ما خوشحال نیستیم!
ما خوشحال نیستیم، چون چه ما خودمان را طرف پیروز جنگ بدانیم، چه طرف مغلوب، به هرحال بزرگترین داراییمان را در این جنگ از دست دادیم؛ رهبر عزیزتر از جانمان را.
بله، در این مرحله از جنگ ما پیروز شدیم، ولی باید بدانیم که این تازه آغاز راه پرپیچ و خمی است که برای نابودی تمدن پوسیده غرب پیش رو داریم.
چشم در چشم دشمن، باید تلاش کنیم تا در ادامه مسیر، از بدعهدی و دبه کردنش جلوگیری کنیم (چون ذات دشمن ما شیطانی است و مبتنی است بر دروغ و بدعهدی).
بعد از آن باید در داخل کشور، خطای شناختی مبتنی بر برتری تمدن غرب را بشکنیم، تا بتوانیم نفسهای به شماره افتاده این تمدن شیطانی را قطع کنیم.
بعد از این جنگ، دیگر نه ایران آن ایران گذشته است و نه امپراطوری آمریکا دیگر آن ابهت و جبروت گذشته را دارد.
باید از همین امروز خودمان را آماده کنیم برای جنگ بعدی که ان شاء الله نبرد مقدمهساز ظهور باشد.
@danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش اول مقتلنگاری یکی از شاخههای مهم تاریخنگاری اسلامی است که نقش بنیادینی در حفظ، ث
به نام خدا
بخش دوم - یک
بعد از کلیاتی که در بخش اول بیان کردم، به بررسی و معرفی کتب مقتل میپردازیم. یکی از مهمترین و معتبرترین کتب مقتل عاشورا، مقتل ابومخنف است. این مقتل از قدیمیترین گزارشهای واقعه کربلا به شمار میآید. ویژگی مهم آن، روش نقلی در نقل تاریخ است؛ یعنی حوادث را همراه با سلسله راویان نقل میکند.
ابومخنف در گزارش خود به ترتیب زمانی و مکانی وقایع توجه ویژه دارد؛ اینکه حضرت سیدالشهدا در کدام منزل فرود آمدند و هر حادثه در چه زمانی رخ داده است. این نظم تاریخی در برخی مقاتل متأخر مانند فتوح ابن اعثم، مقتل خوارزمی یا لهوف به این دقت دیده نمیشود.
مقتل ابومخنف اگرچه امروز به صورت مستقل در اختیار ما نیست، اما محتوای آن از طریق منابعی همچون تاریخ طبری، أنساب الأشراف بلاذری، مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی و الإرشاد شیخ مفید بازسازی شده است.
ابومخنف که اسمش لوط بن یحیی ازدی است از مورخان برجسته کوفه است که مورد توصیف مرحوم نجاشی به عنوان شیخ أصحاب الأخبار بالکوفة قرار گرفته است. در امامیه بودن وی جای بحث وجود دارد اما میتوان از محبان اهلبیت محسوب میشود.
اهمیت مقتل ابومخنف به نزدیکی زمانی آن به واقعه عاشوراست. ابومخنف حدود سال ۱۵۷ هجری درگذشته و احتمالاً کتاب خود را میان سالهای ۱۰۰ تا ۱۳۰ هجری نوشته است؛ یعنی تنها حدود پنجاه تا شصت سال پس از حادثه کربلا.
ابومخنف در بسیاری از نقلهای خود با یک واسطه یا بدون واسطه روایت کرده و برخی راویان را مستقیماً درک نموده است. هرچند اصل کتاب از میان رفته، اما بخشهای مهم آن در آثار بزرگ تاریخی حفظ شده و امروزه بخش عمده شناخت ما از واقعه عاشورا بر همین نقلها استوار است.
از منظر روششناسی تاریخی نیز گزارشهای ابومخنف، هرچند همچنان نیازمند نقد و بررسی هستند، اما از معتبرترین و کهنترین منابع موجود درباره حادثه عاشورا به شمار میروند.
راویانی که در این مقتل از آنان نام برده میشود قسمتی حضرت سجاد است و عمدتاً و بخش زیادی از عقبة بن سمعان، حمید بن مسلم.
عقبه همراه امام حسین از مدینه تا به کربلا بوده است. از موالی امام حسین به شمار میآمد. از واقعه کربلا جان سالم به در برد و یکی از مهمترین راویان ابومخنف محسوب میشود.
دیگری حمید بن مسلم است که آن طرف لشکر عمر بن سعد بوده است. گرچه به هر حال جز دشمنان امام حسین به شمار میرود اما گزارشی از مشارکت مستقیم او در جنگ یا تیراندازی نقل نشده است. گاهی از او به عنوان خبرنگار کربلا یاد میشود؛ زیرا ظاهراً مأمور ثبت وقایع بوده است. بخش قابل توجهی از روایات ابومخنف از طریق او نقل شده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش دوم - یک بعد از کلیاتی که در بخش اول بیان کردم، به بررسی و معرفی کتب مقتل میپردازی
بخش دوم - دو
مقتل ابومخنف مشتمل بر مطالب علمی و دقیقی است و نیز مشتمل بر مطالب حزنآور برای مقتلخوانی به شمار میآید. مهمترین بحث این است که مطالب ابومخنف در تاریخ طبری ضبط شده است که به لحاظ علمی بسیار مهم به شمار میآید و نیز مرحوم شیخ مفید که از اجلای علمای شیعه امامیه میباشد و در زمره علمی متکلمین و محدثین قرار دارد، مطالب مقتل ابومخنف در کتاب ارشاد خویش درج کرده است. با این تفاوت که ظاهراً از طریق هشام کلبی از ابومخنف روایت میکند. در برخی جزئیات تفاوتهایی نیز با تاریخ طبری دیده میشود.
اصل مقتل ابومخنف به صورت مستقل به دست ما نرسیده است بلکه با واسطه و نقل از بزرگان موجود است. اما کتابی که امروزه با عنوان مقتل ابومخنف به صورت مستقل منتشر میشود، از دیدگاه بسیاری از محققان همان اثر اصلی نیست. این کتاب گرچه مطالب صحیحی نیز دارد، اما حاوی مطالب نادرست و تحریفشده فراوانی است و از عوامل گسترش تحریف در واقعه عاشورا به شمار میرود.
برای مثال در این کتاب شهادت حضرت ابوالفضل را در روز تاسوعا بیان میکند در حالی که تمامی اصحاب همراه امام تا روز عاشورا همراه امام بوده و جز چند نفر از اصحاب و یاران خاص همانند حضرت مسلم قبل از امام به شهادت نرسیدند.
یا آن داستان مشهوری که خیلی گفته میشود که امام وقتی رسید به کربلا و خواست فرود بیاید اسب عوض کرد تا هفت تا اسب عوض کرد و پرسید اینجا کجاست گفتند کربلا. این در مقتل منسوب یا نادرستی که در واقع چاپ شده آمده و نمیتواند درست باشد.
یا شهادت طرماح بن عدی که کاملاً نادرست است. بنا بر مقتل صحیح ابومخنف طرماح بن عدی، در روز عاشورا از امام جدا میشود و هنگام بازگشت با شهادت حضرت مواجه میشود در حالی که این مقتل طرماح را از شهدا کربلا قرار داده است.
یا نقلهای مثل ماجرای کندن گودال برای دستگیری مسلم بن عقیل و نسبت دادن لشکر هشتاد هزار نفری به عمر بن سعد و یا انتساب اشعار طولانی به امام حسین.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش دوم - دو مقتل ابومخنف مشتمل بر مطالب علمی و دقیقی است و نیز مشتمل بر مطالب حزنآور برای مقتلخ
بخش سوم
از جمله منابع کهن درباره واقعه عاشورا میتوان به آثار محمد بن سعد (متوفای ۲۳۰ هجری) اشاره کرد. هرچند وی مقتل مستقلی درباره حضرت سیدالشهدا تألیف نکرده است، اما در کتاب الطبقات الکبری یا طبقات کبیر بخشی را به شرح حال حضرت مجتبی و حضرت حسین اختصاص داده است. از آنجا که ابن سعد در این اثر به معرفی صحابه و تابعین پرداخته، اهلبیت و ائمه از امیرالمؤمنین تا امام باقر نیز در بخشهای مختلف کتاب مورد بحث قرار گرفتهاند.
