقدر در ریزش ملی اثر دارد.
٣۶- پُرکار بود. همین روزهای اخیر که باید مرتبا جای خود را عوض میکرد روزی ۶-۵ جلسه داشت. حفظ جان و تدابیر حفاظتی را که میتواند پوششی برای ترسوها باشد بهانهای برای زمینگیری نمیدانست. جالب اینجاست از این پرکاری خود، افسانه و اسطوره نساخته بود و اجازه نمیداد تبلیغ شود.
٣٧- بنبستشکن و مسئله حلکن بود. این ویژگی مدیران راهبردی است. مدیران اجرایی، مدیران پروژهاند. کاری تعریف شده را بخوبی در میآورند. البته از این مدیران هم متاسفانه کم داریم. سطح بالاتر، راهبردی و از آن بالاتر، مسئله حلکنی است. موسی خیابانی نفر دوم سازمان مجاهدین خلق [منافقین] در پاییز ١٣۶٠ و چند ماه پس از آغاز فاز نظامی در نواری که برای خانههای تیمی پر کرده بود گفت «خودتان را دستکم نگیرید. شما در این چند ماه، مسئله حلکنهای خمینی را زدهاید» و متاسفانه درست میگفت. یک بهشتی برای اثبات این حرف، کافی بود. پیشتر هم فرقان، گزیدهزنی کرده بود و چهرههای مسئلهحلکن را از دایرهی تدبیر نظام حذف کرده بود، از جمله شهید مطهری را.
٣٨- عاقل بود. عقل گوهری است که به قول امیرالمؤمنین «آن که عقل ندارد، چه دارد؟ و آن که عقل دارد، چه ندارد؟» عقل ضمنا اصلیترین ویژگی حاکمان باید باشد. وقتی پیشرفتهای ملل را تبارشناسی میکنیم حداقل ردّ یک حاکم عاقل و مدبر را میبینیم. لاریجانی، عقل سرد داشت: انتقادی، کلنگر، با طمأنینه، بیهیاهو، دارای اراده و توانا.
٣٩- با همه این استعدادها و سوابق و ویژگیها خودشیفته نبود. فروتنیاش، تصنعی نبود.
این یادداشت با دو شباهت دیگر لاریجانی با بهشتی مظلوم، پایانبندی میشود:
١- میگویند خدا در دو وقت خندهاش میگیرد. یکی آن زمان که اراده کرده است فردی را زمین بزند اما خلایق جمع شدهاند تا او را بالا ببرند. و دیگر آن زمان که او اراده کرده فردی را عزیز کند اما خلایق همت گماردهاند او را زمین بزنند. بهشتی و لاریجانی مصداق «تعز من تشاء و تذل من تشاء»اند. یک ناموس دیگر جهان خلقت هم این است: این عزیز کردههای خدا مهرشان بد جور در دلها مینشیند؛ چه بسا پس از مرگشان.
٢- پس از شهادت آن دردانه شعار دادیم «آمریکا در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه» این برای پاسخ به دشمنان و کوردلان تروریست، لازم بود اما در دل میدانستیم یا بعدها فهمیدیم که مادر گیتی به این زودیها چو او فرزندی نمیزاید. لاریجانی هم به این زودیها تکرار نمیشود.
🇮🇷
@bimemoj
🔰كشف اسرار مملكت
🔹من از باب وظيفه به مردم و فرزندان پرشور انقلاب مىگويم كه مبادا بدون در نظر گرفتن محذورات سياسى و شرايط بسيار پيچيده و حساس كشور به طرح سؤالها و اشكالاتى روى آوريد كه بازگو كردن و تحليل واقعى قضايا توسط مسئولين دلسوز نظام باعث كشف اسرار مملكت شده و براى نظام مسئلهآفرين گردد و نهتنها گرهاى را باز نكند كه بر مشكلات مملكت نيز بيفزايد.
🌳حضرت امام خمینی (ره)، صحیفه امام، ج21، ص156
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 وقتی چیری را نمی دانید، متهم نکنید!
🔹یکی از توصیههای من این است؛ بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان، بر اثر بیاطّلاعی است.
🔹مثلاً فرض کنید چرا وعده صادق ۲ در فلان وقت انجام نگرفت، فلان وقت انجام گرفت؛ اگر در فلان وقت انجام میگرفت، فلان حادثه اتّفاق نمیافتاد؛ خب این درست نیست👌؛ این درست نیست.
🔹آن کسانی که متصدّی این کارها هستند، دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان به انقلاب کمتر از من و شما نیست؛
👌آنها را نمیشود متّهم کرد؛
👌محاسبه دارند، حساب دارند، با محاسبه کار میکنند؛ آنچه انجام میدهند،
👌اگر شما هم جای آنها بودید همین کار را انجام میدادید؛
🔹این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید و متّهم نکنید افراد را؛
🔹یعنی در حوادثی که مشاهده میکنید احیاناً یک ابهامی برای شما دارد، احتمال یک محاسبه درست را همیشه بدهید، که ممکن است پشت این تصمیمگیری یک محاسبه درستِ واقعیای وجود داشته باشد.
#حکیم_شهید 🌷، ۲۲ اسفند ۱۴۰۳
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
شاه شمشاد قدان❤️ ، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان
کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله 🌷، سحر می گفتم
که شهیدان 🌷که اند این همه خونین کفنان😔
گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان💚
#خوش_تیپ ❤️
#روزهای_بی_سیدعلی 💚
#حکیم_شهید 🌷
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 حکمت عید قربان: درک هدف از امتحان الهی
🔹اگر به حکمت مندرج در عید قربان توجه شود، خیلی از راهها برای ما باز میشود.
🔹در عید قربان یک قدردانی بزرگ الهی نهفته است از پیامبر برگزیدهی حضرت حق، حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) که آن روز ایثار کرد.
🔹بالاتر از ایثار جان، در مواردی ایثار عزیزان است.
🔹او در راه پروردگار، به دست خود عزیزی را قربان میکرد؛ آن هم فرزند جوانی که خدای متعال بعد از عمری انتظار، در دوران پیری به او داده بود؛ که فرمود: «الحمد للَّه الّذی وهب لی علی الکبر اسماعیل و اسحاق».
🔹خدای متعال این دو پسر را در دوران پیری، لابد بعد از یک عمر انتظار و اشتیاق، به این پدر داده بود؛ امید فرزند هم دیگر بعد از آن نداشت.
🔹سید شهیدان همهی عالم، حضرت اباعبداللَّهالحسین (علیه الصّلاة و السّلام) - که خود مظهر ایثار و مظهر شهادت است - در دعای شریف عرفه از این حادثه یاد میکند؛ «و ممسک یدی ابراهیم عن ذبح ابنه بعد کبر سنّه و فناء عمره»؛ این در دعای مبارک امام حسین در عرفه است که دیروز مؤمنین موفق شدند، این دعا را خواندند.
🔹این ایثار و این گذشت، یک نماد است برای مؤمنانی که میخواهند راه حقیقت را، راه تعالی را، راه عروج به مدارج عالیه را طی کنند. بدون گذشت، امکان ندارد.
🔹همهی امتحانهائی که ما میشویم، در واقع نقطهی اصلی اش همین است؛ پای یک ایثار و یک گذشت به میان میآید.
▪️گاهی گذشت از جان است، از مال است؛
▪️گاهی گذشت از یک حرفی است که کسی زده است، میخواهد با اصرار و لجاجت پای آن حرف بایستد؛
▪️گاهی گذشت از عزیزان است؛ فرزندان، کسان.
🔹امتحان یعنی عبور از وادی محنت.
🔹یک محنتی را، یک شدتی را جلوی پای یک انسانی یا یک ملتی میگذارند؛ عبور از این محنت، امتحان است.
▪️اگر توانست عبور کند، به آن منزل مقصود میرسد؛
▪️اگر نتوانست - نتوانست استعداد مندرج در وجود خود را بروز دهد،
▪️نتوانست بر هوای نفس غالب بیاید و عبور کند - میماند؛
امتحان این است.
🔹امتحان الهی برای این نیست که خدا ما را بشناسد، ببیند ما در چه وزنی، در چه حدی هستیم؛
🔹خود امتحان در حقیقت یک گام است به سوی مقصد.
🔹من و شما که امتحان میشویم، معنایش این است که اگر توانستیم از این شدت و از این محنت عبور کنیم، یک وضع جدیدی، حیات جدیدی، مرحلهی جدیدی را به دست میآوریم.
🔹در این خصوص، یک ملت و یک شخص تفاوتی نمیکند.
🌳بیانات #حکیم_شهید 🌷در دیدار مردم اصفهان در روز عید قربان، ۱۳۸۹/۰۸/۲۶
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آقا 💚 گفتند که: بگویید برای من هم دعا کند!
#خال_سیاه_عربی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 امتحان الهی
🔹اشاره رهبر شهید انقلاب 🌷 به پیوند میان ایثار و امتحان الهی در ماجرای حضرت ابراهیم علیهالسّلام و حکمت مندرج در امتحانات الهی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
بیم موج
شاه شمشاد قدان❤️ ، خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر منِ درویش
🔰 شاه شمشادقدان
🔹مرحوم کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی گفته است که: « روزی جناب شیخ رجبعلی خیاط به من فرمودند: در عالم معنا، روح خواجه حافظ شیرازی را مشاهده کردم که بسیار منبسط بود. خواجه حافظ شیرازی رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام سرودم. و از این امر خیلی مسرور بود.»
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
این شعر با عبارت شاه شمشاد قدان شروع می شود که منظور از آن حضرت ابوالفضل (ع) است.
اما در جای دیگر حافظ کلام خود را پس می گیرد و می گوید:
قدت گفتم که شمشاد است و بس خجلت به بار آورد
کاین بهتان چرا گفتم و این نسبت چرا دادم
که گویا به نظر حافظ ابوالفضل در مقام کلام ناگفتنی است و اینگونه پوزش خود را به مراتب اعلام می دارد اما ادامه بحث:خسرو شیرین دهنان این عبارت برگرفته از روایتی است که روزی امام حسین (ع) در جمعی نشسته بودند و حضرت ابوالفضل (ع) که درآن زمان کودک بود با زبان شیوا و بلیغشان با امام حسین (ع) و دیگر افراد به بحث و گفتگو پرداخته بود و چنان با سخنانش افراد مجلس را به حیرت وا داشته بود که امام حسین به وی لقب "شیرین سخن آل نبی" را اهدا کرد.
که به مژگان شکند قلب همه صف شکناناین مصراع اشاره به نام حضرت ابوالفضل (ع) دارد که نامشان عباس بود.عباس در لغت به شیری گفته می شود که با حالت چهره ومخصوصا چشمهایش ، طعمه اش را فلج کرده و ترس و جبن را طوری به وی القا می کند که طعمه خود را در چنگال شیر میبیند و هیچ حرکتی نمی نماید و مسلما به شکار شیر در می آید.
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
حافظ خود را در اشعارش خوش سخن یاد می کند اما اینجا در بیت دوم می بینیم که آن را با کسب اجازه از حضرت ابوالفضل (ع) بیان می کند.
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان
آیا هیچ گاه می توان سیم و زر دنیا را بر بندگی اهل بیت ترجیح داد؟
حافظ به زیبایی هر چه تمام تر این مفهوم را به خواننده می رساند
کمتر از ذره نهای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
حافظ در این بیت به نوعی به حب اهل بیت و ائمه اشاره دارد و یاد آور می شود که راه رسیدن به معرفت خداوند از این سمت است نه از سمت ...
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
به نظر شما زهره جبین که می تواند باشد ...؟ آیا غیر از جبین مبارک امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) چه چیزی می تواند باشد؟ آن نازک بدنان غیر از جوانان شهید کربلا و خصوصا علی اصغر که می تواند باشد؟...الله اعلم
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
این دو بیت اشاره به حدیثی از امام علی (ع) دارد که از همنشینی با پیمان شکن و بی وفا بپرهیز که باز هم اشاره به افراد سپاه یزید دارد که روزی خودشان و پدرانشان هم رکاب پیامبر و علی بودند و آن روز در مقابل فرزندان رسول خدا قد علم کرده اند....دوستان اهل ادب مسلما به معنای ژرف و عمیق بیت دوم مذکور پی می برند ...با اندکی فکر می توان دریافت که منظور دوست و دشمن کیست و اهرمنان کیستند...
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدان کهاند این همه خونین کفنان
فصیح ترین قسمت این شعر بی گمان همین بیت است.خونین کفنان ، زیباترین لغت این بیت است که مسلما شهیدان کربلا را یادآور میشود
گفت حافظ من و تو محرم این راز نهایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
و بالاخره حافظ بیان می کند که من این را از خود نیافریده ام بلکه آن را از می لعل و شیرین دهنان -که در اوایل اشاره شد منظور از شیرین دهنان ، ائمه اطهار هستند- حکایت کرده ام.
راستی همین جا یاد کنم که استاد فاطمی نیا می فرمودند زیر و بینات بیت اول شعر زیر هم اشاره به امام حسین علیه السلام و علی اصغرش علیه السلام دارد:
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
بُلْبُلی، بَرگِ گُلی خوشرَنْگ در مِنْقار داشت
و اندر آن بَرْگ و نَوا، خوش نالههایِ زار داشت
گفتمش: «در عِیْنِ وَصْل، این نالِه و فَرْیاد چیست؟»
گفت: «ما را جِلْوِهیِ مَعْشوق در این کار داشت»
یار اگر نَنْشَسْت با ما نیست جایِ اِعْتِراض
پادشاهی کامْران بود، از گدایی عار داشت
دَرنمیگیرد نیاز و نازِ ما با حُسْنِ دوست
خُرَّم آن کز نازنینان، بَخْتِ بَرخوردار داشت
خیز تا بر کِلْکِ آن نَقّاش، جان، اَفْشان کُنیم
کاین هَمِه نَقْشِ عَجَب در گَرْدِشِ پَرْگار داشت
گر مُریدِ راهِ عِشْقی، فِکْرِ بَدنامی مَکُن
شِیْخِ صَنْعان، خِرْقِه، رَهْنِ خانِهٔ خَمّار داشت
وَقْتِ آن شیرینقَلَنْدَر خوش که در اَطْوارِ سِیْر
ذِکْرِ تَسْبیحِ مَلَک در حَلْقِهیِ زُنّار داشت
چَشْمِ «حافظ»، زیرِ بامِ قَصْرِ آن حوریسِرِشْت
شیوِهیِ جَنّاتُ تَجْری تَحْتِهَا الاَنهار داشت
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥آمریکا قدرتمندترین طاغوتی است که بشر تاکنون دیده است اما در کمتر از یک هفته ۱۸ پایگاه او با خاک یکسان شد
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj