eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها؛
100 دنبال‌کننده
289 عکس
53 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو خسته به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی در کتابفروشی پیچیده است "نگران نباش. برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان".
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حس میکنم اینجا به هم ریخته ست بعد فکر میکنم پر از خاطراته که قشنگه:>
نمیدونم وای کلا اون نظم خاصی که بعضی از چنل ها و دیلی ها دارن رو ندارم ولی بازم اینجوری دوستش دارم:>
شماهم وقتی بچه بودین اسکوبی دو میدیدین؟
الان یادم افتاد عاشقش بودم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا