eitaa logo
بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانش‌نامه انقلاب اسلامی
5.7هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
992 ویدیو
643 فایل
ناشر اختصاصی آثار تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی کانال رسمی @bonyadtarikh تازه های پایگاه: http://iranemoaser.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فصل سوم قسمت 1.mp3
8.01M
خوش‌خدمتی نهضت آزادی به آقای منتظری 📼کتاب صوتی /صوت اول از فصل سوم 🔹عصر چهارشنبه 40.2.27 بیانیه اعلام تأسیسی نهضت آزادی ایران به امضا رسید و چارچوب کلی آن که عبارت بود از «مسلمان ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی بودن» اعلام گردید. 🔸بازرگان در دادگاه محاکمه‌اش در سال 42 به همراهی نهضت با رژیم سلطنتی تصریح می‌کند و می‌گوید:«کوچک‌ترین نمونه و اثری که جنبه قیام یا عمل داشته باشد» در کارنامه نهضت آزادی یافت نمی‌شود. 🔹هم‌چنین در ابتدای فعالیت، سران نهضت آزادی به شدت پیگیر دیدار با امام رحمه‌الله بودند ولی موفق نشدند. هرچند عزت‌الله سحابی ادعا داشت که با وساطت دوباره علامه طباطبائی این دیدار در منزل ایشان انجام شد و آنجا نیز امام به برنامه و نسخه سران نهضت روی خوش نشان نداد. البته اصل وقوع چنین دیداری جز در خاطرات مهندس سحابی در منبع دیگری تأیید نشده است. 🔸نهضت آزادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به اشتراک فکری‌شان با آقای منتظری به دنبال مطرح کردن وی به عنوان «آیت‌الله العظمی» و «جانشین قطعی امام» بودند تا در صورت رهبری وی مزد خوش‌خدمتی‌شان را دریافت کنند. ◀️در این قسمت از کتاب صوتی خواهید شنید: پیشینه کوتاه نهضت آزادی و تبلیغات در حمایت از منتظری صص235-227 🔊به رسانه رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی بپیوندید:👇 https://eitaa.com/joinchat/861732881Cb60e54e1db
🔻فاجعه فیضیه 🔴فروردین خونین/5 🔹مردم كه متوجه روی‌دادن حادثه‏‌اى در پاى منبر شده بودند، از هر طرف سر می‌كشيدند تا ببينند چه جريانى روى داده است و بعضى از جاى خود برمی‌خاستند و می‌كوشيدند خود را به محل حادثه نزديك كنند، ليكن آقاى انصارى كه سخت كوشش داشت آرامش مجلس به هم نخورد، كوشيد كه با شوخى و بذله‏‌گويى جريان را به اصطلاح «ماست مالى كند»! از اين رو مردم را دعوت به آرامش و سكوت كرد و اظهار داشت: «بنشينيد! چيزى نيست، چند نفر پاى منبر ما، سر يك دانه سيگار كشمكش داشتند! تمام شد»! و از آنجا كه دريافت تمام افرادى كه دور منبرش چمپاتمه زده با چشمان شرارت‏‌بار به او خيره شده‏‌اند، به گفتۀ خودش «عوضى»! هستند كه براى برهم‏‌زدن مجلس و آشوبگرى به آنجا آمده‏‌اند، كمى وحشت كرد و لحن سخن را عوض كرد و با زبان نرم خواست آن دژخيمان وحشى را رام و آرام ساخته، از شرارت و آشوب‌گرى بازدارد! از اين رو با لحنى ملايم اظهار كرد: «ما كه با كسى سر جنگ نداريم، ما در اينجا جمع شده‏‌ايم تا براى ششمين پيشواى شيعيان، ذكر مصيبتى بكنيم و اگر حرفى می‌زنيم، سخنى می‌گوييم، جز نصيحت مشفقانه منظورى نداريم، ما وظيفه داريم خير و صلاح ملك و ملت را ...» صداى صلوات بار ديگر طنين افكند! او كه از اين صلوات فرستادن‏ها و در حقيقت «پارازيت» دژخيمان شاه به ستوه آمده بود، يكباره فرياد كشيد: «آى مردم! آى مسلمان‏‌هايى كه از صدها فرسنگ راه به اين شهر مقدس آمده‏‌ايد، به شهر و ديار خود كه بازگشتيد به همه برسانيد كه ديگر به روحانيت، اجازه ذكر مصيبت براى رئيس مذهب جعفرى هم نمی‌دهند...» كه بار ديگر صداى صلوات، رشتۀ سخن را از كفَش ربود! او كه می‌ديد به هيچ‏‌وجه نمی‌تواند سخن بگويد و اوضاع وخيم‌تر از آن است كه فكر می‌كرده است، فوراً سر و ته مطلب را جمع كرد و از منبر پايين آمد. 