میخوام بگم که غم یه مهمون ناخوندهست که نمیره. بعضی ادما فهمیدن که غم رفتنی نیست پس بهش جا دادن، باهاش زندگی کردن. بجای اینکه همش باهاش بجنگن یاد گرفتن باهاش دوست باشن.گاهی وقتا این غم انقد زیاد میشه که از اشکاشون بیرون میزنه، شما به این ادما میگین غمگین، ولی حقیقت اینه که این آدما انگار زندگیو یجور دیگه، عمیق تر فهمیدن..