eitaa logo
آبی ترین ستاره‌یِ من ؛
79 دنبال‌کننده
42 عکس
5 ویدیو
0 فایل
| شب‌بود و ستاره‌بود و من‌بودم و ماه شب‌ماند و ستاره‌رفت و من‌ماندم و راه |
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آبی ترین ستاره‌یِ من ؛
و این خدا بود که هر زمان من را نجات می‌داد ـ
[ چای می‌نوشم که با غفلت فراموشت کنم ؛ چای می‌نوشم ولی از اشک ، فنجان پُر شده‌ است ]
عیدتون مباارک ؛)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه کسی فکر میکرد پایان فرا برسد؟ البته شاید بهتر است بگویم چه کسی فکر میکرد پایان "اینگونه" فرا برسد؟ چه کسی فکر میکرد آخرین دیدارمان ، این‌گونه به سرانجام برسد؟ کاش آن روزهای بارانی ، یادآور بودند که تکرار در کار نیست . همیشه با فکرِ داشتنِ زمان در آینده ، زمانِ حال را فراموش کرده‌ام . منتظرِ خداحافظیِ آخرین روز بوده‌ام ؛ اما به سلام هایِ زودگذر بی اعتنایی می‌کردم . گذشته تر را دوست داشتم ، و از حالِ آن روز ها بی‌زار بودم . به فکر گذشته‌ها ، حال را از دست دادم . خیلی دیر شده است برای به خود برگشتن ، حتی اگر به خودم برگردم ، آن روزها برنمی‌گردند . آن روزها و آن آدم‌ها ، آن مکان‌ها و آن خاطره‌ها ، آن عطر ها و آن تصویرها... چرا انسان در روزهایِ زیبایِ زندگی‌اش ، که دیگر تکرار نمی‌شوند ، مُدام دنبال روز های زیباتر است؟ ؛)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا