هوشنگ ابتهاج/خسرو شکیبایی/همایون شجریانیک لیوان چای.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
عاشق چـای بود، مثل خودم.
چـای، ما را شبیه میکرد☕•ᴗ• "
برق چشمات باعث اشک چشمام میشه.
‹فنیـا›
داداش ابراهیم/*
اولین بار مهدیه از من پرسید که رفیق شهید تو کیه(؟) اون موقع من اصلا نمیدونستم رفیق شهید یعنی چی یعنی کی برای همین یهویی یاده کتاب "سلام بر ابراهیم" که معمولاً توی دستای داداشم میدیدم افتادم و گفتم شهید ابراهیم هادی بدون اینکه شناختی ازشون داشته باشم...بعدها که از اون عاشقی گذشت فهمیدم شهید هادی چقدر دلیل به راه راست اومدن جوانان شده و انگاری یکی از دلایل آدم شدن من هم، همین شهید هادی عزیز. وقتی عکسشون رو میبینم دلم آروم میشه، انگاری واقعا برای دومین بار داداشدار شدم و حالا یه رفیقشهید دارم. شهید ابراهیم هادی به معنای واقعی یک رفیق بامرام و مشتی. دقت کنید که فقط داداش منه! ولی حالا شما هم میتونید باهاش حرف بزنید، اجازه میدم، داداش ابراهیم خیلی دوستت داریم... ما رو هم شفاعت کن، تو به آرزوت رسیدی دعا کن ما هم بتونیم مثل شما شهیدانه زندگی کنیم و در نهایت زیر این امتحان پر غلط بنویسن با ارفاق شهادت و شروع عاشقی.
البته که هنوز هم ازشون شناخت کافی ندارم، برای همین قصد دارم کتابشون رو شروع به خوندن کنم و این طلسم خاک خوردن کتاب های تو قفسه رو بشکنم و شروع کنم به خوندن تک به تک کتابهای نازم`)