🔸به محض آنكه آقاى انصارى قدم از منبر پايين گذاشت، يكى از دژخيمان شاه از جا پريد و ميكروفن را گرفت و عربده سرداد: «به روح پرفتوح اعليحضرت فقيد رضاشاه كبير»! بلندگو قطع شد و صدايى از ميان جمعيت برخاست كه: خفه‏‌شو! 🔹مجلس بر هم ريخت، داد و فرياد، حمله و فرار، حركات ديوانه‏‌وار و وحشت‏‌انگيز، عربدۀ مستانه، صداى دلخراش بگير، بگير، بزن، بزن! و ... مردم را بكلى كلافه و حيرت‌زده كرده بود! كسى نمی‌دانست چه خبر است؟ حمله و گريز براى چيست؟ و حمله از طرف كيست؟ وحشت و دلهره همه را گرفته بود و از آنجا كه بيشتر شركت‏‌كنندگان در مجلس، اهل دهات و روستاها بودند و از اينگونه مناظر غيرعادى و مرموزانه كمتر ديده و شايد هرگز نديده بودند، سخت وحشت كرده، پا به فرار گذاشتند! هجوم مردم به سوى درب خروجى مدرسه به اندازه‏‌اى شديد بود كه حركت به كندى و زحمت صورت می‌گرفت و خارج شدن را دشوار می‌كرد. هركس می‌كوشيد به هر صورتى كه هست پاى خود را از مهلكه و معركه بيرون بكشد! و جان خود را نجات دهد! 🔸ديرى نپاييد كه مدرسه از جمعيت خالى شد! فقط روحانيان و عده‏اى از مردم باقى ماندند با مشتى دژخيمان خون‏‌آشام شاه كه همانند درندگان جنگل، مرتب نعره می‌زدند و حمله می‌‌كردند. 🔹دژخيمان شاه كه تعداد آنان از هزار نفر تجاوز می‌كرد، يك شكل و يك قيافه: سرها را به فرم آلمانى زده، لباس‏هاى دهاتى شكل، هيكل‏‌هاى وحشت‏‌انگيز و زمخت همانند خوكِ پروارى، با چشمانى شرارت‏‌بار و خون‏‌گرفته، مست و مخمور، مشت‏ها را گره كرده، ميان صحن مدرسه به هر سو می‌دويدند و عربدۀ «جاويد شاه»! می‌كشيدند! 🔸اين «گروه بی‌پدران» بنابر اظهار افراد وارد، غالباً زاييدۀ آميزش نامشروع مردها و زن‏‌هاى فريب‏‌خورده، هوسران و آلوده هستند كه پس از رها شدن در كنار كوچه و درب مسجد به شيرخوارگاه‏‌هاى شهردارى برده می‌شوند و در آنجا پرورش يافته، در دامان مزدوران بيگانه، درس شه‏‌پرستى می‌گيرند و آنگاه وارد ارتش شده، در گارد شاهنشاهى گمارده می‌شوند؛ و از آنجا كه از خدا، مذهب و اصالت و نجابت انسانى و خانوادگى خبرى ندارند و بی‌پدر و مادر واقعى می‌باشند، تنها گروهى هستند كه در ارتش به شاه وفادارند و تا سرحد پرستش نسبت به او عشق می‌ورزند. 🔹این گروه تحت تربيت جاسوس‏‌هاى امريكايى و اسرائيلى درس شه‏‌پرستى آموخته، از خداپرستى، وطن‌خواهى و غيرت و انسانيت چيزى نمی‌دانستند، به اصطلاح افسران و درجه‏‌دارانى بودند كه عمرى از دسترنج توده‏‌هاى محروم و زحمتكش خورده و خوابيده بودند و به اسم «دفاع از آب و خاك وطن»! به عياشى و هوسرانى پرداخته، در آن روز براى درهم كوبيدن سنگر استقلال ايران و پاسداران راستين حقوق انسان‏ها، به قم آمده بودند و به آن وحشيگری‌ها و درندگی‌هاى غيرانسانى دست می‌زدند.(نهضت امام خمینی ج1 ص370-368) ◀️ادامه دارد.... @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی-قم.
