eitaa logo
پژوهش‌های تاریخ اسلام
3.6هزار دنبال‌کننده
269 عکس
30 ویدیو
10 فایل
مرکز پژوهش های تاریخ اسلام لینک دعوت به کانال: @chsiqs قم، خیابان دورشهر، روبروی کوچه ۲۱ تلگرام: https://t.me/chsiqs جهت ارتباط با ادمین: @Chsi_qs نکات تاریخی که توسط ادمین در کانال گذاشته می‌شود، به معنای موافقت و تایید مرکز با مضمون آن نکات نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
گزارش نشست تاریخ و ماوراء ۴ فرسته ۴ اینکه شاید نتوانم یک غیر مسلمان را قانع کنم، باید دانش خودم را ناقص مطرح کنم. بخشی را بگویم و بخشی را نه. این دانش، کامل نیست. تاریخ واقعی نیست. پس کسانی که می‌گویند تاریخ سکولار است به علوم دیگر کاری ندارد، حرفشان به نظر ما حرف درستی نیست. در جای دیگر می‌گویند ضرورت دارد محقق صادق باشد. تعصب ناروا را قبول نداریم. اما چه کسی گفته اگر شما به ماوراء و آن چیزی که مربوط به ماوراء است، تکیه کردی، خلاف واقع است. اعتقادات باطل را نباید در تاریخ پژوهی خودت دخالت بدهی. اما اعتقاد حق چه؟ اگر این کار را نکنی تاریخ تحریف می‌شود. ▪️فرضیه ما دخالت محدود در تاریخ است. یعنی نه می‌گوییم کلام کاملاً نباید دخالت کند و نه اینکه باید مطلقا دخالت داشته باشد. بلکه می‌گوییم باید محدود باشد. شرط آن هم این است که از لحاظ معرفت شناسی ارزش معرفت شناسانه در نظر گرفته شود. در هنگام تعارض اگر از لحاظ معرفت شناسی اعتقاد کلامی ما ارزش معرفت شناسانه‌اش بیشتر از گزاره تاریخی باشد مقدم می‌شود. یک جاهایی کلام متوقف شده و تاریخ را بر کلام مقدم می‌کنیم. اما این فرضیه‌ چه دلایلی دارد: اول: ذو ابعاد بودن. پدیده‌های تاریخی ابعاد متعددی دارند و این را نمی‌توانید نادیده بگیرید. شما حرکتی را از شخصی مثل امام صادق می‌بینید. شما نمی‌توانید چیزی که درباره ابوحنیفه می‌نویسید را با امام صادق یکی بگیرید. پس ذوابعاد بودن پدیده‌های تاریخی خودش یک مسئله است. بعد غیبی دارند که نمی‌توانیم نادیده بگیریم. دخالت دادن سلسله علل غیبی در تحول تاریخی بسیار امر مهمی است. کسی شاید بگوید سلسله علل غیبی که شما می‌گویید چیست؟ می‌گویم بخشی از سنت‌های الهی که در قرآن آمده علل غیبی است. اینکه قرآن می‌فرماید وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ یک قانون است. هیچ فیلسوف تاریخ در دنیای غیر دینی به این قانون اشاره نکرده است. با کلام می‌رسیم که قرآن معجزه الهی است و این قانون را گفته است. می‌گوید در عالم این قانون هست. شما که تاریخ را تحلیل می‌کنید اگر به این نکته توجه کنید تاریخ را طوری دیگر می‌فهمید. اصلا جاهایی این سنت‌ها شما را وادار می‌کند که مطالعه مجددی در تاریخ داشته باشید تا بتوانید تحلیل جدی ارائه دهید. سؤال پیش می‌آید برای فیلسوف تاریخ مسلمان که چه بعدی از تاریخ است در تاریخ دیده می شود که عموما ظالم‌ها هستند که سلطه دارند. پس چطور حق بر باطل غلبه پیدا می‌کند؟ این مسائل ما را وادار می‌کند که فهم جدیدی از تاریخ پیدا کنیم. شهید مطهری فهم ارائه می‌دهد. می‌فرماید در طول تاریخ اهل باطل می‌خواستند ندای فطرت را نابود کند. فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا پیامبران نگذاشتند این اتفاق بیفتد. بعد در زمان خودش مثال به شوروی می‌زند که شوروی را نگاه کنید که درست اقلیتی هستند که می‌گویند ظلم خوب است. یا عدل بد است. یا مثلا دروغ خوب است. بقیه احکام فطری خیلی از مردم شوروی به آن پایبند هستند. اگر این اتفاق نمی افتد عالم یک سره جهنم می‌شد. ملاصدرا، حضرت امام و دیگران اعتقاد دارند که فردای قیامت، عده‌ زیادی از انسان‌ها، اهل جهنم نیستند. چون از کسانی هستند که به حقیقت نرسیدند. لزوم لحاظ کردن اصول و مبانی علوم هم مهم است. اصول و مبانی یک دانشی شاید در دانش دیگری باشد. ما معتقدیم اصول یا مبانی را باید در تاریخ نگاری دخالت بدهیم از جمله عصمت و علم لدنی که در علم دیگری تکلیفش روشن می‌شود. فرسته ۴ ادامه⬇️ @chsiqs
نشست تاریخ و ماوراء ۴ فرسته ۵ در پایان صحبت‌های آقای دکتر سلیمانی، دبیر جلسه ضمن جمع بندی از مبحث ارائه شده سوالی را نیز طرح کرد: حال که می‌خواهیم روی گزاره‌هایی که در تعارض با هم هستند ارزش گذاری کنیم. این ارزش گزاری از کجا ناشی می‌شود؟ آیا وفاقی بین اندیشمندان این حوزه وجود دارد که کدام یکی از این گزاره‌ها ارزش بیشتری دارد یا خیر؟ آیا ضوابط قاعده مند یا روش‌مندی برای این ارزش گذاری وجود دارد؟ یا اینکه چنانچه در توضیحات جلسه قبل در پارادایم الهیاتی دیدیم باید ویژگی‌هایی برای آن در نظر بگیریم و سنجه‌هایی را برایش لحاظ کرده و از آنها استفاده کنیم که هم روشمند باشد و هم قاعده مند و هم از اصول و مبانی خاصی پیروی کند. در اینجا جناب آقای دکتر الویری نکاتی را که از این گفتگو به نظر می رسید، چنین توضیح دادند: اجازه می‌خواهم در فرصتی کوتاه، تنها دو نکته را مطرح کنم. نکته اول اینکه از دکتر سلیمانی بپرسم که مقدمه ورود شما به بحث تعامل علوم بود که از تمایز علوم بحث‌تان را آغاز کردید. بعد هم گفتید پس از این تمایزات می‌توانیم تعاملی تصور کنیم یا نه؟ الان تمایز به کاربرد و کارکرد را هم اضافه می‌کنند. اما ادامه بحث، به صورت مشخص، روی بحث تعامل دو علم نبود. گزاره‌های کلامی، بر علم تاریخ. که خود حقیر می‌گویم در چهار حالت قابل تصور است. رابطه علم با علم، رابطه گزاره با گزاره، تأثیر علم بر گزاره و تأثیر گزاره بر علم. در اینجا برداشتم من این بود که حالت آخر تأثیر گزاره‌های کلامی بر علم تاریخ، بحث در اینجاست. تعامل علوم که ارتباطی با هم دارند، شاید کسی انکار نکند. حتی دو علم متفاوت. ریاضیات با تاریخ هم پیوندی دارد. اینها محل بحث نیست که تعامل دو علم امر پذیرفته است. اما اینکه گزاره‌ کلامی اینکه مثلا امام معصوم است گزاره است. کل علم کلام نیست. این گزاره را روی تاریخ اثر گذاشته و مؤثر کند و به مورخ بگوید نباید اینطور حرف بزنید. آیا برداشت درست است که در اینجا محل نزاع، تأثیر گزاره‌های کلامی بر علم تاریخ است. و شقوق دیگرش محل بحث نیست؟ در پاسخ به سوال دبیر محترم جلسه نیز باید چنین عنوان کرد: من، بر اساس اینکه در کدام ساحت، و سکو ایستاده باشم معیارهای داوری و ارزش گذاری‌ام در حالت تعارض متفاوت است. گاهی به عنوان متکلم گزاره کلامی را مرور می‌کنم. یعنی دغدغه ام سنجش یک اعتقاد است. اگر ائمه علم غیب داشتند، یعنی به عنوان یک گزاره کلامی می‌خواهم ببینم علم غیب ائمه همواره در همه امور مبنای آنها بوده یا گاهی؟ در اینجا می‌خواهم ببینم در عمل به قول علامه حکیمی امام در عینیت جامعه، امام در عینیت جامعه کدام را عمل کردند؟ دغدغه من در اینجا کلامی و معیارم کلامی است. در اینجا ضابطه و معیار ارزش‌گذاری گزار‌هایم از علم کلام الهام می‌گیرد و بر اساس آن می‌گویم اعتقادات کلامی من را این امر متزلزل می‌کند یا نه. گاهی در ساحت تاریخ ایستادم، و با گزاره‌ای روبه‌رو هستم که منابع ذکر کردند که یکی از پیامبران یا ائمه اقدامی انجام دادند که اقدام عرفی متداول نیست. مثلا حضرت موسی گفتند عصا به زمین زد و اژدها شد. در اینجا دغدغه‌ام روایت است. در کتاب تاریخم بیاورم یا نه. معیار سنجش من در اینجا تاریخ است. این قصه پیش می‌آید که با معیارهای محض تاریخی امری که قابل فهم با معیار طبیعی نیست اتخاذ موضع باید بکنم که از علم دیگری برای فهم این کمک بگیرم یا نه. معیار اولیه در اینجا روایت کردن است در تاریخ. بنابراین ارزش گذاری‌های گزاره‌ها را بر همین اساس که می‌توانم در روایت به آن استناد کنم یا نه اینطور نگاه می‌کنم. در این قسمت از برنامه دکتر سلیمانی در جهت پاسخ به مسائل مطرح شده چنین بیان داشتند که: من دو چیز را بصورت شفاف متوجه نمی‌شوم. یکی اینکه تعامل علوم با یکدیگر با تأثیر گزاره یک علم در علم دیگر چگونه دو چیز می‌شوند؟ مگر علم را چه چیزی تشکیل می‌دهد؟ مجموعه مسائل یک علم که دانشمندان در ان در مورد آن دانشمندان بحث می‌کنند و گزاره‌ای را نتیجه‌گیری می‌کنند. مثلا می‌گویند اصالت باوجود است یا ماهیت است. گزاره‌ای شکل می‌گیرد که مثلا اصالت باوجود است. این گزاره جزء همین گزاره‌های فلسفه محض است. من با آشنایی با این دانش وقتی این گزاره را مبنا قرار می‌دهم تأثیر این گزاره مساوی است با تأثیر آن دانش. فرق آن چیست. اگر در یک جا بخواهیم تمایزی قائل شویم مثلا باید بگوییم برخی از گزاره‌های دانش کلام در تاریخ اثر می‌گذارد و برخی دیگر اثر ندارد. پس شما نمی‌توانید بگویید کل دانش کلام بر کل کلام اثر می‌گذارد. مقصود ما از گزاره در اینجا دستاوردهای علم کلام است. این دستاوردهای علم کلام چه تأثیری در تاریخ پژوهی دارد. دستاورها در قالب گزاره‌هایی که نتیجه گیری می‌شود قرار می‌گیرد. فرسته ۵ ادامه⬇️ @chsiqs
نشست تاریخ و ماوراء ۴ فرسته ۶ من بر همین مبنا که گزاره‌های دانش کلام از خود کلام جدا نیست عرض کردم تعامل علوم ما را به اینجا می‌رساند که آیا علوم با هم تعامل دارند یا نه؟ یکی از این علوم علم کلام است که در تاریخ پژوهی اثر می‌گذارد. اما سؤال دوم که فرق بین ساحت روایت تاریخ با ساحت کلام را متوجه نمی‌شوم. حضرت استاد اگر تبیین کنند شاید بپذیرم که ساحت جدا از هم نیستند. من نگاه می‌کنم که واقعیتی در گذشته اتفاق افتاده است. الان می‌خواهم بفهمم این واقعیت چگونه اتفاق افتاده و چرا. وقتی می‌خواهم بفهمم ابزار می‌خواهم. این ابزار معرفت بخش در دانش تاریخ است. مورخان از آن گزاره گزارش کردند. یک سری از این ابزار در کلام هست. یعنی در اینجا به هر دو دانش دست می‌برم. چون چاره‌ای ندارم. اینجا در حقیقت من دو ساحتی هستم. اگر دانشی دیگر هم به من کمک کند از آن هم استفاده می‌کنم. فرق آن برای من که اینطور فکر می کنم روشن نیست. تنها چیزی که من را به نتیجه می‌رساند این است که من که اینطور فکر می‌کنم واقعیت جنگ بدر را می‌خواهم بفهمم می‌بینم به دو علم نیاز دارم. اگر این دو تعارض پیدا کنند، معیار ما کدام است؟ به نظرم چاره‌ای جز مراجعه به بحث‌های معرفت‌شناس‌ها نداریم. آنها می‌گویند تعارض بین معرفت‌ها که پیش می‌آید، هر معرفتی که اعتبارش بیشتر است مقدم می‌شود. اگر معرفت یقینی با ظنی تعارض پیدا کند یقینی مقدم می‌شود. معرفت ظنی با معرفت احتمالی متعارض شود، معرفت ظنی مقدم می‌شود. می‌خواهد آن معرفت ظنی کلام باشد یا تاریخ فرقی ندارد. می‌گویند با بدیهیات عقلی می‌گوییم. اعتبار آن بیشتر است. مقاله‌ای نوشتم نساب گزاره‌های تاریخی که بحث جداست که الان که نقل می‌کنم معرفت احتمالی را می‌توانم نقل کنم در حالی که با معرفت ظنی تعارض دارد؟ ولی برای ترجیح می گوید معرفت ظنی مقدم است. پس معیار ما معرفت شناسی است. کسی شاید این سؤال را مطرح کند که تعارض پیدا شد بین معرفت یقینی عصمت رسول خدا در تلقی وحی با مسئله افسانه غرانیق. شما می‌گویید آن عصمت در تلقی وحی در دانش کلام به آن رسیدم یقینی است. افسانه غرانیق نقل می کند که شیطان به زبان رسول خدا انداخت که بعد از أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّـٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ بگوید تِلْکَ الْغَرانِیْقُ الْعُلى وَ اَنَّ شَفَاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجى. بله این بت‌های بلندپایه مایه شفاعت و امید هستند. تاریخ این را می‌گوید. شما می‌گویید یقین دارم رسول خدا در تلقی وحی عصمت داشته و نمی‌شود شیطان نفوذ کند. من می‌گویم اینجا بحث‌های ما مبنایی می‌شود باید به دپارتمان گروه کلام بنشینیم و ببینیم این معرفتی که برای من یقینی ایجاد شده بر اساس ادله نقلی و عقلی که در رسول خدا در تلقی وحی معصوم است آیا درست است؟ اگر آنجا شما من را مغلوب کنید که شما اشتباه می‌کنید این هم یک معرفت ظنی است من نمی‌توانم بگویم که این ترجیح دارد. اگر نه من توانستم بر شما غالب شوم که ثابت کنم این حرف من درست است. این اعتقاد یقینی من بر اساس استدلال‌هایی که دارم روی کرسی می‌نشیند و به عنوان معرفت یقینی در دادگاه وجدان کسانی که چنین اعتقاداتی را ندارند پذیرفته می‌شود. من راهی غیر از این در ذهنم نیست. فرسته ۶ ادامه⬇️ @chsiqa