بخش مربوط به امام حسین در چاپهای رایج کتاب به صورت مستقل وجود ندارد، اما به شکل جداگانه و از جمله در ایران با تصحیح مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی تحت عنوان «ترجمة الإمام الحسین من طبقات ابن سعد» منتشر شده است. این بخش را میتوان نوعی مقتل مختصر دانست که با وجود حجم اندک، به دلیل قدمت تاریخی آن اهمیت ویژهای دارد.
البته باید توجه داشت که ابن سعد گرایشهای عثمانی و رویکردهایی نزدیک به بنیامیه دارد؛ ازاینرو برخی گزارشهای او نیازمند بررسی و احتیاط است. برای نمونه، وی بر مقدر بودن حادثه عاشورا تأکید فراوان دارد و همچنین افرادی را بیش از حد معمول معرفی میکند که امام حسین را از حرکت به سوی کربلا بازمیداشتند؛ رویکردی که میتواند در جهت توجیه یا تبرئه بنیامیه و مسئول جلوه دادن تصمیم امام تفسیر شود.
با وجود این ملاحظات، ابن سعد اخبار و گزارشهای ارزشمندی نیز نقل کرده است. از جمله به برخی کودکان حاضر در واقعه کربلا که به شهادت رسیدند اشاره میکند؛ اطلاعاتی که در برخی منابع دیگر یافت نمیشود. بنابراین، هرچند اعتبار بسیاری از گزارشهای او به پای مقتل ابومخنف نمیرسد، اما همچنان منبعی مهم و قابل توجه برای پژوهشگران عاشورا به شمار میآید.
پس از طبقات ابن سعد، باید از کتاب انسابالاشراف اثر احمد بن یحیی بلاذری (متوفای ۲۷۹ هجری) یاد کرد. بلاذری از مورخان برجسته اسلامی است و علاوه بر این کتاب، اثر دیگری به نام فتوحالبلدان نیز دارد که موضوع بحث حاضر نیست.
کتاب انسابالاشراف که امروزه در چاپهای مختلف، از جمله چاپ مشهور سیزده جلدی، در دسترس است، به معرفی نسب و شرح حال شخصیتهای برجسته قریش، بنیهاشم، بنیعبدشمس و دیگر خاندانها میپردازد. در بخش مربوط به بنیهاشم و فرزندان امیرالمؤمنین، شرح حال امام حسین نیز آمده است.
بلاذری در این قسمت بخشی از روایات ابومخنف و همچنین گزارشهایی از دیگر راویان را نقل میکند. در مجموع، اعتبار تاریخی این اثر را میتوان بالاتر از طبقات ابن سعد دانست و از سوی دیگر، گرایشهای جانبدارانهای که در آثار ابن سعد مشاهده میشود، در آن کمتر به چشم میخورد.
از این رو، بخش مربوط به حضرت سیدالشهدا در انسابالاشراف را میتوان از منابع معتبر و ارزشمند برای مطالعه واقعه عاشورا و استفاده پژوهشگران این حوزه دانست. هرچند این بخش تاکنون به صورت مستقل منتشر یا ترجمه نشده است، اما در متن کامل کتاب قابل دسترسی و بهرهبرداری است.
