eitaa logo
دانیال بصیر
2.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
دکتری فِرَق تَشیع‌ @dr_danial_basir
مشاهده در ایتا
دانلود
پیام امام خامنه‌ای فصل الخطاب است ان شاءالله @danial_basir
دانیال بصیر
پیام امام خامنه‌ای فصل الخطاب است ان شاءالله @danial_basir
سلام و احترام امام امت در این پیام، خود را در کنار مردم و خادم مردم معرفی کردند. از این رو، مسئولیت ما در میدان و در کنار مردم روشن است و تا تحقق شروط اعلام‌شده، در کنار امام امت خواهیم ماند. مسئولیت این تفاهم، که نه خواست ملت و نه مطالبه امام جامعه بوده، بلکه بنا به تصمیم رئیس‌جمهور و سایر اعضای شورای عالی اتخاذ شده است، بر عهده همان تصمیم‌گیران خواهد بود. همان‌گونه که امام امت نیز به‌درستی تأکید فرمودند، این تفاهم‌نامه میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا منعقد شده و نباید آن را به نام ملت یا رهبری نسبت داد. @danial_basir
دانیال بصیر
بخش پنجم - سه شیخ مفید گزارش شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام را آورده است، در حالی که طبری ای
به نام خدا بخش ششم - یک در این جلسه به کتاب «مقتل الحسین» اثر خوارزمی می‌رسیم که گاهی به نام «مقتل خوارزمی» نیز شهرت دارد. این کتاب از جهت قدمت نسبی، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حدود یک قرن پیش از «لهوف» نوشته شده و مؤلف آن نیز از اهل سنت است. مطالبی که وی آورده، به‌ویژه در بخش اصلی مقتل که به واقعه عاشورا اختصاص دارد، قابل توجه است و به همین دلیل در میان مقاتل، کتابی شناخته‌شده و مشهور به شمار می‌آید. از این جهت، با تفصیل بیشتری درباره آن سخن می‌گوییم. مؤلف این اثر، ابوالمؤید موفق بن احمد خوارزمی است. تولد او را حدود سال ۴۸۴ و وفاتش را سال ۵۶۸ قمری ذکر کرده‌اند. خوارزمی از نظر مذهبی، حنفی‌مسلک بود و کتابی نیز در مناقب ابوحنیفه نگاشته است. در علم کلام نیز گفته شده که گرایش معتزلی داشته است. با این حال، کتاب «مناقب امیرالمؤمنین» او معروف است و بارها منتشر شده است. همچنین کتابی با موضوع «رد الشمس» دارد. نکته مهم آن است که اخبار و روایاتی که او نقل کرده، در میان شیعیان نیز مورد پذیرش قرار گرفته است و نمونه روشن آن، همین «مقتل الحسین» اوست که در میان شیعیان رواج فراوان یافته و عالمان پس از او نیز نقل‌های بسیاری از آن کرده‌اند. خوارزمی خطیب مسجد بزرگ خوارزم بوده است. خوارزم منطقه‌ای در ماوراءالنهر، یعنی ازبکستان امروزی، به شمار می‌آید. کتاب «مقتل الحسین» او ـ که از حیث ساختار، شباهتی به کتاب مناقبش دارد ـ مشتمل بر پانزده فصل یا باب است. از میان این پانزده فصل، تنها یک فصل، یعنی فصل یازدهم، به مقتل اختصاص یافته و در واقع بخش اصلی کتاب همین قسمت است. فصول دیگر یا جنبه مقدمه دارند و یا به مباحث مربوط به فضایل و مناقب اهل‌بیت علیهم‌السلام اختصاص یافته‌اند. از جمله: * فضایل پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله؛ * فضایل حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها؛ * فضایل فاطمه بنت اسد؛ * فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ * فضایل حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و حسنین علیهماالسلام. از فصل هفتم، فضایل امام حسین علیه‌السلام و اخبار مربوط به ایشان از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آغاز می‌شود. فصل نهم درباره آغاز نهضت پس از مرگ معاویه و مسئله بیعت‌خواهی است. فصل دهم به حرکت امام از مدینه و اقامت ایشان در مکه اختصاص دارد. اما فصل یازدهم که مهم‌ترین بخش کتاب است، با عنوان «فی خروجه من مکة الی العراق» آغاز می‌شود و در واقع از حرکت امام علیه‌السلام از مکه تا ورود به کربلا و واقعه شهادت را دربرمی‌گیرد. کتاب به دو بخش تقسیم شده است که احتمالاً این تقسیم‌بندی از خود مؤلف باشد. بخش دوم، که در جلد دوم قرار گرفته، از فصل دوازدهم آغاز می‌شود و شامل مطالبی همچون: * بیان عقوبت قاتلان امام حسین علیه‌السلام؛ * ذکر مراسم سوگواری و نوحه‌ها؛ * بحث انتقام مختار؛ * و موضوعات دیگری از این دست است. دانیال بصیر @danial_basir
بخش ششم - دو این کتاب تأثیر زیادی از «فتوح» ابن اعثم گرفته است ـ که پیش‌تر به آن اشاره شد ـ و در مقابل، تأثیر قابل توجهی بر کتاب «لهوف» و آثار بعدی، به‌ویژه در دوره صفویه، داشته است؛ به‌طوری که بسیاری از مؤلفان از آن نقل کرده‌اند. جنبه حماسی کتاب بسیار پررنگ است و از این جهت نقدهایی بر آن وارد شده است. فضای خطابی حاکم بر کتاب موجب شده که گاهی دقت‌های تاریخی تحت تأثیر قرار گیرد. برای نمونه، درباره تعداد کشته‌های سپاه عمر بن سعد، اعداد عجیب و قابل توجهی نقل شده است. او مثلاً درباره حضرت قاسم علیه‌السلام می‌گوید که ۳۵ نفر را کشته است، یا درباره حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام، در یک نقل بیش از صد نفر و در نقل دیگر تا ۲۰۰ نفر کشته ذکر می‌کند. در حالی که این‌ها گزارش‌های خطابی و غیرقابل پذیرش بر اساس منابع معتبر تاریخی هستند. طبق منابع معتبر، مجموع کشته‌های لشکر عمر بن سعد حدود ۸۸ نفر بوده است. مجموعه‌ای از مطالب عجیب درباره روز عاشورا در این کتاب آمده که تا حدودی شبیه برخی روایات اهل سنت درباره روزه عاشورا و فضیلت دادن به این روز است. نقد دیگر به مقتل خوارزمی مربوط به ترتیب حوادث است. او گاهی ترتیب وقایع را به هم زده و همین مسئله موجب اشکالات مهمی در فهم تاریخی شده است. سید بن طاووس نیز که بعداً از او نقل می‌کند ـ که در جای خود به آن خواهیم رسید ـ تا حدی همین اشکال را به همراه دارد، زیرا در مواردی از خوارزمی تبعیت کرده است. برای نمونه، شعری که مشهور است امام حسین علیه‌السلام در شب عاشورا خواندند: «یا دهر أفّ لک من خلیل...» و در ادامه، واکنش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، حضور ایشان نزد امام و دلداری دادن حضرت، همگی طبق نقل ابو مخنف و دیگر مورخان، مربوط به شب عاشوراست. اما خوارزمی این واقعه را به زمان ورود امام حسین علیه‌السلام به کربلا منتقل کرده؛ یعنی حدود هشت روز زودتر. وی می‌گوید هنگامی که امام وارد کربلا شدند و در خیمه نشسته بودند، این اشعار را خواندند و حضرت زینب سلام‌الله‌علیها ناراحت شدند و نزد امام آمدند و حضرت ایشان را آرام کردند. نمونه دیگر آن است که ابو شعثاء در نقل ابو مخنف، از نخستین شهدای کربلاست، اما خوارزمی او را در شمار آخرین شهدا آورده است. از دیگر اشکالات، خلط نام‌هاست. برای مثال، از «هلال بن نافع» نام می‌برد، در حالی که در منابع معتبر، «نافع بن هلال» از یاران امام حسین علیه‌السلام است. همچنین درباره عبدالله بن حسن، در روایت ابو مخنف آمده است که نوجوانی در آخرین لحظات به سوی امام آمد و در آغوش ایشان به دست بحر بن کعب به شهادت رسید. شیخ مفید نام او را عبدالله بن حسن ذکر می‌کند، اما خوارزمی در برخی نقل‌ها دچار تردید و خلط میان گزارش‌های مربوط به حضرت قاسم و عبدالله بن حسن شده و این مطالب را در هم آمیخته است. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش ششم - دو این کتاب تأثیر زیادی از «فتوح» ابن اعثم گرفته است ـ که پیش‌تر به آن اشاره شد ـ و در مق
بخش ششم - سه با این حال، مقتل خوارزمی با وجود این اشکالات، کتابی قابل توجه و ارزشمند است و بخش‌هایی از گزارش‌های دیگر را برای ما حفظ کرده است؛ گزارش‌هایی که در ابو مخنف، ارشاد شیخ مفید یا برخی منابع دیگر نیامده است. از جمله دو خطبه مهم که در این کتاب آمده و در برخی منابع دیگر وجود ندارد: یکی خطبه معروف «ألا وإن الدعی ابن الدعی…» و دیگری خطبه «هیهات منا الذلة». این‌ها از بخش‌های مهم و ارزشمند کتاب است که خوارزمی از منابع کهن نقل کرده و برای ما حفظ شده است. بنابراین، با وجود نقدهایی که بر آن وارد است، این کتاب مقتل کاملی است با رویکردی ترکیبی از تاریخ، احساس و حماسه. بخش اصلی این کتاب بارها ترجمه شده است؛ از جمله با عنوان «شرح غم حسین» که در سال ۱۳۸۸ ترجمه شد و سپس در سال ۱۴۰۰ با ویرایش جدید، تکمیل، اصلاح و اعراب‌گذاری توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شد. به طور کلی، «مقتل خوارزمی» ـ متوفای ۵۶۸ قمری ـ کتابی مهم در گزارش زندگانی و شهادت امام حسین علیه‌السلام و یاران ایشان است، هرچند پس از آن نیز مباحث مربوط به مختار و دیگر موضوعات را ادامه می‌دهد. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش ششم - سه با این حال، مقتل خوارزمی با وجود این اشکالات، کتابی قابل توجه و ارزشمند است و بخش‌هایی
بخش ششم - چهار کتاب دیگری که مشتمل بر مقتل حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است، کتاب «مناقب آل ابی‌طالب» اثر ابن شهرآشوب است. محمد بن علی، مشهور به ابن شهرآشوب مازندرانی، متوفای ۵۸۸ قمری، از عالمان، فقیهان، مفسران و محدثان ایرانی است. اهل ساری بوده و گاهی به او «سَروی» نیز گفته می‌شود. وی سفرهای علمی متعددی داشته و سرانجام در حلب اقامت گزیده و همان‌جا درگذشته است. مقبره او نیز مشهور است. او از علمای شناخته‌شده امامیه است. کتاب «معالم العلماء» او در علم رجال، از منابع قابل استفاده و مورد مراجعه محققان است. همچنین آثار دیگری مانند «متشابه القرآن» از او باقی مانده است. اما کتاب «مناقب آل ابی‌طالب» بیشتر به بیان فضایل و مناقب ائمه علیهم‌السلام پرداخته و در ضمن آن، گاه مباحث تاریخی نیز مطرح شده است. با این حال، رویکرد کلی کتاب، فضیلت‌نگاری و مناقب‌محور است. در این کتاب، متأسفانه مطالب متفرق و گاه ضعیف وجود دارد و روایات شگفت‌انگیز و عجیب نیز دیده می‌شود. محدث نوری نیز نقل کرده است که اعتماد به خبر ضعیف در کتاب‌های مناقب فراوان است. به نظر می‌رسد ابن شهرآشوب تا حدی رویکردی داستانی داشته است؛ شبیه فتوح ابن اعثم، و همچنین روایات شفاهی رایج میان مردم را نیز نقل کرده است. او مانند خوارزمی، واعظ و خطیب بوده و همین رویکرد خطابی باعث شده برخی گزارش‌های متفرق و عجیب که در منابع دیگر نیامده، در کتابش وارد شود. از جمله این موارد، آمارهای عجیب و غریب است. برای نمونه، نقل شده که حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام هفتاد نفر را کشته است، حبیب بن مظاهر شصت و دو نفر را، و نافع بن هلال ـ که در اینجا