داییناسِر🇮🇷
جگر گوشه قلبم بدرود تا یه دیدار دوباره… (همین روز های نزدیک) 1404/03/26
جگر گوشه جان، فکر کنم عمو مرتضی فهمیده بود چقدر *** بی طاقتت شده و دیگه آستانه تحملش داره تموم میشه :)
آخه ی کاری کرد ب بهانه خودش دوباره برگردی.
من خوب میدونم خودش دلش نمیخواست اینقدر زود بره. حداقل دلش میخواست تولد یک سالگی دخترکوچولوش رو جشن بگیره بعد بره.
آخه خودش داشته هماهنگ میکرده تا ده روز دیگه مرخصی بگیره و بیاد تولد دخترش رو جشن بگیره دیگه :))))))
راست میگویند که انسان با امیدش زنده است ..
چون که من تنها امیدم لمسِ دستانِ تو است(:
_به وقت خداحافظی
#فرمانده
ان شاالله قرار شده تا آخر ماه صفر با نرگس روزی صد تا سوره توحید بخونیم.
من اینجا هم تیک میزنم اگر دوست داشتید شما هم انجام بدید🤍
نمیدونم چرا
اما حس میکنم این عزیزانی ک خانوادگی شهید شدن، همش از صدقه سری همسرشون (یعنی مادر خانواده) باشه.