دانیال بصیر
@danial_basir
ریان بن شبیب میگوید: روز اول ماه محرم به محضر امام رضا (علیهالسلام) رسیدم. حضرت فرمود: ای پسر شبیب، محرم، ماهی است که در عهد جاهلیت [هم]، آن را محترم میشمردند و ظلم و جنگ در آن را حرام میدانستند؛ اما این امت، نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را در این ماه فرزندان پیامبر را کشتند و زنان او را اسیر کردند و اثاث او را غارت کردند.
سپس فرمود:
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ
ای پسر شبیب؛ بر حسین (علیهالسلام) گریه کن
@danial_basir
نماهنگ باور ندارم.mp3
حجم:
14.7M
باور ندارم...
مداح: مهدی رسولی
شاعر: محمدحسین ملکیان
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش سوم از جمله منابع کهن درباره واقعه عاشورا میتوان به آثار محمد بن سعد (متوفای ۲۳۰ هجری) اشاره ک
بخش چهارم - یک
قبل از ورود به بحث لازم است چند نکته گفته شود. نکته نخست آن است که مباحث، انشاءالله به ترتیب تاریخی پیش خواهد رفت؛ بدین معنا که پس از مقتل ابو مخنف ـ که کهنترین مقتل شناختهشده است و در آثاری همچون تاریخ طبری، ارشاد شیخ مفید و دیگر منابع نقل شده ـ سایر مقتلها نیز به ترتیب زمان و بر اساس دوره حیات مؤلفان بررسی خواهد شد.
نکته دوم آنکه در این سلسله مباحث، تنها به مقتلهایی اشاره میشود که به صورت چاپشده و در دسترس موجودند. بدیهی است آثار فراوانی در منابع کتابشناسی همچون فهرست نجاشی و سایر فهارس قدیم ذکر شدهاند که امروز در دسترس ما نیستند یا از میان رفتهاند؛ از اینرو از ذکر آنها صرفنظر میکنیم.
نکته سوم آنکه باید توجه داشت همه این آثار، به معنای دقیق کلمه «مقتل» نیستند؛ بلکه بخشی از آنها در واقع به بیان زندگانی امام حسین علیهالسلام یا مجموعهای از روایات مربوط به فضائل و مناقب و نیز گزارشهای حادثه عاشورا اختصاص دارند.
نکته دیگر آنکه غالب منابع تاریخی ما ـ از جمله مقتلها ـ توسط مورخان اهل سنت نگاشته شدهاند. البته بخش قابل توجهی از این آثار، به تأیید علمای بزرگ شیعه نیز رسیده است؛ چنانکه مقتل ابومخنف توسط شیخ مفید در آثار خود نقل شده و عملاً مورد پذیرش و استناد قرار گرفته است.
با این حال، باید توجه داشت که بسیاری از این منابع، به لحاظ تاریخی میان دو مذهب مشترکاند و اگر در برخی از آنها تحریف یا خطایی وجود داشته باشد، این امر اختصاصی به یک مذهب ندارد؛ بلکه گاه همین نقلها در منابع شیعه نیز راه یافته است. از اینرو معیار اصلی، بررسی علمی و نقد روایی است، نه صرف انتساب مذهبی.
در ادامه، به یک اثر کهن و در عین حال کمتر مورد توجه قرار گرفته از قرن دوم اشاره میکنیم؛ اثری با عنوان تسمیه من قُتل مع الحسین علیهالسلام، نوشته فضیل بن رَسّانی زیدی، که از معاصران ابومخنف در همان قرن دوم به شمار میرود.
این اثر، به معنای دقیق کلمه «مقتل» نیست، اما نام شهدای کربلا را ذکر کرده و از این جهت قابل توجه است. هرچند در انتساب برخی اسامی یا جزئیات آن، ممکن است محل بحث و نقد وجود داشته باشد، اما به هر حال از منابع متقدم محسوب میشود.
