eitaa logo
ساهور؛انجمن علمی«ادبیات تاریخی»
233 دنبال‌کننده
400 عکس
22 ویدیو
3 فایل
📩ساهور؛ انجمن علمی "ادبیات‌تاریخی" دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام استاد راهبر سرکار خانم دکتر زهرا روح‌اللهی امیری #ادبیات_تاریخی #بررسی_رمان‌های_تاریخی #برگزاری_نشست_های_تخصصی #برگزاری_کارگاه_های_تخصصی
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽| 🌿📚 تبریک به یک اثر جدی درباره فلسطین 👈دبیرخانه انجمن‌های علمی دانشگاه، عرض تبریک صمیمانه دارد حضور سرکارخانم مریم قربان‌زاده (دانشجوی دکتری و دبیر انجمن ادبی–تاریخی ساهور دانشگاه باقرالعلوم) به‌مناسبت انتشار کتاب تازه‌ی ایشان با عنوان «پاپیون؛ نسخه غزه» این کتاب، تصویری ملموس و غیرکلیشه‌ای از زندگی فلسطینی‌های معاصر ارائه می‌دهد و به‌صورت مصداقی نشان می‌دهد که 👉 چرایی مقاومت فلسطینی‌ها 👉 عامل اراده و ایستادگی آنان چگونه در دل زندگی روزمره شکل می‌گیرد. کتابی ضروری برای مخاطب فارسی‌زبان؛ با قدرت روایی بالا، حتی فراتر از بسیاری از فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی. ✍️ درباره نویسندگان «پاپیون؛ نسخه غزه» این اثر حاصل همکاری یک زوج فرهنگی و پژوهشی است: 🔹 امیر سعادتی پژوهشگر و روزنامه‌نگار باسابقه که در دو دهه اخیر، در مقام مدیر تولید، مشاور تألیف یا ویراستار، در پشت صحنه ده‌ها عنوان کتاب پژوهشی و روایت‌محور نقش‌آفرینی کرده است. 🔹 مریم قربان‌زاده دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع)، دارنده نشان ملی فردوسی، و نویسنده‌ای پرکار در حوزه ادبیات اجتماعی و ادبیات پایداری با رویکردی زنانه و مادرانه. از آثار ایشان می‌توان به: «گیرنده: پدرم»، «دیالمه»، «شهربانو»، «دریادل»، «حوض شربت»، «سه‌خواهرون»، «گلستان ابراهیم» و «خاتون و قوماندان» اشاره کرد؛ کتابی که مورد تقریظ رهبر انقلاب نیز قرار گرفته است. «پاپیون؛ نسخه غزه» بر اساس مصاحبه‌های مستقیم و ترجمه گفت‌وگو با مردم فلسطین در سال‌های اخیر نوشته شده است. تهیه کتاب با تخفیف و ارسال رایگان @simorghnashr_admin 🌐https://eitaa.com/bouath
اگر بنده شاعر بودم، یقیناً در مدح شماها، در مدح آقای سرهنگی، در مدح آقای بهبودی، در مدح آقای قدمی، در مدح همین خاطره‌سازان و خاطره‌انگیزان قصیده می‌ساختم؛ حقیقتاً جا دارد؛ چون کارِ بسیار بزرگ و بااهمیتی است.۱۳۸۴/۰۶/۳۱ جهانی بنشسته در گوشه ای. این کامل ترین تعریف درباره نویسنده تاریخ معاصر ،هدایت الله بهبودی است. غور این مرد در تاریخ از او یک حافظه تاریخی انقلاب اسلامی،ساخته و زندگی در انبوهی اسناد دور و دورتر برایش یک قلعه موضوعات زمین مانده ترسیم کرده که برای هر کدام سالیانی باید عمر بگذارد و از لای کاغذهای بدخوان و چِقِر با منقاش و‌سواس و حوصله و صبر، ذره ذره واقعیات را بیرون بکشد و در قامت یک مستند نگاری تاریخی به جامعه عرضه کند. جامعه ی کتاب نخوانی که برای فهمیدن واقیعت خودش را به کتاب عادت نمی دهد. ساهور در پی دغدغه و نیاز جامعه به دانستن واقعیات تاریخی قبل از انقلاب، لحظاتی را مهمان این مرد بزرگ بود.الف لام خمینی، شرح اسم، از سه جلدی رضا نام تا رضاخان،از رضا خان تا رضا شاه، ده جلدی روزشمار تاریخ معاصر ایران و دهها اثر گرانسنگ دیگر. چنانچه دوستانی تمایل همکاری در طرح تاریخ پهلوی ساهور را دارند اعلام آمادگی کنند. 🌐https://eitaa.com/bouath
