eitaa logo
♥️"وحید رهبانی"♥️
257 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
3.1هزار ویدیو
69 فایل
﴾﷽﴿ بزرگترین کانال 👈وحید رهبانی👉 در ایتا😍 اولین کانال رسمی آقا وحید 😎😍 اگه واقعا طرفدار آقا وحید و بچه های گاندو هستی از کانالشون حمایت کن❤ 💗بنشین جانا که حاله خوشی آمدی یارا💗 🌹☁عاشق کشی.. 🌹☁دیوانه کردن.. کانال ما باشما جون میگیره👊❣👊
مشاهده در ایتا
دانلود
1 خیلی طولانی بود ولی بلاخره موفق شدم بخونم😂باهات کاملا موافقم 💗 2 نمیدونم 😜 3 چی اشکال نداره ؟ امر دیگه نیست😐😂
1توهین نکن به بقیه بیخیال شو دیگه 😂🤦‍♀ 2من که با وحید بودم😂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁 🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁 🍁🍁🍁🍁🍁🍁 🍁🍁🍁🍁🍁 🍁🍁🍁🍁 🍁🍁🍁 🍁🍁 🍁 🍂رمان :🍂 🍂پارت : 🍂 ریحان : استرس گرفتم محمد گوشی جواب نمی داد عطیه هم خاموش بود😢 قلبم استرس داشت😢 هلیا خوابید ( دخترش هست )منم نشستم روی مبل و به تلوزیون نگاه کردم البته تو فکر این بودم که چرا هیچ خبری از محمد نیست🤔😢 حمید: ریحان چکار میکنی ریحان: فیلم نگاه میکنم ☺️ حميد:عزیزم تلوزیون تبلیغ داره فیلم نیست که😂 ریحان: اوه اوه بدجور ضایع شدم بلند شدم و گفتم اصلا هر چی 😂 حمید:😂😂😂 ریحان: همون جور که میرفتم تو آشپزخونه گفتم : حمید جان فردا باید بریم خونه ی عزیز حمید: باشه عزیزم ❤️😘 __________ رسول: آقا یک نکته عبدی: چی 🤔 رسول: میتونیم از سپند سوال کنیم شاید گم شدن دنیا زیر سر اونا باشه عبدی: عجب خوب بپرس ازش رسول: من باهاش ارتباط ندارم پیش تر روی خط مستقیم آقا محمد هست عبدی: پس باید گوشی محمد بیارم رسول:بله چرا آقا محمد نمیاد سایت چیزی شده؟ عبدی: نه مرخصی داره رسول: الان😳 عبدی: اره چیه مگه رسول : هیچی اقا😐🤦‍♀ عبدی: من میرم گوشی محمد بگیرم تو هم حواست جمع کن رسول: چشم .... آقای عبدی رفت ولی بدجور مشکوک بودم 🤔آقا محمد روز عادی مرخصی نمی‌رفت الان که دنیا گم شده رفته 🤔🤔🤔 تصمیم گرفتم آقای عبدی تعقیب کنم زنگ به علی زدم که بیاد جایی من ... علی: دیگه چیه رسول: یک ساعت جایی من باش من برم یک جا و بیام علی: بگو کار بلد نیستم رسول: اصلا هر چی تو بگی بشین وقت من نگیر 😬 علی: باش موفق باشی 😂 رسول: رفتم پارکینگ یک موتور گرفتم و دنبالش رفتم فاصله مون زیاد بود ولی زیر نظرم بود رفت همون بیمارستانی که دنیا گم شده پشت سرش رفتم که دیدم رفت کنار خانم آقا محمد 🤔🤔🤔 اونا اینجا چکار میکنن🤔🤨 رفتم پشت سر آقای عبدی سلام عبدی: با صدای رسول ترسیدم .‌....س...سلام عطیه : سلام ☺️.. رسول: آقا چی شده 🤔 عبدی: هی...هیچی ایشون رسول هست همکار محمد عطیه : خوشبختم رسول: همچنین برگشتم سمت اتاقی که روبه روش بودیم یا خداااااا😳😳😳😱😱😱 آقا محمد اینجا چکار میکنه😱😱 چی شده 😱 یکی به من بگه چخبره 😱😳 عطیه : محمد تومور داشت عمل شد الان هم بیهوش هست رسول: یعتی عمل شده و به ما هیچی نگفتید اقا😭 عبدی: لازم نبود چیزی بگم رسول: الان حالش خوبه😭😭😭 عبدی: گریه نکن رسول 😬خوبه حالش دست رسول گرفتم و کمکش کردم بشینه روی صندلی کنار گوشش گفتم: رسول شلوغ نکن حال خانواده ی محمد بد هست بدتر نکن 😔💔 رسول: آقا چرا نگفتید 😭💔 عبدی: نمیخواستم فکرتون مشغول بشه الانم به هیچ کس نگو رسول: چ...چشم😔💔 پ.ن: ..... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کپی رمان به شدت ممنوع می باشد🚫 زیادمون کنید 🥀 نویسنده: هستی 🥀 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رسول هم فهمید 😂😜 اسم دختر ریحان خوبه یا تغییر بدم؟ https://harfeto.timefriend.net/16584855756856
²تـا‌صلوآت‌یہویۍ‌سہمتون!✋🏻🍃
تمام عࢪوسڪ‌هاۍ دنیـــآ ٺا ـهمیشہ یټیم مے‌ماندند‌ اگــࢪ‌خدا دختࢪ را نمۍ‌آفـرید:)😍.💕 '!
‌●|خیـٰاط‌،هرکوکۍ🧶✂️ ●|کہ‌بہ‌پاےچـٰادࢪم‌زد🌱 ●|گویۍدلم‌هم‌🥺 ●|بادل‌زهرا‌ۜ گࢪه‌خوࢪد...!🤞🏼♥️