وی در مواردی، همچون نام برخی شهدا از جمله حضرت علیاصغر علیهالسلام نیز اشارهای کوتاه دارد و در حد چند سطر به ذکر آن پرداخته است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش چهارم - یک قبل از ورود به بحث لازم است چند نکته گفته شود. نکته نخست آن است که مباحث، انشاءالله
بخش چهارم - دو
در ادامه مباحث، به ابوحنیفه دینوری متوفای ۲۸۲ هجری میرسیم. وی دارای اثری با عنوان الأخبار الطوال است؛ کتابی که عنوان آن نیز نشان میدهد به گزارشهای مفصل تاریخی اختصاص دارد.
دینوری از مورخان ایرانی است. در این زمینه، دو شخصیت با نسبت «دینوری» شناخته میشوند: ابوحنیفه دینوری و ابن قتیبه دینوری. دینور نیز منطقهای در حوالی کرمانشاه کنونی بوده که در گذشته از مناطق مهم محسوب میشده است.
ابوحنیفه دینوری در کتاب الأخبار الطوال، گرچه رویکردی کلی در تاریخنگاری دارد و بیشتر به نقل روایات تاریخی ـ بهویژه با گرایش به گزارشهای ایرانی ـ پرداخته است، اما بخشی از اثر او، حدود سی صفحه، به واقعه عاشورا و مباحث مرتبط با حرکت امام حسین علیهالسلام و شهادت مسلم بن عقیل اختصاص یافته است.
این بخش، به نظر میرسد عمدتاً متأثر از مقتل ابومخنف باشد، هرچند در برخی جزئیات و اضافات، نکاتی مستقل نیز در آن دیده میشود و از این حیث، به عنوان یکی از منابع متقدم قابل توجه است.
از جمله گزارشهای قابل ذکر در این کتاب آن است که هنگام ورود امام حسین علیهالسلام به کربلا، از نام این سرزمین پرسیده شد. پاسخ داده شد: «کربلا».
در برخی نقلها نیز این ترکیب به صورت تفکیکی «کرب و بلا» تحلیل شده و در منابع متأخرتر، از جمله خوارزمی در مقتل الحسین، نیز مشابه آن آمده است. به نظر میرسد از نخستین منابعی که این گزارش را نقل کرده، همین اثر ابوحنیفه دینوری باشد.
در ادامه این نقل، آمده است که امام حسین علیهالسلام فرمودند: من همراه پدرم در مسیر صفین از این منطقه عبور میکردیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام توقف کردند و درباره این مکان پرسش شد. آن حضرت فرمودند: اینجا کربلاست.
در ادامه، تعبیراتی از این دست نقل شده است که اینجا محل فرود و شهادت گروهی از اهل بیت خواهد بود.
همچنین در گزارشی دیگر، نقل شده است که امیرالمؤمنین علیهالسلام، در پاسخ به پرسش درباره فرود آمدن گروهی، فرمودند: آنان گروهی از ثقل و اهل بیت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هستند که در این مکان فرود خواهند آمد.
نمونهای مشابه نیز در گزارشهای مربوط به صفین، در اثر نصر بن مزاحم دیده میشود که امیرالمؤمنین علیهالسلام هنگام عبور از منطقهای توقف کرده و با اشارهای اجمالی، از وقوع حوادثی عظیم در آینده خبر دادهاند، بدون آنکه جزئیات بعدی در آن بیان شده باشد.
بنابراین، باید توجه داشت که بسیاری از جزئیات افزودهشده در قرون بعد، در اصل این گزارشها وجود نداشته و بعدها به آنها اضافه شده است.
با این حال، از سوی دیگر، نباید چنین تصور کرد که این منطقه برای امام حسین علیهالسلام ناشناخته بوده است؛ زیرا بر اساس همین گزارشها، آن حضرت پیشتر نیز در مسیرهایی از این منطقه عبور کردهاند، از جمله در حدود سالهای ۳۶ و ۳۷ هجری، یعنی بیش از دو دهه پیش از واقعه کربلا.