پل ریکور روایت را صرفاً یک تکنیک ادبی نمی‌بیند، بلکه آن را شیوه بنیادی فهم زمان و تاریخ می‌داند. از نظر او گذشته هرگز به‌طور مستقیم در دسترس ما نیست و فقط از طریق اسناد و روایت‌هایی که بر پایه آن‌ها ساخته می‌شود قابل فهم است. بنابراین، تاریخ همیشه به‌صورت روایت سامان می‌یابد و مورخ با انتخاب، حذف و ترتیب‌دادن وقایع، از داده‌های پراکنده یک حکایت منسجم می‌سازد. ریکور در پروژه «زمان و روایت» نشان می‌دهد که بدون روایت، زمان انسانی فهم‌پذیر نمی‌شود؛ روایت حلقه واسط میان زمان عینی و زمان زیسته است و تجربه پراکنده ما از گذشته، حال و آینده را در قالب یک کل معنادار سازمان می‌دهد. او همچنین بر نقش «تخیل سازنده» در تاریخ تأکید می‌کند: تخیل به تاریخ افزوده می‌شود تا امکان بازسازی گذشته را فراهم کند، نه این‌که آن را به ادبیات صرف تقلیل دهد. به این ترتیب، روایت تاریخی از نظر ریکور هم بُعد معرفتی دارد، چون راه فهم گذشته است، و هم بُعد اخلاقی، زیرا می‌تواند صدای رنج‌دیدگان و قربانیان را در برابر روایت‌های رسمی قدرت زنده نگه دارد. این تلفیق معرفت و اخلاق، نظریه او را برای مطالعات ادبیات تاریخی بسیار الهام‌بخش می‌کند. 🌐https://eitaa.com/bouath
استناد و اطلاعات پادزهر شبهات آقای بهبودی در بیان دلیل ایجاد شبهات در جامعه گفتند: علت اصلی ایجاد شبهات در جامعه‌ی ما این است که ما یک جامعه مستند نیستیم. در تعصبات زندگی می‌کنیم نه با اطلاعات و دانش، هرجا تعصب فرمان دهد کشیده می‌شویم. شخصیت‌های دوران معاصر پهلوی زنده هستند و نزدیک شدن به آن‌ها کار آسانی نیست، تنه به تنه‌ی ما می‌زنند چه مثبت و چه منفی، من در نگارش تاریخ رضاخان بیشتر با این مسئله روبرو شدم. این کار فوت و فن می‌خواهد. ما چاره‌ای جز فربه شدن در دانش نداریم تا شبهه‌های توخالی و نیمه خالی با علم و دانش جواب داده شود. نه علم قطره‌ای، خلاصه و فشرده یک احاطه و غلبه بر حوادث معاصر نیاز داریم که معمولاً کم است. 🌐https://eitaa.com/bouath
تنفس اقتصادی و اجتماعی لازمۀ رشد فرهنگی آقای بهبودی در توضیح لوازم کار فرهنگی گفتند: تا جامعه خودش را به مراتب بالا نکشد، تنفس اقتصادی و اجتماعی نداشته باشد، ما همچنان در امور فرهنگی کم نفس خواهیم بود. جامعه‌ مانند بافت یک فرش است که باید تمام عناصر آن کنار هم باشند تا نقش اسلیمی آن جلب توجه کند. باید درست بافته شود. ما در جامعه‌ای بحران زده زندگی می‌کنیم؛ اما توقعات فرهنگی ما برای یک جامعه‌ی بحرانی نیست. توقعات ما می‌بایست با شرایط جامعه هماهنگ باشد. ما از جماهیر شوروی که در ادبیات قوی‌تر نیستیم، چرا ادبیات کمکی به نظام اتحاد جماهیر شوروی نکرد؟ چون ادبیات او با مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی همراهی نداشت. 🌐https://eitaa.com/bouath