نیز نام او به صورت اشتباه و مشابه خوارزمی آمده ـ دوازده نفر را کشته و در نقل دیگری حتی تا هفتاد نفر نیز ذکر شده است؛ در حالی که گزارش درست، همان حدود دوازده نفر است که در منابع معتبر و مقتل ابو مخنف آمده است. درباره عبدالله بن حسن نیز که اساساً کودک بوده و در دامان امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسیده، نقل شده که چهارده نفر را کشته است؛ در حالی که چنین مطلبی با واقعیت تاریخی سازگار نیست و اساساً امکان جنگ برای او وجود نداشته است. از همه عجیب‌تر، تعداد کشته‌های منسوب به امام حسین علیه‌السلام است که در برخی نقل‌ها تا ۱۹۵۰ نفر ذکر شده است؛ رقمی که به هیچ‌وجه با عقل و شواهد تاریخی سازگار نیست. امام علیه‌السلام در روز عاشورا، از صبح تا عصر، با جمعیتی محدود از یاران خود درگیر بودند و چنین آماری قابل پذیرش نیست. همچنین در برخی نقل‌ها تعداد شهدای بنی‌هاشم بیست و هفت نفر ذکر شده، در حالی که در منابع معتبر عددی حدود هفده نفر آمده است. البته در کنار این موارد، ابن شهرآشوب بخشی از مقتل امام حسین علیه‌السلام را نیز نقل کرده و از روایات مشهور، مانند نقل‌های ابو مخنف و گزارش‌های نزدیک به شیخ مفید، بهره برده است که این بخش‌ها قابل اعتمادتر هستند. دانیال بصیر @danial_basir
«علی‌الاصول...» علی‌الاصول، یکی تنگه را رها کرده‌ست میان معرکه بر ترس، اقتدا کرده‌ست علی‌الاصول یکی برخلاف رأیِ ولی برای وعدهٔ دشمن، حساب وا کرده‌ست علی‌الاصول، یکی وقت رزم در میدان به اجتهاد خود اینگونه پابه‌پا کرده‌ست علی‌الاصول، یکی پشت پا زده به اصول یکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کرده‌ست اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر... در این نبرد، کم آورده و خطا کرده‌ست چه سود می‌بَرد آنکس که دور از این مردم بر این معامله اصرارِ نابجا کرده‌ست؟! چه حاصل است از این نامه با چنین گرگی که نانوشته دریده‌ست و نقض‌ها کرده‌ست ... و جنگ راه خطیریست، مرد می‌طلبد ... و جنگ، جوهر افراد برملا کرده‌ست ... و صلح نیست از این رستخیز، راه گریز چنانکه عافیت اندیش، ادعا کرده‌ست علی الاصول، امام شهید، خامنه‌ای برای مردم ما روز و شب دعا کرده‌ست علی‌الاصول، همین بعثت خیابانی برای دیدن خورشید، کوچه وا کرده‌ست علی الاصول، خداوندِ مردم مبعوث شگفت‌معجزه‌ای گاه با عصا کرده‌ست عصای معجزه، امروز نیست جز فریاد عصای معجزه عشق است و کارها کرده‌ست میلاد عرفان پور @danial_basir
لبنان را رها نمی‌کنیم لبنان را رها نمی‌کنیم لبنان را رها نمی‌کنیم لبنان را رها نمی‌کنیم @danial_basir
دانیال بصیر
بخش ششم - چهار کتاب دیگری که مشتمل بر مقتل حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است، کتاب «مناقب آل ا
به نام خدا بخش هفتم - یک تا اینجا درباره کتاب‌هایی صحبت کردیم و رسیدیم به ترجمه «فتوح». کتاب «فتوح» را قبلاً درباره‌اش مطالعه کردیم که از منابع کهن است (بخش چهارم - چهار)، گرچه انتقاداتی به آن وارد است؛ قدری رویکرد داستانی دارد و محققان برخی گزارش‌های آن را نقد کرده‌اند و در عین حال، البته مطالب ارزشمندی نیز دارد. ترجمه‌ای از آن وجود دارد، نه ترجمه جدید، بلکه مربوط به دوران کهن، از قرن ششم، از شخصی به نام محمد بن احمد مستوفی هروی. در سال ۵۹۶ این کتاب «فتوح» را ایشان ترجمه کرده و تفاوتش با کتاب «فتوح» این است که مطالبی را اضافه کرده است. این کار