ولی خدارو واقعا شاکرم بخاطر این سفری ک جور شد رفتم :)
جدای از مقصد سفر، معاشرت با آدم هایی ک شناخت درستی نداشتم ازشون، واقعا واقعا واقعا پنج سال گذاشت رو تجربههام.
از همکلاسی های خودم ده نفر بودیم.
یک عدهشون توی فضای دانشگاه، بشششدت مغرور به نظر میومدن. و من فقط و فقط با شخصی ک مغرور و خود بزرگ بین باشه آبم تو ی جوب نمیره. بقیه شخصیتها رو حتی اگه باب میلم نباشه، ی جوری هندل میکنم.
اما اینجا دیدم نهههه، واقعا طرف اینجوری دیده میشه فقط.
و حق ترین فکت دنیا همینه ک میگه آدم ها رو باید توی سفر شناخت.
داییناسِر🇮🇷
تو دفتر گیر کردم🤣😐 مبارک بد خواهام🌚
راستی دیروز با بدبختی نجات یافتم🤣
مردی ی فیلم بهم معرفی کرد ک جز ۲۵۰ تا فیلم برتر دنیاس، دارم میبینمش. حالا هر پنج دقیقه ک میگذره زنگ میزنم بهش ی جیغ ریز میکشم میگم چقدر ترسناکه، اوشون هم میگن ن بابا ترسناک ک نیست. بعد میگم باشه بزا برم بقیهشو ببینم. قطع میکنم، دوباره پنج دقیقه بعدش بهش زنگ میزنم و.... (این چرخه ادامه دارد)🤣😭💔
هدایت شده از هیمآ...♡
هر دفعه دلخور میشم دیگه به خودم قول میدم یه دختر سرد و بی احساس باشم و به هیچکس محل ندم.
اما درنهایت یه بوجیموجی شدهی احساسیِ دلرحمم که بازم خر میشه.
ولی آدمیزاد دوست داره تا وجود داره و زندهست دیده بشه و فراموش نشه، وگرنه چه لذتی داره محبوب بودن بعد از مرگ؟