کتاب-مواضع-ما.pdf
حجم:
1M
🔴 کتاب "مواضع ما" چکیدهای از اصول و اهداف حزب جمهوری را در بر دارد.
🔻این کتاب، معیار مناسبی برای سنجش مسیر طی شدهی ۴۴ ساله با آرمانهای انقلاب اسلامی است.
https://eitaa.com/dal000
🔴 وَ لاتَنْقُضْ سُنَّةً صالِحَةً عَمِلَ بِها صُدُورُ هذِهِ الاُْمَّةِ(نامه ۵۳ نهجالبلاغه)
❌تغییر نام خیابان بیستون تهران به شهید یحیی سنوار از اساس کار غلطی بود و نه تنها آوردهای در بر نداشت؛ بلکه از ابتدا پیدا بود که هزینهساز خواهد بود!
🔻نام اماکن و خیابانها، بخشی از هویت شهری هستند و تغییر گاه و بیگاه آنها بهدور از خرد حکمرانی است.
https://eitaa.com/dal000
https://eitaa.com/joinchat/3752657132Cc4d4055b5f
Farhad Mehrad - Vala Payamdar Mohammad (320).mp3
زمان:
حجم:
14.2M
🔴 رسول اکرم(ص):
برابری انسانها با یکدیگر مثل دندانههای شانه است؛ یا همچون پیمانههای برابرند.
https://eitaa.com/dal000
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 اگر از برجام عبرت نمیگیرید، از مذاکرات اجداد ترامپ با سرخپوستان آمریکایی عبرت بگیرید.
🔸فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ
https://eitaa.com/dal000
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 خجسته باد این پیروزی
🔻محمد گلریز
https://eitaa.com/dal000
@shervamusiqiirani - نغمه ظفر - استاد شهرام ناظری.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍂🌺🍂
🌺
ای شادی بگشا
درها بر رخ ما
که پر از مژدهایم
به چمن از بهار
خبر آوردهایم
هان! بنگر به سپهر
میخندد گل مهر
تو بخند ای امید
که از آن اشک و خون
سحری نو دمید
نغمه سر کن ای شادی
کز بهار آزادی
گل به دامن آوردیم
شادمانه چون خورشید
صبح روشن آوردیم
به چمن بگذر، گل خون بنگر
گل خون که به سر زدهایم
به نشان ظفر زدهایم
این لالهها که در سر کوی تو کشتهاند
از اشک چشم و خون دل ما سرشتهاند
بنگر که سرگذشت شهیدان عشق را
بر برگ گل به خون شقایق نوشتهاند
ایران سراپا غوغا شو
خندان و خوش چون گل واشو
روز شکفتن از شادیست
شادی به باغ آزادیست
ما خون جوان دادیم
جانی به جهان دادیم
دل گفتی و جان دادیم
بنگر ای بهار
که گل از خون ماست
به چمن لالهها
دل گلگون ماست
عاشقان هنگام شفق
تاج خون به سر زدهاند
درسپیده دم ز نخست
چون ستاره پر زدهاند
با نوای مرغ سحر
نغمه ظفر زدهاند
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
https://eitaa.com/dal000
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 از سالاد صحبت کردن خانم مدیرعامل که بگذریم؛ مهمترین مسئله، اعتراف صریح به ارتباط با نستله است!
🔻ویدئوی سخنرانی الناز سخائیان، مدیرعامل نستله در ایران به دلیل استفاده افراطی او از واژگان انگلیسی، مورد توجه قرار گرفته است؛ اما نکته مهمتر، اعترافی است که او در این نشست انجام میدهد!
🔻سخائیان میگوید: «به نستله گلوبالی وصلیم و ارتباط داریم»
🔻نام شرکت نستله به دلیل ارتباط اقتصادی با رژیم صهیونیستی در لیست معتبرترین نهادهای بینالمللی تحریم اسرائیل موجود است و تاکنون در نقاط مختلف جهان، این شرکت توسط گروههای مختلف تحریم شده است.
🔻جالبتر آن است که مهمترین محصول نستله در ایران، شیر خشک و مکملهای غذایی نوزادان است!
https://eitaa.com/dal000
دال
🔴 از سالاد صحبت کردن خانم مدیرعامل که بگذریم؛ مهمترین مسئله، اعتراف صریح به ارتباط با نستله است! 🔻
🔴 نستله عاشق چشم و ابروی ایرانیها نیست که عمده تولیدش را به ایران آورده و از اینجا صادر میکند!
🔻در ایران چیزی وجود دارد بهنام #ارز_ترجیحی ؛ یک سود کلان چند هزار میلیاردی که از اختلاف قیمت با ارز آزاد بهدست میآورد.
این ثروت ملی را هر جای دنیا در جیبش میریختند، همین فردا میرفت!
🔻کارگر با حقوق ۱۸۰ دلاری و انرژی مفت و زمین رایگان و هزار چیز دیگر هم به کنار!
🔻هزارجور یارانه حاکمیت از جیب ملت به شرکت خارجی میدهد که اینجا تولید کنند و طبق نقل همین توئیت، عمده تولیداتشان را هم صادر کنند و سود چند ده برابری کنند.
بعد تازه منت هم سرمان میگذارند.
✍ وحید اشتری
https://eitaa.com/dal000
دال
🔴 نستله عاشق چشم و ابروی ایرانیها نیست که عمده تولیدش را به ایران آورده و از اینجا صادر میکند! 🔻د
🔴 حالا که بحث نستله داغ است، این را هم بگویم:
🔻تمام برندهای معروف شیر خشک ایران متعلق به دو شرکت نستله و دنون است.
هر دو به دلیل اسرائیلی بودن، در دنیا توسط کمپینهای ضد اسرائیلی تحریم شدهاند؛ ولی در ایران، وسط تحریم، سالانه هزاران میلیارد مابه التفاوت ارز ترجیحی میگیرند.
🔻با رانتها و ارز ترجیحی و پول همین مملکت، چاق شدهاند و الآن ٩٠ درصد بازار شیر خشک مملکت را دارند.
⚠️حالا اگر فردا روزی جنگ شد؛ یا قحطی شد؛ یا سر بزنگاه با همین ابزار، کشور فلج شد، شاید فهمیدیم ٩٠ درصد بازار شیر خشک را به دو تا شرکت دادن یعنی چه؟
⚠️این ابزار مهمی است؛ مثل قضیه پیجرها!
🔻چه باید کرد؟
سالانه چند هزار میلیارد، مابه التفاوت ارز ترجیحی و رانتی که به شرکتهای اسرائیلی و ترکیهای برای تولید انحصاری پوشک و شیر خشک میدهیم را برداریم. مجوز تاسیس کارخانه در ایران را تسهیل کنیم. اجازه دهیم در یک بازار رقابتی، هر که توانست کارخانه بزند و محصول تولید کند و ممنوعیتهای صادرات را هم حذف کنیم.
🔻خب حالا اینجوری ولو در بازار رقابتی، اگر قیمت بالا رفت، حمایت از مصرف کننده در این شرایط کشور چه میشود؟
🔻همین ارزی را که به فلان شرکت اسرائیلی یا ترکیهای برای تولید کردن محصول با قیمت پایین میدهیم، مستقيم بدهیم به خود مردم. مثلا هر كسى صاحب نوزاد شد یک هدیه ۱۰۰ ميليون تومانی از طرف حاکمیت بابت شیر خشک و پوشکاش همراه با گرفتن شناسنامه در حساب اش واریز شود.
خرج کردش هم با خودش است؛ مثلا اگر شیر مادر خورد و اصلا شیر خشک استفاده نکرد، پولش در جیب خودش میماند.
🔻برای قاچاق شیر خشک اینقدر به بلاگر ساکن پاکستانی پیام دادهاند صدایش درآمده است.[اینجا]چند هزار میلیارد از جیب ملت یارانه به این شرکتها میدهند که ایرانی شیر خشک را ارزانتر بخرد؛ تهاش سر از پاکستان در میآورد و مردم اینجا با کدملی از این داروخانه به آن داروخانه در صف خرید شیر خشکند!
✍ وحید اشتری
https://eitaa.com/dal000
🔴 ویدئویی از یک بیخانمان ایرانی مقیم کانادا منتشر شده.