نشست تاریخ و ماوراء ۴ فرسته ۷ در راستای روشن تر شدن ابعاد مساله، دکتر الویری چنین اظهار داشتند: در قسمتی که چرا گزاره را از علم جدا می‌کنم از این باب عرض می‌کنم که دوستانی که نگاه دیگری دارند خیلی جاها به صراحت می‌گویند ما که سر تعامل دو علم بحثی نداریم. همانطور که ذکر کردم. مثلا در علم کلام اگر بگویند فلان کتاب در فلان سال نوشته شد معلوم است از تاریخ استفاده می‌کنیم که سال ۷۳۶ قمری چه چیزی بوده که این کتاب نوشته شده است. این قسمت‌ها تعامل علوم با هم هستند. تمایز هم که ایجاد می‌کنیم در یک دسته کلی حتی در نگاه‌های جدید که می‌گویند علوم پایه و تجربی و ریاضی و انسانی، دسته می‌کنند؛ یعنی شاخ و برگ می‌کشند. به هم وصل هستند. وجه مشابهت‌هایی دارند. گونه شناسی یا تصنیف یعنی تعیین اشتراک‌ها و افتراق‌ها. در آنجا همه علم‌ها با هم در منظومه‌ای هستند که بده بستان اجمالی دارند. اما همانطور که گفتید گزاره یک علم بخشی از آن علم هست ولی همه آن علم نیست. همه گزاره‌های کلامی که تماماً روی تاریخ اثر ندارند. بحث اینکه پل صراط چگونه است بر تاریخ اثر ندارد. هر چند بحث اعتقادی مهمی است، اما دقیقا در بحث تاریخ تأثیر مستقیم نداریم. در ادامه حرف قبلی‌ام در مورد ارزش گذاری گزاره های کلامی و تاریخی نیز می‌گویم در اینجا معیارها فقط معیار تاریخی است. مهمترین معیار تاریخی صدق است. در اینجا با دوستان اختلاف داریم. صدق را با مشاهده و نگاه پوزیتیویستی محض که دوره آن گذشته نمی‌شود با اینها اثبات کرد. صدق را می‌توانم با عقل و وحی اثبات کنم. معیار ارزش گذاری این است. یک جاهایی استدلال‌های دیگری باید فراتر از تاریخ وسط می‌اید که به تشخیص کمک می‌کند. به عنوان طلبه تاریخ کار و معیار اصلی سنجش صدق و کذب است. که گزاره درست است یا نیست. در ادامه، حاضران پرسش هایی را در باب تعارض گزاره های کلامی و تاریخی و میزان بهره بری از منابع کلامی مطرح کردند و استادان محترم به آن ها پاسخ دادند. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته فرسته ۷ پایان @chsiqs
سلسله_نشست_های_علمی_تاریخ_و_روایت_1.m4a
حجم: 43.4M
پوشۀ شنیداری دومین جلسه از سلسله‌ نشست‌های تاریخ و روایت ▪️اعتبار سنجی روایات و گزاره‌های تاریخی 🎙با حضور: 🔹حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید کاظم طباطبائی (ارائه) 🔸حجت الاسلام و المسلمین دکتر حامد قرائتی (دبیر) 🔅دوستان خود را از طریق نشانی زیر به کانال مرکز پژوهش‌های تاریخ اسلام دعوت کنید (بازنشر مطالب کانال فقط با ذکر نشانی کانال مرکز و ذکر منبع جایز است): ⬇️⬇️ @chsiqs
مرکز حوزوی پژوهش های تاریخ اسلام برگزار می‌کند: «سلسله نشست‌های علمی تاریخ و روایت» نشست سوم: ظرفیت روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی خاندان های شیعی صدر اسلام 🎙ارائه دهنده: جناب آقای دکتر منصور داداش نژاد 🔹 دبیر علمی: حجت الاسلام والمسلمین دکتر حامد قرائتی ✅ محورهای نشست: 🔸 روایت چیست؟ 🔸 چگونه می توان از روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی استفاده کرد؟ 🏢خیابان شهید فاطمی(دورشهر)، روبروی کوچه ۲۱ ⏰ چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳ ساعت 18 🌐 لینک مشارکت مجازی: https://mmps.ir/mhpt مرکز حوزوی پژوهش های تاریخ اسلام https://chsiqs.ir @chsiqs
به اطلاع میرساند ساختمان جدید مرکز پژوهش های تاریخ اسلام به آدرس ذیل میباشد: خیابان دورشهر روبری کوچه ۲۱.
03. ظرفیت روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی خاندان‌های شیعی صدر اسلام 24-5-1403.mp3
زمان: حجم: 36.6M
پوشۀ شنیداری سومین جلسه از سلسله‌ نشست‌های تاریخ و روایت ▪️ظرفیت روایات برای بازسازی تاریخ فرهنگی خاندان‌های شیعی صدر اسلام 🎙با حضور: 🔹دکتر منصور داداش نژاد (ارائه) 🔸دکتر حامد قرائتی (دبیر) 🔅دوستان خود را از طریق نشانی زیر به کانال مرکز پژوهش‌های تاریخ اسلام دعوت کنید: @chsiqs
📜ابوبکر، کنیه امام رضا 🔹️ابوالفرج اصفهانی از اباصلت هروی يكى از اصحاب امام رضا گزارش می کند که روزی مأمون از اباصلت سؤالى پرسید. وی در جواب مأمون گفت دیدگاه ابوبکر چنان است و چنین است. مأمون از او پرسید مقصودت از ابوبکر کدام یک است؛ ابوبکرِ خودمان یا ابوبکر عموم مردم؟ اباصلت درجواب می گوید: مرادم ابوبکر خودمان است. شخصی که این گزارش را از اباصلت شنیده، از او می پرسد ابوبکر خودتان چه کسی است؟ وی پاسخ می دهد ابوبکر خودمان، علی بن موسی الرضا است که ایشان به این نام نیز خوانده می شد. 🏷وعن عیسی بن مهران عن أبی الصلت الهروي قال: سألني المأمون يوما عن مسألة فقلت: قال فيها أبو بكر كذا وكذا. فقال: من هو أبو بكر ؟ أبوبكرنا أو أبو بكر العامة ؟ قلت: أبوبكرنا. قال عيسى: قلت لأبي الصلت: من أبوبكركم ؟ فقال: علي بن موسى الرضا، كان يكنى بها. 📚مقاتل الطالبیین، 456.
📜 گفته مسعودی جسارت آمیز و نشان از خبث او دارد 🔹️آیت الله زنجانی: مسعودی درباره حضرت امام رضا تعبیری جسارت آمیز دارد که کاشف از خبث سریره اوست. او نوشته است: "وقبض علي بن موسی الرضا بطوس لعنبٍ أكله وأكثر منه" 📚جرعه ای از دریا: ۳، ۲۲۷.
📜مخالفت شیخ طوسی با خودش 🔹️شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد، روز رحلت امام عسکری را اول ربیع الأول می داند ولی در کتاب تهذیب، مطابق دیدگاه مرحوم کلینی وشیخ مفید، شهادت ایشان را در روز هشتم ربیع الأول ذکر می کند. 🏷في أول يوم من ربيع الأول كانت وفاة أبي محمد الحسن بن علي العسكري عليه السلام ومصير الامر إلى القائم بالحق عليه السلام. 📚مصباح المتهجد: 791. 🏷باب نسب أبي محمد الحسن بن علي عليهما السلام وتاريخ مولده ووقت وفاته وموضع قبره هو الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين ابن علي بن أبي طالب عليهم السلام، الإمام الهادي ولي المؤمنين، كنيته أبو محمد، ولد بالمدينة في ربيع الآخر من سنة اثنين وثلاثين ومائتين للهجرة. وقبض بسر من رأى لثمان خلون من ربيع الأول سنة ستين ومائتين. 📚تهذیب الأحكام: 6: 92. 🏠 @chsiqs