🔻حماسه فیضیه 🔴فروردین خونین/6 🔸رياست آن «گروه بی‌پدران» برعهدۀ جلاد (معاون ساواك تهران) بود كه چند سال پيش متأسفانه در يك سانحۀ هوايى معدوم شد و اجل نگذاشت كه بماند تا در دادگاه اسلامى به جرم خيانت به اسلام و ايران و ارتكاب فاجعۀ خونين فيضيه، محاكمه و مجازات شود. هرچند كيفرى كه از جانب منتقم قهار می‌بيند، شديدترين كيفرها و بهترين مجازات می‌باشد. 🔹سرهنگ مولوى كه خود نيز با لباس مبدل، به مدرسۀ فيضيه آمده بود، با يك جفت دستكش سفيد به عنوان علامت‏‏ در زاويۀ ايوان يكى از حجره‏‌ها ايستاده بود و عمليات را فرماندهى می‌كرد. او با كشيدن سوتى دژخيمان را گردآورد و فرمان حمله داد. 🔸شه‏‌پرستان خون‏‌آشام كه همگى مست بودند، همانند درندگان گرسنه‏اى كه از جنگل بيرون آمده باشند، به هرطرف حمله‏‌ور شدند و با چوب‏‌هاى مخصوصى كه در زير لباس خود پنهان كرده بودند، به جان روحانيان و طلاب بى‏دفاع افتادند! 🔹روحانيان و محصلين مدرسۀ فيضيه كه تا آن لحظه بدون هيچ‏گونه واكنشى، تماشاگر صحنه بودند و نمى‏دانستند كه غرض و انگيزۀ آن وحشی‌هاى جنگل شاهنشاهى، از آن جست و خيزها و عربده كشيدن‏‌ها چه می‌باشد، با يورش دژخيمانۀ آنان، در مقام دفاع برآمده، نردۀ طبقۀ دوم مدرسه را كه با آجر ساخته شده بود خراب كردند و با سنگ و آجر به آنان حمله‏‌ور شدند. 🔸بارانى از سنگ و پاره‏‌آجر از طبقۀ دوم و پشت‏‌بام مدرسه به سوى شه‏‌پرستان باريدن گرفت، خون از سرهاى بسيارى از آنان فوران كرد، هيكل‏هاى زمخت و اهريمنى بعضى از آنان همانند لاشۀ خوك به زمين افتاد. آنان با آنكه همگى به «كلت» و «پارابلوم» مسلح بودند، از آنجا كه توطئه ملوكانه بر آن تعلق گرفته بود كه آنان را «دهقان»! و «كشاورز»! جا بزند، از به‏‌كار بردن آن خوددارى مى‏ورزيدند و فقط از چوب‏‌ها و دشنه‏‌هايى كه همراه داشتند، مجاز بودند استفاده كنند و نظر به آنكه روحانيان از طبقۀ دوم و پشت‏بام، آنان را با سنگ و آجر مورد هدف قرار می‌دادند، استفاده از آن دو اسلحۀ گرم ممكن نبود. 🔹«گروه بی‌پدران» از هر سو راه گريز در پيش گرفتند! عربده‏‌هاى مستانه به‏‌ آه و آخ و ناله تبديل شد! فرياد «تسليم، تسليم»، جاى «جاويد شاه» را گرفت. جالب قيافۀ سرهنگ بديعى (رئيس ساواك قم) بود كه دست‏‌ها را بالاى سرش گرفته بود و مرتب داد می‌زد: تسليم، تسليم! 🔸قهرمانان روحانى، بی‌اعتنا به اين «زوزه‏‌هاى عاجزانه» به حمله‏‌هاى دليرانۀ خود ادامه دادند و بارانى از سنگ و آجر براى لحظه‏‌اى قطع نمی‌شد، تا آنجا كه دژخيمان شاه، مجبور به عقب‏‌نشينى شدند و به شبستان شرقى مدرسه كه بين دو راهرو و درب خروجى قرار دارد پناه بردند؛ ليكن در آنجا نيز با سنگباران جوانان دانش‏‌آموز دبيرستان دين و دانش قم (كه در اتاقى كه به شبستان مزبور اشراف داشت سنگر گرفته بودند) مواجه شدند و به ناچار به راهروى خروجى كه سرپوشيده و محفوظ بود، پناه بردند و پس از لحظه‏‌اى با تنظيم و تشكل خاصى در حالى كه به شيوۀ ويژۀ خود، غريو مى‏كشيدند و صدا را از ته حلق بيرون می‌دادند با يورشى برق‏‌آسا به وسط صحن مدرسه ريختند و كوشيدند به هر طورى كه شده خود را به طبقۀ دوم برسانند و روحانيانى را كه آنجا سنگر گرفته بودند، از پاى درآورند؛ ليكن بارانى از سنگ و آجر آنان را به عقب‏‌نشينى مجبور كرد و عده‏اى از قهرمانان روحانى از طبقۀ دوم پايين آمده، با سنگ و چوب، شه‏‌پرستان زبون را تعقيب كردند و چيزى نمانده بود كه آنان را از مدرسه بيرون برانند و درب را ببندند كه غريو گلوله‏‌هاى مأموران انتظامى صحنه را عوض كرد! (نهضت امام خمینی ج1 ص372-371) ◀️ادامه دارد.... @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی-قم.