از اینرو، اینگونه ادعا که آن حضرت هیچ شناختی از این سرزمین نداشتهاند، با شواهد تاریخی سازگار نیست.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش چهارم - دو در ادامه مباحث، به ابوحنیفه دینوری متوفای ۲۸۲ هجری میرسیم. وی دارای اثری با عنوان ا
بخش چهارم - سه
در ادامه سیر تاریخی منابع، در اواخر قرن سوم میتوان از یعقوبی نام برد؛ مورخی ارزشمند و شناختهشده که بنا بر مشهور، از گرایشهای شیعی نیز برخوردار بوده است، تا آنجا که برخی او را از چهرههای مهم و اثرگذار در این مکتب تاریخی دانستهاند.
با این حال، در گزارشهای مربوط به کربلا، حجم مطالب او چندان گسترده نیست و در حدود چهار صفحه از کتاب دو جلدی او را شامل میشود. شیوه نگارش یعقوبی نیز برخلاف برخی مورخان، مبتنی بر نقل حدیثی صرف نیست، بلکه رویکردی ترکیبی در تاریخنگاری دارد.
از این جهت، گزارش او از واقعه عاشورا، هرچند اجمالی است، اما از حیث ساختار، شباهتهایی با نقلهای ابومخنف دارد و در عین حال، حاوی برخی افزودهها و جزئیات محدود نیز هست.
در ادامه، به تاریخ طبری بازمیگردیم. پیشتر نیز از طبری یاد شد، از آن جهت که بخش مهمی از گزارشهای او درباره عاشورا، مبتنی بر روایات ابومخنف است؛ اما اکنون او را در کنار سایر منابع مستقل بررسی میکنیم.
کتاب مشهور او با عنوان تاریخ الامم و الملوک (یا تاریخ الرسل و الملوک)، تألیف محمد بن جریر طبری است؛ مورخ، مفسر و محدث نامدار اهل سنت که اصالتاً از طبرستان بوده و در سال ۳۱۰ هجری درگذشته است. این اثر احتمالاً در اواخر قرن سوم تدوین شده و از منابع مهم و اثرگذار تاریخ اسلام به شمار میرود.
ویژگی مهم این کتاب آن است که با رویکردی نسبتاً علمی و مبتنی بر نقلهای سنددار تدوین شده و مؤلف، اقوال مختلف را درباره یک واقعه بهصورت روایی و مستند نقل میکند. از اینرو، امکان نقد رجالی و بررسی منابع در آن فراهم است.
در بخش مربوط به واقعه کربلا، بخش قابل توجهی از گزارشهای طبری برگرفته از روایات ابومخنف است و در واقع میتوان آن را بازتابی از مقتل ابومخنف در قالب تاریخ طبری دانست. البته در اینکه تمام گزارشهای ابومخنف بهطور کامل در این کتاب آمده باشد، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
در کنار این نقلها، روایات دیگری نیز در تاریخ طبری درباره حادثه عاشورا دیده میشود، از جمله:
روایتی از عمار دُهْنی، از اصحاب امام باقر علیهالسلام، که گزارشی کوتاه از حادثه کربلا نقل کرده و این روایت در منابع دیگر کمتر یا اصلاً مشاهده نمیشود.
همچنین روایتی از حسین بن عبدالرحمان که او نیز گزارشی از واقعه عاشورا ارائه کرده و این نقل نیز منحصر به تاریخ طبری است.
در مجموع، تاریخ طبری مجموعهای از گزارشهای متنوع درباره حادثه کربلا را در خود جای داده است. بررسی تفصیلی و نقد سندی این گزارشها، مجالی مستقل میطلبد؛ اما به طور کلی میتوان گفت که این اثر، نسبت به بسیاری از منابع متأخر، از آلودگی به نقلهای افراطی یا گزارشهای غیرمستند تا حد زیادی دور است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش چهارم - سه در ادامه سیر تاریخی منابع، در اواخر قرن سوم میتوان از یعقوبی نام برد؛ مورخی ارزشمند
بخش چهارم - چهار
در ادامه مباحث، پس از بررسی تاریخ طبری متوفای ۳۱۰، به ابن اعثم کوفی میرسیم که متوفای ۳۱۴ و از معاصران طبری به شمار میرود.
کتاب مشهور او با عنوان الفتوح، هرچند در ظاهر به فتوحات اسلامی اختصاص دارد، اما اثری مفصل و چندجلدی در حوزه تاریخ اسلام محسوب میشود که ساختاری مشابه با تاریخ طبری دارد.
در بخشی از این اثر، گزارشهای مربوط به واقعه کربلا و مقتل امام حسین علیهالسلام، همچنین حوادث مرتبط با حرکت آن حضرت آمده است. برخی از این گزارشها از اهمیت برخوردارند و در منابع دیگر به این گستردگی نقل نشدهاند.
این بخش بعدها بهصورت مستقل نیز با عنوان مقتل الحسین ابن اعثم منتشر شده است؛ هرچند در حقیقت، این اثر کتابی مستقل نیست، بلکه گزیدهای برگرفته از همان کتاب الفتوح به شمار میرود.
در این کتاب، در کنار گزارشهای قابل توجه، نکاتی نیز وجود دارد که موجب شده برخی محققان با احتیاط بیشتری با آن برخورد کنند. از جمله آنکه، برخی رویکرد آن را تا حدی داستانی دانستهاند؛ به این معنا که در مواردی، گزارشها با تفصیل بیشتر یا با ساختار روایی و داستانگونه نقل شدهاند.
از دیگر اشکالات مطرحشده، اختلاف در ترتیب و زمان برخی وقایع است؛ بهگونهای که در مواردی، منازل و مراحل حرکت امام حسین علیهالسلام و حوادث مرتبط با آن، با جابجایی در ترتیب تاریخی گزارش شده است.
همچنین در برخی نقلها، اختلافهایی با سایر منابع دیده میشود؛ از جمله اینکه در مورد نخستین شهیدان کربلا، در حالی که در بسیاری از منابع حضرت علیاکبر علیهالسلام بهعنوان نخستین شهید معرفی شدهاند، در این اثر، عبدالله بن مسلم بهعنوان اولین شهید ذکر شده است.
از دیگر موارد قابل بحث، نحوه بیان ورود امام حسین علیهالسلام به کربلاست؛ بهگونهای که در برخی تعابیر، چنین برداشت میشود که آن حضرت با اختیار خود در آن مکان فرود آمدهاند، در حالی که در بسیاری از منابع تاریخی، بر تحمیل و جلوگیری از ادامه مسیر تأکید شده است.
همچنین گزارشی درباره کندن چاه در کربلا در این کتاب آمده است که مورد پذیرش همه محققان نیست؛ زیرا از یک سو وضعیت جغرافیایی منطقه و نزدیکی محدود به فرات، و از سوی دیگر کیفیت آب آن ناحیه، این گزارش را با ابهامهایی مواجه میکند.
در کنار این موارد، برخی گزارشها مانند نقل خوابها و پیشگوییهای مرتبط با شهادت امام حسین علیهالسلام نیز در این کتاب آمده است که از منظر پژوهشی، مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند.
با این حال، در میان مطالب این اثر، گزارشی مهم نیز وجود دارد و آن وصیتنامه امام حسین علیهالسلام به محمد بن حنفیه است که از حیث تبیین اهداف نهضت، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در مجموع، کتاب الفتوح ابن اعثم هرچند از آثار کهن و ارزشمند تاریخی به شمار میرود، اما نسبت به برخی منابع دیگر، با سطح بالاتری از نقد و بررسی محتوایی و روایی مواجه است و در استفاده از گزارشهای آن، دقت بیشتری لازم است.
نکته مهم دیگر آن است که کتاب الفتوح، تأثیر قابل توجهی بر آثار بعدی، از جمله لهوف سید بن طاووس داشته است. بسیاری از گزارشهایی که در لهوف آمده، از طریق منابعی همچون مقتل خوارزمی نقل شدهاند، و مقتل خوارزمی نیز بهنوبه خود متأثر از الفتوح ابن اعثم است.
دانیال بصیر
@danial_basir