[ یارضا گفتمُبازشدبهنگاهتگرهها
چهخبرهاکهرسیدازدلاینپنجرهها...]
از قیامت همه ترسند و من آنجا شادم ،
به امیدی که در آن معرکه دیداری هست ؛
آبی ترین ستارهیِ من ؛
عمریست ندیده ایم گلزار تو را وان نرگس پر خمار خمار تورا
پنهان شده ای ز خلق مانند وفا
دیریست ندیده ایم رخسار تورا ~
من از ستاره ، فراتر ، می روم با عشق خود
که کهکشان ، پناهِ ، مهر و جانِ من شده است