هدایت شده از من و خاطراتم
✨﷽✨
✍ بعد از صحبتهای تاثیرگذار آقامصطفی در جمع بسیاری از رزمندگان ، یه عده از بچّهها دور و برش را گرفتند تا راز موفقیتهای او در عملیّاتهای اخیر را از زبان خودش بشنود.
همه فکر میکردند که ایشان آموزشهای پیچیدهای که در دانشکدهها و دانشگاههای نظامی تدریس میشود را عامل اصلی این پیروزیها میداند و تند ، تند با پرسیدنِ سوالات عجیب و غریب ، او را کلافه کرده بودند.
ایشان با بیان یک جملهٔ ساده به همهٔ آن ابهامات پاسخ داد. گفت ببیند برادرها ، ما مثل بچّههای زمان جنگ یه یا حسین میگیم و با سرعت خودمان را به دیوارهای روستا میرسانیم و دشمن وقتی جسارت بچّههای ما را میبیند پا به فرار میگذارد.
یکی از بچّهها این تاکتیک آقامصطفی اصلاً تو کَتش نمیرفت و هی به پر و پای آقامصطفی میپیچید. آقامصطفی به شوخی به او گفت ببین داداش اصلاً میدونی چیه؟!
ما بعضی وقتها اگه لازم باشه سرخ پوستی هم میجنگیم! مثلاً یهو کِل میکشیم گازشو میگیریم ، میزنیم به خط!
اون دوستمون که هنوز داشت هاج و واج به آقامصطفی نگاه میکرد ، بقیّهٔ بچّهها بلند ، بلند میخندیدند. آقامصطفی هم که خودش زده بود زیر خنده. گفت بخدا راست میگم.
تا محرم ۱۳۹۴ با رشادتهای آقامصطفی و گردان عمّار دهها روستا از لوث وجود داعش در سوریّه آزاد شد.
۴۲_ #شهیدمدافعحرممصطفیصدرزاده۲
#لازمباشهسرخپوستیهممیجنگیم
خاطرهٔ چهل و دوّم
جهت عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید👇
https://eitaa.com/alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