\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۵۴۴
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
دعاش تموم شد نگاهش رو داد به من
_ بریم
حرکت کردم بعد از چند لحظه سکوت رو کرد به من
هر کاری میکنم از فکر این حرف مادر شهید عجمیان بیرون نمیام
_ اینکه گفته روبند میزنم نشناسنم
آهنگین جواب داد
_ آره
_ منم وقتی شنیدم خیلی حالم بد شد اونهایی که باعث آزار خونواده شهدا میشن مخصوصاً به این شکل تاوانهای خیلی سختی تو زندگیشون پس میدن
نفس بلند کشید
_ صد در صد، شک نکن
تا برسیم خونه هر دو در مورد قدر نشناسی بعضی از مردم ایران در مورد نعمت جمهوری اسلامی و خونوادههای شهدا صحبت کردیم... ماشین رو نگه داشتم خواستم پیاده شم زنگ بزنم ناصر دستش رو گذاشت روی دستم
_ پیاده نشو من میرم
در ماشین رو باز کرد رفت پایین زنگ باغ رو زد در وا شد وارد شدم جکی شروع کرد به پارس کردن ناصر در باغ رو بست و نشست تو ماشین رو بهش گفتم
_ صدای پارس جکی رو میشنوی
با خنده جواب داد
_ آره، داره میگه من فهمیدم شما اومدین تو باغ ولی چون میشناسمتون بهتون حمله نمیکنم.
بچههام صدای ماشین رو شنیدن از خونه اومدن بیرون امیر حسن دوید سمت ماشین نگاهمو دادم به ناصر
_ زینب ببین در خونه وایساده
_ آره
_ میدونی چرا با امیر حسن نمیاد
_ از جکی میترسه
با خنده جواب دادم
_ آره
نزدیک خونه ماشین رو پارک کردم امیر حسن در سمت ناصر رو باز کرد
_ سلام بابا
_ سلام پسر گلم، خوبی بابا؟
_ آره خوبم
ناصر پیاده شد صورتش رو بوسید دستش رو گرفت با هم و قدم بر داشتند سمت خونه... منم از ماشین اومدم پایین زینب چند قدمی باباش دوید به سمت ناصر، ناصر آغوش باز کرد خودشو انداخت تو بغل ناصر
_ بابا کاشکی منو برده بودی
ناصر صورتش رو بوسید
_ نمیشد بابا
همگی وارد خونه شدیم خدا رو شکر به برکت وجود مش رحیم و فاطمه خانم همهچی مُرتبه رو کردم به فاطمه خانم و مش رحیم
_ سلام خیلی زحمت کشیدید ازتون ممنونم انشاالله بتونم خوبیهاتونو جبران کنم
هر دو جواب سلامم رو با روی گشادهای داد و فاطمه خانم گفت:
عزیزم انقدر شما به ما خوبی کردی که ما هر کاری هم بکنیم نمیتونیم جبران کنم.
ناصر رو کرد به من
فردا صبح که خواستی بچهها رو ببری مدرسه منم باهات میام میخوام برم گاوداری ببینم اوضاع از چه قراره انشاالله به امید خدا سرو سامونش بدم...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
مامانمم لگد زد توی شکمشو زن داداشم یه لحظه تمام وجودش لرزید سعی کرد خودشو نجات بده و به سمت راه پله هت فرار کرد منم دنبالش دویدم که بگیرمش اما متاسفانه نتونستم و زن داداشم خورد زمین و سرش به پله ها خورد بیهوش شد هر چی صداش کردیم بهوش نیومد زنگ زدیم امبولانس داداشم اومد گفتم خودش خورده زمین...
https://eitaa.com/joinchat/1960640682C4ba40e21a9
هدایت شده از نـُـقطَـــ٨ـﮩہزَن🇮🇷🚀🇵🇸
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷☫🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
📸 مسابقه عکاسی «حضور تا ظهور»
پیروزی انقلاب اسلامی معجزه قرن بود
1⃣9⃣1⃣ اعظم رفیعی
#ایران_قوی
#فجر_چهل_وهفتم🇮🇷✌️
🌍 #انتشار_حداکثری_با_شما
━═━⊰❀🇮🇷❀⊱━═━
به کانال #نقطه_زن بپیوندید 👇
🎯﴾ @noqtahzan ﴿
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بهترین تمرین سلوک خانواده است
🔹استاد عالی: خانه و خانواده محل ریاضت و مهار نفس برای انسان است. کسی که میخواهد بالا برود، باید بتواند پا بر روی نفسگذاشتن را تمرین کند.
🔹علامۀ طباطبایی به شخص که طلب نسخه سیر و سلوک داشت فرمود: نسخۀ سیر و سلوک برای شما که متأهل هستی در خانه اهل گذشت و مدارا و صمیمیت باشی!
#آرامش_در_خانواده
🍃🌹🔹 ـــــــــــــــــــــــــ
صـــراط
@roshangari_samen
هدایت شده از محمد فرازی | مهارت افزایی،مجری🌱
شرکتکننده شماره «۱۴۰»
مسابقه عکاسی «حضور تا ظهور»
📸 نام و نام خانوادگی: اعظم بهرامی
📍 شهر:خمین
روایتی از حضور
از نسل امروز تا امید فردا…
تصویری از همدلی، ایمان و ایستادگی مردمی که با دلهایشان آمدهاند.
#مسابقه_عکاسی
#حضور_تا_ظهور
#۲۲بهمن
محمد فرازی| مهارت افزایی 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/785121549C133cb46ca2
🔰 خوبه این روزهای آخر ماه شعبان، مشغول هر کاری که هستیم، این دعای زیبا رو که امام رضا (ع) یادمون داده، زمزمه کنیم:
🌹 اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ
🌱خداوندا اگر در روزهای گذشته شعبان ما را نیامرزیدی، پس در روزهای باقیمانده بیامرز!
🍃🌹🔹 ـــــــــــــــــــــــــ
صـــرا
کلکلی عاشقانه🤭حسادت پدر به پسرش
اونم پدری که مأمور مخفی پلیسِ
😍❤️🔥😍❤️🔥😍❤️🔥😍❤️🔥
+ از این بعد فقط شیشه شیر بهش میدی!
با چشمای گرد شده نگاهش کردم که ادامه داد:
+ اینجوری با اون چشمات نگام نکناااا...
شباهم بذارش تو جاش،نه وسطمون!
بُهت زده گفتم :
_ چی میگی مرصاد، بچمونه هااا
حرصی به بچه نگاه کرد و غرید :
+از وقتی به دنیا اومده جامو پر کرده پدر صلواتی،زنمو ازم گرفته،تو مال منی دیلان! تمام و کمال مالِ منی و اون حق نداره تورو از من بگیره!!
خشکم زده بود و نمیدونستم به این شوهرِ حسودم چی بگم که حرصی اومد جلو و...
https://eitaa.com/joinchat/3414230397Cc90b3d5baa
+اصن برای چی الان روی پات خوابوندیش؟! مگه نگفتم بخوابونش تو گهوارش؟!
_خوابیده خب چیکارش کنم بچه رو؟
توام بیا روی این یکی پام بخواب!
انگار منتظر همین جمله بود که تا گفتم، اومد سمتم و...🙊😳
#قلبم_به_تو_دچار_شد ♥️
هدایت شده از محمد فرازی | مهارت افزایی،مجری🌱
شرکتکننده شماره «۱۳۶»
مسابقه عکاسی «حضور تا ظهور»
📸 نام و نام خانوادگی: آمنه جان قربان
📍 شهر:اصفهان
روایتی از حضور
از نسل امروز تا امید فردا…
تصویری از همدلی، ایمان و ایستادگی مردمی که با دلهایشان آمدهاند.
#مسابقه_عکاسی
#حضور_تا_ظهور
#۲۲بهمن
محمد فرازی| مهارت افزایی 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/785121549C133cb46ca2
👰♀️ تولیدی تخصصی کفش عروس و مجلسی 👠
✔️ تولید مستقیم (قیمت تولیدی)
✔️ تک و عمده
✔️ مدلهای جدید و سفارشی
✔️ ارسال به سراسر کشور
📌 برای دیدن مدلها و قیمتها عضو کانال شو:
👇👇
https://eitaa.com/arossaratehran
#مدل_پاپیون
🎨 رنگ: سفید/کرم/مشکی
👣 سایز: پاشنه ۷ سانت از ۳۶ تا ۴۰
پاشنه ۳ سانت از ۳۸ تا 41
⭐ جنس: تور پشت کفش چرم صنعتی
💰 قیمت: 1,380,000 تومان
🚚 ارسال: رایگان
📩 سفارش: @Admin_tolidii
در ضمن برای استفاده از تخفیف و اقساط 6 تا 12 ماهه برای تمام مدل ها از غرفه باسلام ما دیدن کنید
برای بازدید از غرفه باسلام بزن روی لینک زیر👇👇👇👇
https://basalam.com/user/NZl0q?utm_source=share&utm_medium=copy&user_hash_id=NZl0q&from_component=profile-app
برای ورود به کانال تولیدی کفش بزن روی لینک زیر 👇👇👇
https://eitaa.com/arossaratehran