حکمت،هنر،حقیقت این جمله محمد حسن شهسواری در مقدمه کتاب« حرکت در مه» است: «تجربه برآمده از یک دهه برگزاری کارگاه‌های رمان نویسی مرا متقاعد کرده است که مشکل اصلی نویسندگان ما نداشتن تکنیک‌ها و قواعد نویسندگی نیست؛شیوه زندگی کردن و اندیشیدن همچون یک نویسنده است.» نوشتن موثر و ماندگاریعنی ایستادن در یک جایگاه تمدنی. نه صرفاً سیاه کردن کاغذها و به هم بافتن شخصیت‌ها و وقایع و ماجراها. تکنیک‌ و قواعد و فرم را در چند کلاس نویسندگی می‌توان آموخت یا با مطالعه سه اثر بزرگ داستان نویسی نوشته: رابرت مک کی(داستان)،جان تروبی (آناتومی داستان)و کریستوفر ووگلر(سفر نویسنده)؛می توان به اصول داستان و پیرنگ و شخصیت پردازی و سبک و فرم رسید. آنچه مهم است اندیشه نویسنده است و دنیایی که به آن نگاه می‌کند و دریچه‌ای که از آن به دنیا می‌نگرد. اندیشه نویسنده یعنی اینکه بداند؛ادبیات هنر است اما اگر بدون حکمت باشد نه عمق دارد نه ماندگار می‌ماند. نویسنده ایرانی باید بداند که از یک سکوی تمدنی دارد می‌نویسد و نوشته‌اش باید به پیشبرد این تمدن و توسعه ی مبانی آن کمک کند. یعنی هنرش را با حکمت بیامیزد. حکمتِ هنرمندانه وقتی متولد می‌شود که فلسفه و ادبیات با هم ترکیب شوند. اینجاست که هم تحلیل ساختاری عمیق از ماجراها و وقایع تاریخی ارائه می دهیم و هم توانایی هنرمندانه برای نشان دادن تاثیر آن در زندگی روزمره مردم را به دست می آوریم. تاریخ نگاری آکادمیک با ادعای روشمندی و عینیت، مرز خود را با ادبیات تاریخی خلاق که از تخیل و ابزارهای داستانی استفاده می‌کند مشخص کرده است. سوال این است که آیا این دو در نهایت به سمت یک هدف (فهم گذشته) حرکت می‌کنند؟آیا حقیقت تاریخی تنها از طریق اسناد رسمی قابل دسترسی است یا روایت‌های ادبی نیز می‌توانند حقیقتی عمیق‌تر را منتقل کنند؟ مثلث :حکمت ،هنر ،حقیقت؛ از همراهی فلسفه علوم اجتماعی و ادبیات تاریخی شکل می‌گیرد. فلسفه علوم اجتماعی نماینده حکمت نظری است و کارش تدوین پرسش‌های بنیادین و روش‌های نقد. ادبیات تاریخی نماینده حکمت عملی_ روایی است؛ خِرَدی که در بافت واقعیت‌های انضمامی و روایی متجلی می‌شود. ارتباط آنها یک دیالکتیک سازنده ایجاد می‌کند که محصول نهایی آن نه فقط دانش بلکه بینش است. بینشی که هم عقلانیست و هم احساس برانگیز هم تحلیلی است و هم روایی. این ارتباط در روایت، به تولید شکلی از معرفت تاریخی_ اجتماعی می‌انجامد که از خشکی علوم محض و بی‌ضابطگی هنر محض فراتر رفته و حقیقت گویی چند بعدی را ممکن می‌سازد. فلسفه چهارچوبی برای فهم ادبیات تاریخی فراهم می‌کند و ادبیات تاریخی ماده غنی برای بحث و اصلاح فلسفه علوم اجتماعی. فلسفه علوم اجتماعی چراغی نظری برای تحلیل و نقد ادبیات تاریخی است که به ما می‌گوید هر روایت تاریخی: ✅ بر پایه پیش فرض‌های فلسفی درباره عینیت، علیت ،عاملیت بنا شده‌اند. ✅ محصول زبان و گفتمان خاص خود است. ✅ انتخابگرانه است و بعضی صداها را برجسته و بعضی را حذف می‌کند. ✅ معنا آفرین است وگذشته را به یک کل منسجم روایی تبدیل می‌کند. میز گفتگوی ادبیات تاریخی و فلسفه علوم اجتماعی از گردهم آمدن انجمن ادبیات تاریخی ساهور و انجمن فلسفه علوم اجتماعی در دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام.نوشتن از یک جایگاه تمدنی بدون اندیشیدن و فلسفیدن کاری سطحی و گذراست. بنیان های اندیشه نویسندگان باید در بوم خودشان شکل بگیرد تا در جهان طنین بیندازد: بومی بنویسیم ،جهانی می‌شویم. این میز گفتگو تنها یک انتخاب آکادمیک نیست بلکه ضرورتی برای فهم پیچیدگی زندگی انسان در تاریخ است. 🌐https://eitaa.com/bouath ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
جزئی و ظریف در مقابل یک اشتباه بزرگ آقای بهبودی در مورد یک مواجهه‌ی درست و اثرگذار در برابر پهلوی گفتند: در موضع‌گیری ونقد گاهی کلیت را هدف قرار می‌دهیم در حالی که مخاطب آن کلیت را قبول دارد و این حرکت بی‌فایده است. باید پایه‌ها و جزئیات هدف باشند، مثل موریانه‌ای که عصا را می‌خورد. در مورد پهلوی هم همینطور، باید به سراغ جزییات برویم. رضاخان نه زمین‌خوار که در واقع یک ایرانخوار بود. دفتری که روستاها و شهرهای خودش را در آن ثبت کرده، دفتری رحلی و قطور است که با خطی ریز مایملک او را نوشته‌اند. مثلاً چگونگی تصرف یک ده، ریز موضوعی زیبا برای نوشتن است. جاده فیروزکوه را به خاطر زمین‌های خودش کشید. به اسم جاده شاهی، اما اینکه چقدر آدم در این انفجارها تلف شده اند، فقط خدا می‌داند! دومین ریز موضوع کارخانه قند است، اول فریمان را مال خود کرد بعد مثل اینکه کسی تغییری در دکور خانه خودش ایجاد کند، آنجا کارخانه ساخت و جاده کشید. مسئله‌ی بعدی خط خزر تا فارس است که از اواسط قاجار مورد مطالبه مردم بود. آن‌ها تمام عقب‌ماندگی خودشان را در نداشتن همین ریل آهن تصور می‌کردند. تبدیل به آرزویی عمومی شده بود. یکی از شعارهای رضاخان هم بود. راه آهن خرمشهر تا دزفول کشیده شد البته این راه آهن هیچ فایده‌ای نداشت. چون ما برای استفاده‌ی اقتصادی از آن بندری نداشتیم. 🌐https://eitaa.com/bouath
هدایت شده از میراث زخم خورده
🔴 بخوانید.. صد سال است که نگذاشتند بخوانیم👇 بیایید صد سال به عقب برگردیم. زیر تاخت و تاز دو قدرت استعماری روز، و است. روس در شمال، نیروی را ساخته و انگلیس در جنوب، پلیس جنوب. هر دو با هزاران سرباز خود به غارت ایرانیان مشغولند. عِرض و مال ایرانی میبرند، به ناموس ملت تعرض میکنند، و دولت مرکزی ضعیفتر از آن است که در برابر آنها مقاومتی کند. ماجرا وقتی اسفناکتر میشود که این سلطه استعماری با قرارداد 1907 (سن پترزبورگ) بین روس و انگلیس برای تقسیم ایران به دو منطقه شمالی و جنوبی بین خودشان، رسمیت هم می یابد. حال بگویید شما بودید چه میکردید؟! ضعیف و زبون در خانه می نشستید تا مال و ناموستان غارت شود؟! منتظر دولت و نداشته، میماندید؟! یا بپا میخاستید و دفاع میکردید؟! ایرانی در این موقعیت چه تصمیمی گرفت؟!