🔻یک افغانستانی مقیم کانادا کامنت گذاشته که: "من از افغانستان هستم. او از ایران است؛ همسایهی ما. ما اشتراکات نژادی، زبانی و فرهنگی زیادی داریم. شرایط او به شدت من رو ناراحت کرد. چطوری میتونم کمکش کنم؟"
🔸کاش رسم همسایگی را بیاموزیم.
https://eitaa.com/dal000
🔴 امروز عصر توفیقی دست داد تا به زیارت امامزاده محمد عابد مشرف شویم. با خود گفتم که هم فال است و هم تماشا؛ هم از فضای معنوی زیارتگاه بهره میبریم و هم خاطرات گذشته را زنده میکنم.
🔻آن روزها که هر خانواده که چهارچرخی در بساط داشت، روز تعطیل صندوق عقب را پر میکردند از زیرانداز و دیگ غذا و کاسه و بشقاب و قاشق و ... و گاه چند خانواده باهم، عزم زیارت میکردند.
🔻امامزادهی مشهد میقان عمارتی کوشکمانند بود که در مرکز حیاطی وسیع و مربعشکل قرار گرفته بود. بنایی تکایوانی که از یادگاران دوران صفوی بود و تک به تک آجرهای آن حکایتهای کهن در سینه بسیار داشتند و با اهل نظر به سخن مینشستند.
🔻دورتادور حیاط را حجرهها در بر گرفته بود و خانوادهها بیهیچ آداب و ترتیبی در این حجرهها زیرانداز پهن میکردند و گرد هم مینشستند و گاه وعدهی ناهار را به نان و انگور و مقدار فراوانی گپ و گفت و شور و سرور، برگزار میکردند.
🔻کودکان، جست و خیز و بازی میکردند و فضای صحن را از شور و شعف آکنده میکردند.
🔻مرشد در نزدیکی سردر ورودی، معرکه میگرفت و پردهخوانی میکرد و مردم دست به جیب میکردند و مقادیری پول سکه و گاهی اسکناس در کاسهی مرشد میگذاشتند.
🔻زنها با چادرهای سپید به گنبدخانه رفتوآمد میکردند و مردها در کنار ضریح به نماز میاستادند و به قرائت مصحف مینشستند.
🔻با این افکار پا به رواق گذاشتم. پیش از رواق نردههایی زده بودند تا جمعیت زائران را به سمت تفتیشگاه هدایت کند.
🔻مطابق تابلوهای راهنمایی، خواهران میبایست از راست و برادران از چپ وارد شوند.
🔻پشت میز اتاق سمت راست، خواهری با چادر مشکی نشسته بود؛ اما صندلی پشت میز بزرگ اتاق سمت چپ خالی بود؛ فقط یک قرآن قطع رحلی بر روی میز به چشم میآمد.
🔻به صحن وارد شدم. هرچه جستوجو کردم، خاطرهای از دوران کودکی نیافتم! تمام خاطراتم را با بولدوزر صاف کرده بودند و جایش چیز دیگری ساخته بودند!
🔻هیچ خانوادهای نبود! کودکی نبود که بازی و جست و خیز کند! نه زیراندازی و نه سفرهای! اصلا دیگر حجرهای نبود که خانوادهای را زیر پر و بال خود جای دهد!
🔻از آجرهای آجریرنگ گذشته، حتی یک تکه نمانده بود! هرچه بود، بتن بود و آهن و پولاد!
🔻دیگر روحی در کالبد سنگین و جسیم این امامزاده در طیران نبود!
🔻به گنبدخانه داخل شدم. خدام حرم با پالتوهای بلند و کلاه لبهدار بر سر، گرد هم نشسته و چای مینوشیدند. به نزد ضریح رفتم؛ زائری نشسته و قرآن تلاوت میکرد. اذان مغرب از بلندگوها به گوش رسید. امام جماعت نشسته بود؛ اما هیچ نمازگزاری صف نبسته بود!
🔻راستی چه کسی به خود اجازه داد که با بولدوزر از روی خاطرات ما عبور کند؟!
🔻چه کسی اجازه داد که خاطرات جمعی مردم این منطقه را منهدم کنند؟!
🔻چه کسی اجازه داد که روح و معنویت این حرم را ذبح کنند و جایش حجمی عظیم از بتن و آهن و پولاد جایگزین کنند؟!
✍ رضا ابوزید
چهل دقیقهی بامداد یکم اسفند ۱۴۰۳
https://eitaa.com/dal000