از وقتی کاظم رفته بود لبنان، خبری از او نداشتم. در فراق او #افسردگی گرفته بودم و نحیف و لاغر شده بودم. مادر شوهرم به بهانه پیدا کردن کاظم مرا آورد اهواز که از این حال و هوا بیرون بیایم.
وقتی اتفاقی در خیابان پیدایش کردم، زبانم بند آمده بود و پایم بی حس شده بود و دیگر توان راه رفتن نداشتم.
خانه که آمدیم و رنگ و رویم را دید، خیلی ناراحت شد. محکم می زد روی پایش و سرش را تکان می داد.
وای اکرم! نگو #مریض شدم که دیوانه ام می کنی. مرا شرمنده می کنی. من کیم که به خاطر من #ظالم خودت را به سختی می اندازی؟!
#تبخالی گوشه لبش بود. وقتی پرسیدم : «حالا بگو لبت چه شده؟» اشکش جاری شد.
اشک هایم را با گوشه انگشتش پاک کرد و سرش را انداخت پایین و گفت: در این مدت این همه سختی کشیدی و قیافه ات شبیه بیماران روانی شده، آن وقت تو نگران تبخال روی لب منی!
حال و هوایی داشت آن روز.
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#سیره_خانوادگی_شهدا
#ابراز_محبت_کلامی_با_همسر_در_سیره_شهدا
راوی: اکرم حاج ابوالقاسمی؛ همسر شهید
مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۲۶، رستگار به روایت همسر شهید، نویسنده: نجمه طرماح، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۵ ؛ صفحات ۵۵-۵۳
برش ها
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
کاظم همیشه امید و انگیزه می داد. ماه رمضان بود و می خواستیم برای دیدار خانواده هامان راهی تهران شویم. آن روز می خواستم غذای خوبی تحویل کاظم دهم. دستور #کباب بشقابی را از خواهرم اعظم شنیده بودم.
طبق همان دستور، پختم. وقتی نگاه کردم، وار رفته بود، با دیدن این صحنه من هم وا رفتم و شروع کردم به گریه کردن. آن قدر حال خراب بودم که آمدن کاظم را متوجه نشدم.
وقتی فهمید برای چه ناراحتم، خنده اش گرفته بود. مرا برد حیاط. نشستیم. زل زد توی صورتم و اشکم را پاک کرد.
خانم به این کدبانویی! هر وقت می آیم چای و میوه اش به راه است. غذایش آماده و خانه تر و تمیز… .
کلی دل داری ام داد و آرامم کرد.
اگر تو از غذاهای #پادگان ما خبر داشتی که فقط می خوریم تا زخم معده نگیریم، آن وقت قدر غذاهای خودت را می فهمیدی.
دوباره می خواستم بروم آشپزخانه، نمی گذاشت.
به شوخی می گفت: نوکرتم! تو فقط بنشین. الان می روی می بینی کته ات هم خمیر شده، باز هم بالای جنازه اش گریه می کنی.
وقتی رفتم سر غذا با کمال ناباوری دیدم کباب ها به هم چسبیده اند و صدای خنده ام بلند شد.
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#سیره_خانوادگی_شهدا
#قدردانی_از_زحمات_همسر در سیره شهدا
راوی: اکرم حاج ابوالقاسمی؛ همسر شهید
مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۲۶، رستگار به روایت همسر شهید، نویسنده: نجمه طرماح، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۵ ؛ صفحات ۸۴-۸۱.
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
برش ها
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
دست کاظم را گچ گرفته بودند، باید در #بیمارستان استراحت می کرد؛ اما فرار کرده بود. به هر ترتیبی بود با قند شکن و قیچی گچ دستش را باز کردیم. نرسیده آماده رفتن بود. عملیات داشتند.
کمرش درد می کرد و نمی توانست بنشیند و بند #پوتین هایش را ببندد. یکی را به زور خودش بست و دیگری را من.
در حالی که سرش پایی بود و به گره هایی که می زدم، نگاه می کرد، گفت: اجر این #جهاد برای شماهایی که همسرتان را با دست خودتان راهی جهاد می کنید هست. همین که ما از بابت خانه و زندگی خیال مان راحت است مدیون شماییم.
دیگر بغض مجالی نمی داد که جوابش را بدهم.
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#سیره_خانوادگی_شهدا
#قدردانی_از_زحمات_همسر در #سیره_شهدا
راوی: اکرم حاج ابوالقاسمی؛ همسر شهید
مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۲۶، رستگار به روایت همسر شهید، نویسنده: نجمه طرماح، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۵ ؛ صفحات ۷۳-۷۱.
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#شهید_امروز
25 اسفند سال روز شهادت شهید کاطم نجفی رستگار؛ فرمانده لشکر 10 سید الشهداء (ع)
هدایت شده از روی خط شهادت
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم
#روایت_گری
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#کرامات_شهدا
مادر از بهشت چی می خوای برات بیارم؟
@khateshahada
وقتی کاظم می آمد، کنارش می نشستم و گرم صحبت می شدیم. من از دوستانم و او از دوستانش. نسبت به دوستان شهیدش #ادب و نزاکت خاصی را رعایت می کرد.
دو زانو می نشست. انگار که او حضور دارد و در حضورش قدرت تکلم ندارد. از خلق و خوی شان می گفت و لحظه شهادت شان و سلام بر سید الشهدای آخرشان و بی رودر بایستی #گریه می کرد. با خودم فکر می کردم که کاظم با آنها به حدی زیسته که فقط یاد آنها آرامش می کند.
صحبتش که تمام می شد به جمع دو نفره خودمان بر می گشت و راحت می نشست و پایش را دراز می کرد و یا لم می داد.
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#سیره_فرهنگی_شهدا
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا
راوی: اکرم حاج ابوالقاسمی؛ همسر شهید
مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۲۶، رستگار به روایت همسر شهید، نویسنده: نجمه طرماح، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۵ ؛ صفحات ۱۰۷.
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
پاسداشت #1730 شهید بیست و پنجم اسفند ماه
#شهید_امروز
#شهید_مهدی_باکری
شهید مهدی باکری؛ فرمانده لشکر 31 عاشورا (استان آذربایجانغربی، شهرستان میاندوآب) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_علی_تجلایی
شهید علی تجلایی؛ قائم مقام فرمانده قرارگاه ظفر وفرمانده طرح وعملیات قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
شهید حاج کاظم نجفی رستگار؛ فرمانده تیپ 10 سید الشهداء (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_اسماعیل_لشکری_موحد
شهید اسماعیل شکری؛ مسئول واحد بهداری لشکر32 انصارالحسین (ع) (استان همدان، شهرستان همدان، شهر مریانج) (۱۳۶۳ ه.ش)
#حسن_درویشی
شهید حسن درویشی؛ فرمانده گردان (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_علی_اکبر_جوادی
شهید علیاکبر جوادی؛ فرمانده گردان تخریب (استان آذربایجانشرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_جعفر_فنایی
شهید محمدجعفر فنائیشاهرودی؛ فرمانده دسته (استان سمنان، شهرستان شاهرود) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_اصغر_قصاب
شهید اصغر قصاب عبداللهی؛ فرمانده گردان امام حسین (ع) (استان آذربایجانشرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_فاروق_صدیق
شهید فاروق صدیقی حسن کیاده؛ فرمانده گردان (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۴ ه.ش)
#شهید_اسماعیل_نیک_صفت
شهید اسماعیل نیکصفت؛ جانشین گردان امام حسین از تیپ 12 سپاه گرمسار (استان سمنان، شهرستان گرمسار) (۱۳۶۶ ه.ش)
#شهید_ابراهیم_اسدی
شهید ابراهیم اسدی؛ جانشین گردان علی ابن ابیطالب(ع) لشکر ویژه 25 کربلا.
#شهید_حسین_علی_عرب_اردستانی
#شهید_مصطفی_کلهری
#شهید_سید_مهدی_موسوی_دیری
#شهید_منصور_باقری
.
هدایت شده از روی خط شهادت
کتاب گویای رستگاری در جزیره در قالب #روایی
رستگاری در جزیره، داستان زندگی یکی دیگر از قهرمانان دفاع مقدس است؛ کسی که فرماندهی یکی از گردانهای تیپ رسولالله (ص) را به عهده داشت.
محمدعلی آقامیرزایی در این کتاب، داستان زندگی «شهید حاج کاظم نجفی رستگار» را از بدو تولد تا شهادت روایت میکند و این روایتها را با نقل قولهایی از خانواده، دوستان و همرزمان شهید درهم میآمیزد.