👇 در گوشه گوشه ایران، جنبشهای ضداستعماری به راه افتاد. در شمال میرزا کوچک خان ، در جنوب رئیسعلی ، در آذربایجان شیخ محمد ، در همدان و خراسان کلنل و... تفنگ در دست گرفتند و جوانمردانه کوچه به کوچه، ده به ده، شهر به شهر اشغالگران را بیرون راندند. تا جنگ جهانی اول در سال 1914 (1293 شمسی) ادامه یافت. در میانه جنگ، در روسیه انقلاب کمونیستی رخ داد و شوروی جدید نیروهای خود را از همه کشورهای اشغال شده بیرون کشید. به یکباره شد سلطان بلامنازع ایران. اما جنبشهای ضداستعماری، بدترین مانع و موی دماغ روباه پیر بود و چاره آن یک راه حل شیطانی بود."برای حکومت بر مردم ایران باید آنها را گرسنه نگه داری!" و "کاهش ایران" با ایجاد . انگلیسی ها شروع کردند به جمع آوری و خرید دارو و گندم و جو و احتکار آنها. در عرض 2 سال قحطی و بیماری های واگیر با ایران ما چنان کرد که لشکر مغول نکرد. نصف جمعیت ایران کشته شد و ثمره جنگ جهانی اول برای ایرانِ بیطرف! یک عظیم انسانی بود. 9 میلیون ایرانی کشته شدند. 1 سال پس از پایان جنگ، انگلستان تصمیم گرفت ایران را رسما به عنوان خود اعلام کند. وثوق الدوله نخست وزیر در قراردادی شرم آور با رشوه ای کلان، سند ایران را به نام پادشاهی انگلستان زد ولی احمدشاه با فشار علما با همه ضعف و جوانی اش، زیر بار نرفت و به تنبیه این استنکاف، سلسله قاجار برچیده شد و آمد. که خودشان آوردند و خودشان بردند. جنبشهای ضداستعماری برچسب "تجزیه طلبی" گرفتند و در گوشه گوشه ایران سرکوب شدند. 20 سال بعد در جنگ جهانی دوم، هیچ کس دیگر نبود تا از ایران دفاع کند. 24 ساعته کل ایران را اشغال کردند .. 🔸صد سال تمام این جنایت بزرگ تاریخی در لابلای روزنامه ها و کتابها و تئاترها و فیلم فارسیهای منورالفکران ایرانی شد. به همین سادگی. و در عوض یک تاریخ سازی جعلی برای ایران توسط همین انگلیسی ها رقم خورد. موج تاریخ سازی برای " " برای تضعیف هویت شیعی ایرانیان (هویت مقاومت خیز) شدت گرفت و این شد که هر چه آنها بخواهند و بگویند ما باید «تکرار کنیم» و هر چه آنها نخواهند نباید. حافظه تاریخی مردم، همواره از انگلستان متنفر بوده اما گاه نمیداند چرا؟! چرا که نگذاشتند جنایات انگلیسی ها در این کشور سینه به سینه و ورق به ورق بازگو شود. درست مثل آمریکایی ها. انگلیسی ها هنوز مشغول نوشتن ما هستند. ✍️ محمد عبدالهی ✿✿✿✿✿✿ ◀️ روایتی از چهره واقعی در برخورد با برای ، رسانه باشید.👈[میراث زخم خورده] https://eitaa.com/joinchat/3099328514C4623e03da5 برای ورود به صفحه اینستاگرام روی کلمه زیر کلیک کنید👇 اینستاگرام
انجمن ادبیات تاریخی ساهور و انجمن فلسفه علوم اجتماعی برگزار می‌کند. هنر، حکمت، حقیقت 🔰تأملاتی فلسفی در هنر؛ پیامدهای آن بر ادبیات و علوم اجتماعی استاد دوره: نعمت اللہ سعیدی 💢سرفصل‌ها 🔹نسبت هنر و ادبیات با متافیزیک و دین باوری 🔹ذکر و فکر و ورد در ادبیات و هنر از شخصیت شناسی تا شخصیت سازی در حکمت و هنر 🔹عدل در جهان و هارمونی در هنر معادباوری و تاریخ نگاری 🔹تجلی خیر و شر در ادبیات ، تاریخ، جامعه 🔺شروع دوره: یکشنبه ۱۴دی ۱۴۰۴ ⏰یک شنبه و چهارشنبه‌ها ساعت ۱۹ ⌛️مدت دوره: ۱۰ جلسه 💰هزینه دوره: ۴۵۰هزار تومان تخفیف ویژه برای اعضای انجمن‌های دانشگاه باقرالعلوم(ع)، هزینه قابل پرداخت:۳۵۰هزار تومان مهلت ثبت نام:تا ۱۴دی ۱۴۰۴ 🔻آیدی ثبت نام: @Vajiheh_heidary 🌐https://eitaa.com/bouath
جلسه اول یکشنبه ۱۴ دی ماه ساعت ۱۹ لینک حضور برای ثبت نام کنندگان ارسال خواهد شد. جلسات در فضای مجازی است و حضوری برگزار نمی‌شود. موضوع: ارتباط برهان شر با دیانت و آثار هنری 🌐https://eitaa.com/bouath
📔 سیا و «مزرعهٔ حیوانات» مزرعهٔ حیوانات رمانی تمثیلی و آرمان‌شهری است که انقلاب روسیه و دوران استالین را به‌صورت نمادین روایت می‌کند. حیوانات یک مزرعه علیه صاحب انسان خود، آقای جونز، شورش می‌کنند و ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند. در ابتدا همه برابرند و زندگی عادلانه‌ای دارند. اما به‌تدریج خوک‌ها، به‌ویژه ناپلئون، قدرت را در دست می‌گیرند و خود به ستمگرانی جدید تبدیل می‌شوند؛ تا جایی که دیگر تفاوتی میان خوک‌ها و انسان‌ها دیده نمی‌شود. شعار نهایی مزرعه چنین می‌شود: «همهٔ حیوانات برابرند، اما بعضی برابرترند.» ۲. چرا سازمان سیا به «مزرعهٔ حیوانات» علاقه‌مند شد؟ در دوران جنگ سرد (دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰): • دولت آمریکا به‌دنبال ابزارهای قدرت نرم برای مقابله با نفوذ شوروی بود • هنر، ادبیات، سینما و موسیقی به‌عنوان ابزارهای جنگ ایدئولوژیک استفاده می‌شدند «مزرعهٔ حیوانات» گزینه‌ای ایده‌آل بود چون: • خیانت حکومت‌های اقتدارگرا به آرمان‌های سوسیالیستی را نشان می‌داد • داستانی ساده، نمادین و قابل ترجمه برای مخاطبان جهانی داشت • می‌شد آن را این‌گونه تفسیر کرد که: «کمونیسم ناگزیر به استبداد ختم می‌شود» ۳. انیمیشن «مزرعهٔ حیوانات» با حمایت مالی سیا (۱۹۵۴) سازمان سیا به‌صورت محرمانه هزینهٔ ساخت انیمیشن سال ۱۹۵۴ را تأمین کرد این کار از طریق شرکت‌ها و نهادهای پوششی انجام شد این اثر به اولین انیمیشن بلند سینمایی با محتوای سیاسی تبدیل شد 😎 تغییر کلیدی ایجادشده توسط سیا: • پایان‌بندی اصلی اورول(نویسنده کتاب) تاریک و ناامیدکننده است: حیوانات درمی‌یابند که همهٔ نظام‌های قدرت می‌توانند فاسد شوند • اما در نسخهٔ انیمیشنی : حیوانات دوباره علیه خوک‌ها قیام می‌کنند در نتیجه، پیام اثر تغییر کرد: • از: «قدرت، هر نظامی را فاسد می‌کند» • به: «استبداد کمونیستی قابل سرنگونی است» این تغییر دقیقاً با پیام‌های ضدکمونیستی غرب هم‌راستا بود. نکتهٔ مهم: • اورول ضد تمامیت‌خواهی بود، نه مدافع سرمایه‌داری • او هم کمونیسم شوروی و هم ریاکاری امپریالیسم غرب را نقد می‌کرد ۴. اهمیت این موضوع در زمان حاضر (از منظر سواد رسانه‌ای) پروندهٔ «مزرعهٔ حیوانات» امروز به‌عنوان نمونه‌ای کلاسیک از موارد زیر تدریس می‌شود: • پروپاگاندا فرهنگی • بازچارچوب‌بندی روایت‌ها • استفادهٔ سازمان‌های اطلاعاتی از هنر برای تأثیرگذاری سیاسی این نمونه نشان می‌دهد: • یک اثر می‌تواند صادقانه و هنری خلق شود اما بعداً ایدئولوژیک و ابزاری بازتولید گردد درس کلیدی سواد رسانه‌ای: «این‌که چه کسی یک روایت را توزیع می‌کند، به اندازهٔ این‌که چه کسی آن را نوشته، اهمیت دارد.» 🇮🇷 متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی @matsa_ir