‹ 𝗖𝗼𝘁𝗼𝘄𝗲𝗿 ›
-
-
حاءسینینونتلڪآیاٺالجنون
مینویسمعشقوبۍتردیدمیخوانمحسین(¡
-
‹ 𝗖𝗼𝘁𝗼𝘄𝗲𝗿 ›
-
به حرم گفتن احلی من العسل ، قاسم .
شبیه موم عسل خانه خانه ات کردند..
‹ 𝗖𝗼𝘁𝗼𝘄𝗲𝗿 ›
-
بمیرم دست و بالت مثل حیدر بسته بود آن روز
گلویت هم شبیه او، خبر از استخوان میداد