فصل سوم قسمت 2.mp3
7.42M
نهضت آزادی، خانه‌زادِ بیت قائم‌مقام 📼کتاب صوتی #روزگار_قائم_مقامی/صوت دوم از فصل سوم دیدارهای آقای منتظری و #سران_نهضت_آزادی از زمان امامت جمعه ایشان در تهران شروع شد و رفت و آمدهای ابراهیم یزدی، شخص دوم نهضت آزادی که از همان ابتدا مورد توجه آمریکایی‌ها قرار داشت در بیت آقای منتظری قابل توجه است. یزدی همان کسی است که هم‌زمان با ارتباطات مشکوک و گرایش روشن به آمریکایی‌ها، تا پایان عمر خود تلاش کرد، همه ابتکارات و اقدامات راهبردی امام رحمه‌الله در عرصه نهادسازی را به خود نسبت دهد... ◀️در این قسمت از کتاب صوتی #روزگار_قائم_مقامی خواهید شنید: ارتباط وثیق آقای منتظری با نهضت آزادی صص243-235 🔊به رسانه رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی بپیوندید:👇 https://eitaa.com/joinchat/861732881Cb60e54e1db
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیانات در جمع روحانیون و طلاب قم پس حمله به مدرسه فیضیه 🔻 | 3 فروردین 🔹‏... مردم لازم است از مدرسۀ فیضیه دیدن نمایند و جنایات غیر انسانی دستگاه حاکمه‏‎ ‎‏را از نزدیک ببینند و نیز به بیمارستانها سرکشی کنند و از روحانیان مجروح و مصدوم‏‎ ‎‏عیادت به عمل آورند تا دریابند که دستگاه حاکمه با روحانیت چه کرده است!‏(3 فروردین 42، صحیفه امام، ج 1، ص 167) @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی-قم.
📸مرحوم آیت‌الله امینی: انتخاب [آقای منتظری] مقرون به صواب نبود ◀️ ماجرای قائم‌مقامی آقای منتظری از زبان مرحوم امینی/1 🔴سالروز نامه تاریخی امام خمینی قدس سره الشریف و عزل آقای منتظری 🔹 ، با هدف رفع فتنه و تهدید بعد از چهار جلسه مفصل چهارساعته در اجلاسیه سوم خبرگان و یک جلسه فوق‌العاده با حسن ظنی که به آقای منتظری داشتند وی را برای این امر انتخاب نمودند. اما به گفته آیت‌الله امینی،«با همه این دقت‌ها و رایزنی‌ها انتخاب ایشان به قائم‌مقامی، مقرون به صواب نبوده» است. (روزگار قائم مقامی ص53) @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی.
