لازم ب ذکره اولین سفر تنهاییم بود🥺✨
ولی اول به لطف خدا، بعد هم امام رضا، یکی از بهترین سفرهای زندگیم شد🥺❤️
ولی پارسال این موقع چقدر ناباورانه حالم بد بود
چقدر تو شوک بودم
چقدر هنوووز باورم نمیشد
نمیگم نسبت ب اینجا بیتعهد شدم، نه. همیشه تو ذهنم و تو واقعیت وقتی ی اتفاقی میوفته، اینجوری ام ک حواسم باشه بذارم تو داییناسر.
ولی بعد ک گوشی دست میگیرم اینطوریم ک: خوب ک چی حالا، چی اضافه میکنی بهشون، اصلا اهمیت میدن....
ولی من اینجا رو زدم ک بخشی از اتفاقات روزم یک جایی باشن ک بعدها بشه بهش دسترسی داشت :)
ولی خدارو واقعا شاکرم بخاطر این سفری ک جور شد رفتم :)
جدای از مقصد سفر، معاشرت با آدم هایی ک شناخت درستی نداشتم ازشون، واقعا واقعا واقعا پنج سال گذاشت رو تجربههام.
از همکلاسی های خودم ده نفر بودیم.
یک عدهشون توی فضای دانشگاه، بشششدت مغرور به نظر میومدن. و من فقط و فقط با شخصی ک مغرور و خود بزرگ بین باشه آبم تو ی جوب نمیره. بقیه شخصیتها رو حتی اگه باب میلم نباشه، ی جوری هندل میکنم.
اما اینجا دیدم نهههه، واقعا طرف اینجوری دیده میشه فقط.
و حق ترین فکت دنیا همینه ک میگه آدم ها رو باید توی سفر شناخت.
داییناسِر🇮🇷
تو دفتر گیر کردم🤣😐 مبارک بد خواهام🌚
راستی دیروز با بدبختی نجات یافتم🤣