این کتاب داستان زندگی شهید حاج کاظم نجفی رستگار را روایت میکند. نویسنده برای نگارش این اثر، علاوه بر استفاده از اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران، با ۳۲ نفر از دوستان، همرزمان و نیز خانوادهی این شهید گفتوگو کرده است.
#قطعه_صوتی
#کتاب_گویا
#کتاب_رستگاری_در_جزیره
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
📺مرجع صوت و تصویر فرهنگ جهاد و شهادت
👇
@khateshahadat
#تقویم_اسفند
پاسداشت #1730 شهید بیست و پنجم اسفند ماه
#شهید_مهدی_باکری
شهید مهدی باکری؛ فرمانده لشکر 31 عاشورا (استان آذربایجانغربی، شهرستان میاندوآب) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_علی_تجلایی
شهید علی تجلایی؛ قائم مقام فرمانده قرارگاه ظفر وفرمانده طرح وعملیات قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) (استان آذربایجان شرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
شهید حاج کاظم نجفی رستگار؛ فرمانده تیپ 10 سید الشهداء (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_اسماعیل_لشکری_موحد
شهید اسماعیل شکری؛ مسئول واحد بهداری لشکر32 انصارالحسین (ع) (استان همدان، شهرستان همدان، شهر مریانج) (۱۳۶۳ ه.ش)
#حسن_درویشی
شهید حسن درویشی؛ فرمانده گردان (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_علی_اکبر_جوادی
شهید علیاکبر جوادی؛ فرمانده گردان تخریب (استان آذربایجانشرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_جعفر_فنایی
شهید محمدجعفر فنائیشاهرودی؛ فرمانده دسته (استان سمنان، شهرستان شاهرود) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_اصغر_قصاب
شهید اصغر قصاب عبداللهی؛ فرمانده گردان امام حسین (ع) (استان آذربایجانشرقی، شهرستان تبریز) (۱۳۶۳ ه.ش)
#شهید_فاروق_صدیق
شهید فاروق صدیقی حسن کیاده؛ فرمانده گردان (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۴ ه.ش)
#شهید_اسماعیل_نیک_صفت
شهید اسماعیل نیکصفت؛ جانشین گردان امام حسین از تیپ 12 سپاه گرمسار (استان سمنان، شهرستان گرمسار) (۱۳۶۶ ه.ش)
#شهید_ابراهیم_اسدی
شهید ابراهیم اسدی؛ جانشین گردان علی ابن ابیطالب(ع) لشکر ویژه 25 کربلا.
#شهید_حسین_علی_عرب_اردستانی
#شهید_مصطفی_کلهری
#شهید_سید_مهدی_موسوی_دیری
#شهید_منصور_باقری
✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
7.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺مروری بر زندگینامه سردار #شهید_کاظم_نجفی_رستگار
✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدا
🇮🇷@boreshha🇵🇸
🌍http://www.boreshha.ir
🔺دلبستگی ها...
🔹کاظم عازم لبنان بود. وقت خداحافظی، وصیت ها و نصیحت ها را داخل اتاق گفت.
🔸وقتی می خواستم پا را از اتاق بگذارم بیرون، گفت:«از این به بعد، خداحافظی ما تا همین جا توی اتاق. نمی خواهم بیایی بدرقه ام».
▫️گفتم:«یعنی نمی گذاری تا دور نشدی ببینمت؟ حتی داخل حیاط؟».
▪️گفت:«بگذار اگر می روم با دل قرص بروم؛ بدون دلبستگی، دلبستگی به دنیا. می خواهم دلبستگی هایم را پشت همین در اتاق بگذارم و بروم.
⚡️تو که جایت امن و همیشگی است در این دل من، نگذار نگاهم به دنیا بماند».
☄در چهارچوب در خشکم زد. کاظم رفت انگار نه انگار که من در یک قدمی اش تشنه یک نگاهش هستم.
🍁همیشه می گفت:«به سن و سال کمت نگاه نکن. تو زود ازدواج کردی که ساخته شوی. پس در مشکلات هم ظاهرت را حفظ کن».
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
#همسرداری_شهدا
#رعایت_حریم_دلبستگی_ها
▫️راوی: اکرم حاج ابوالقاسمی؛ همسر شهید
📚مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۲۶، رستگار به روایت همسر شهید، نویسنده: نجمه طرماح، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۵ ؛ صفحات ۴۳ و ۴۴.
✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدا
🇮🇷@boreshha🇵🇸
🌍http://www.boreshha.ir