✳️توصیه مقام معظم رهبری به جوانان: ثبات قدم و استقامت 🔹«ان‌شاءالله خدا به حقّ علی‌اکبر (علیه‌السلام) شما جوان‌ها را حفظ کند، برای اسلام نگه دارد و ثابت‌قدمتان بدارد. جوان‌ها توجّه داشته باشند: صراط مستقیم را می‌توانند بشناسند، می‌توانند دل ببندند، می‌توانند منعطف و متشکّل به شکل صراط مستقیم بشوند؛ اما، نگه‌داری آن سخت است، باید نگه دارید. به قول مرحوم امیری فیروزکوهی که گفت: شباب عمر به دانش گذشت و شیب، به جهل کتاب عمر مرا فصل و باب، پیش و پس است 🔹بعضی‌ها جوانی‌های خوبی داشتند، امان از پیری‌شان؛ پیر که شدند هیچ. این [جوانی‌ها] را سعی کنید [نگه دارید]. البتّه شماها خوب هستید، شماها الحمدلله در خدمت انقلاب و در خدمت اسلام هستید. سعی کنید [این حالت] را نگه دارید. این ثبات قدم و استقامت در راه صحیح یک چیز خوبی است.»(مقام معظم رهبری 1396.2.18) 🔊به رسانه رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی بپیوندید:👇 https://eitaa.com/joinchat/861732881Cb60e54e1db
📸طرح قائم‌مقامی آقای منتظری بدون مشورت با امام ◀️ماجرای قائم‌مقامی آقای منتظری از زبان مرحوم امینی/2 🔴سالروز نامه تاریخی امام خمینی قدس سره الشریف و عزل آقای منتظری 🔹«شاید خبرگان با این همه دقّت و کنجکاوی از یک امر غفلت کرده باشند، و آن مشورت و استجازه از #امام_خمینی بود. باید در این مسأله بسیار حیاتی و مهم که از بزرگترین مسائل #نظام_اسلامی و مربوط به شخص حضرت امام بود، قبل از انجام عمل مشورت می‌شد، چنان که خود امام  بعداً در نامه‌اش به آقای منتظری نوشت: واللّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما #مخالف بودم... جا داشت #خبرگان مسأله را با امام در میان می‌گذاشتند و اگر چنین شده بود، با عواقب و آثار این انتخاب، آن هم در زمان‌های آغازینِ انقلاب مواجه نمی‌شدیم.» (روزگار قائم‌مقامی ص58-57) @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی.
📸پنهان‌کاری آقای هاشمی رفسنجانی در ماجرای قائم‌مقامی منتظری ◀️ماجرای قائم‌مقامی آقای منتظری از زبان مرحوم امینی/3 🔴سالروز نامه تاریخی امام خمینی قدس سره الشریف و عزل آقای منتظری 🔹«در آن زمان که خبرگان در اجلاس فوق‌العاده در رابطه با انتخاب آقای #منتظری به #قائم_مقامی در حال مذاکره بودند، آقای #محمدی_گیلانی در بیخ گوش من گفت: من در جماران بودم، در بیت امام گفته میشد که امام با انتخاب آقای منتظری به قائم مقامی موافق نیست. من نیز همین مطلب را آهسته به آقای #هاشمی_رفسنجانی گفتم، ایشان گفتند: امام که نهی نکرده، به علاوه، در شرایط فعلی طرح این مطلب به مصلحت نیست، تا ببینیم چه پیش می‌آید.»(روزگار قائم‌مقامی ص63) @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی.
📸دل‌سوزی امام قدس سره الشریف نسبت به آقای منتظری ◀️ماجرای قائم‌مقامی آقای منتظری از زبان مرحوم امینی/4 🔴سالروز نامه تاریخی امام خمینی قدس سره الشریف و عزل آقای منتظری 🔹«روزی خدمت امام بودم. سخن از آقای #منتظری به میان آمد، من عرض کردم: شما آقای منتظری را خوب می‌شناسید و از سوابق مبارزاتی او اطلاع دارید. در دوران مبارزات و بعد از پیروزی انقلاب دشمنانی داشته و دارد که تخریب و تضعیف چهره او را به نفع خود می‌دانند و در این رابطه شایعه‌پراکنی و فتنه‌انگیزی می‌کنند و این به نفع نظام نخواهد بود. امام در جواب فرمودند: می‌دانم، اگر آقای منتظری اعضای دفترش را اصلاح کند، و رفتار و گفتارش را تغییر دهد، من همه این‌ها را جبران خواهم کرد. آنگاه به من فرمود: «به ایشان بگو در انتخاب اطرافیان و #اعضای_دفتر خود تجدیدنظر کند، افراد آبرومند و خوش‌سابقه را به کارگیرد؛ به طوری که پای علما و فضلا و اساتید محترم بدانجا باز شود. من از برخی پاسداران ایشان بدگمانم، انتخاب آن‌ها را بر عهده حفاظت بگذارد.» ولی وقتی من پیام امام را به آقای منتظری ابلاغ کردم، در جواب گفت: من به اینها اعتماد دارم، مگر چه عیبی دارند؟» (روزگار قائم‌مقامی ص98) @Bonyadtarikh بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی.