Ρόζι του Απόλλωνα
یکشنبه، زنگ آخر، روپوش سفید روی مانتوی مدرسه، دستای رنگی، لینو، نیل، رنگی کردن صورت و حتی موهای همدیگه، رونی و "مغار رو اونطوری نگیر آخر سر دستتو میبری"، آب قطع شده و به زور دستامونو شستن، +دستم شبیه کارگر معدن شده انگار _به نظر من خوشگله، دستکش رنگی شده که برعکس نگهش داشتم چون خوشگل شده بود، "آستینمو بکش بالا دستم رنگیه"، "بده من بده من"، صورتای همدیگه رو پاک کردن با دستمال مرطوب، سابیدن شیشه ها.
باورت میشه؟ من همه اینارو هنوز یادمه.