این ساعتای آخری که میرم حرمش سرتا پا حسرتم با یکم آدم.
حسرت میخورم انگار که #شیشهیعطرموردعلاقهم افتاده زمین، شکسته و منم جز نفس کشیدن و خیره شدن بهش
کاری از دستم بر نمیاد.
بَچِّههِیئَتي
یاغی نیاَم، ترحمی، ای پادشاهِ حُسن؛ گردن کشیدهام که تماشا کنم تـــو را/ ۱۲۸(: ..
برایم دلنشینی؛ دلبری؛ آنقدر دلخواهی ،
که من حتی در آغوش تو؛ #دلتنگِ توام گاهی..
هدایت شده از سبزمبهم '
قلبم را ببین ، اسم کربلایِتو میآید میایستد ، میایستد تا شاید جرئهای بیشتر از تو برایش بگویند ، تا اندکاندک بسوزد و غرق در واژههای'نبودنوندیدن' جانبسپارد.
اگر روزی کسی از من بپرسد: معنای زندگیات و شادترین لحظاتِ عمرت چه بوده است ؟ بیشک جوابم شب هایست که در کربلا
و زیرِ سایهسارِ علمت سپری میکردم، یااباعبدالله.
بَچِّههِیئَتي
-
#آقایاباعبدالله با قلبهامون کاری کن که
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نشود. ممنون.