سابقه دارد. ما درباره تاریخ طبری هم، گرچه یک ترجمه جدید امروزه در دست داریم، اما یک ترجمه کهن هم به فارسی شده است. کتاب تاریخ طبری که به عربی است، احتمالاً شخصی به نام بلعمی در قرن چهارم، یعنی قدری پس از زمان خود طبری و با فاصله کم، آن کتاب را ترجمه کرده، اما اضافات و کم و زیادی‌هایی نسبت به آن دارد. این رسم بوده که بعضی‌ها کتابی را ترجمه می‌کردند، ترجمه‌ای آزاد، و گاهی مطالبی را از آن می‌کاستند یا اضافه می‌کردند. کتاب «فتوح» همچنین در ترجمه مستوفی، مطالبی را گاهی از آن کاسته و گاهی افزوده است. یک نمونه‌اش که می‌بینیم متفرد است و در جای دیگری نیست، شاید برای اولین بار در ترجمه «فتوح» آمده، نحوه شهادت شیرخوار امام حسین علیه‌السلام است. البته ما در کتاب ابومخنف جعلی هم چنین شکلی از روایت شهادت حضرت علی اصغر را داریم، ولی دقیقاً نمی‌دانیم آن زودتر نوشته شده یا ترجمه «فتوح». به هر حال، ترجمه «فتوح» زمان تدوینش مشخص است و می‌توانیم بگوییم شاید اولین بار در این ترجمه آمده، که البته در خود «فتوح» ابن اعثم چنین مطلبی نیست. آن مطلب این است که می‌گوید: طفل شیرخوار خود را امام حسین علیه‌السلام، که علی اصغر نام داشت و از تشنگی اضطراب می‌نمود، در پیش زین گرفته، میان هر دو صف برآورد و آواز برآورد: «ای قوم، اگر من به زعم شما گناهکارم، این طفل گناهی نکرده، او را جرعه‌ای آب دهید.» بعد می‌گوید که دشمن بر گلوی آن طفل شیرخوار تیر زد و سپس این را دارد که از آن سوی بر بازوی حسین رسید و آن حضرت تیر را بیرون آورد و در آن ساعت آن طفل جان بداد. این مطلبی است که در منابع قبل از مستوفی نیست. در قرن ششم این مطلب آمده و خواهیم گفت که در «لهوف» هم در متن اصلی آن نیست. در یکی از نسخه‌هایش این هست که علی اصغر را امام حسین روی دست گرفته باشد. احتمال هم دارد که ابومخنف جعلی در همین دوره بوده و مستوفی مطلب را از او گرفته باشد. به هر حال، در قرن ششم این مطلب پیدا شده که امام حسین، علی اصغرش را روی دست گرفت، در حالی که در منابع معتبر مثل ابومخنف این را دارد که امام آمد او را ببوسد که او را به شهادت رساندند. مطلب دیگری که در ترجمه مستوفی از کتاب «فتوح» هست، این است که امام سجاد سر مقدس را به کربلا برگرداند، که گرچه روایتی از مرحوم شیخ صدوق در «امالی» هم داریم، اما اینجا هم به شکل دیگری بیان شده است. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش هفتم - یک تا اینجا درباره کتاب‌هایی صحبت کردیم و رسیدیم به ترجمه «فتوح». کتاب «فتوح»
بخش هفتم - دو از دیگر آثار مهم در این حوزه، کتاب «مثیر الأحزان» است که گرچه عنوان مقتل ندارد، اما در حقیقت تک‌نگاری مستقلی درباره مقتل امام حسین علیه‌السلام به شمار می‌رود. عنوان این کتاب، «مثیر الأحزان» ـ با ثاء ـ به معنای برانگیزاننده اندوه‌ها است. نویسنده این اثر، ابن نما حلی، از عالمان خاندان ابن نما و از معاصران سید ابن طاووس در شهر حله، است. البته انتساب کتاب «مثیر الأحزان» به طور دقیق روشن نیست و مشخص نیست که این اثر از آنِ محمد بن جعفر بن نما، متوفای ۶۴۵ ق، است یا فرزند وی، جعفر بن محمد بن جعفر، متوفای ۶۸۰ ق. هر دو از معاصران سید ابن طاووس بوده‌اند؛ یکی پدر و دیگری فرزند. با توجه به اینکه این خاندان از خاندان‌های علمی به شمار می‌آمده‌اند و انتساب کتاب نیز به طور قطعی روشن نیست، درباره تأثیر و تأثر میان این اثر و کتاب «اللهوف» سید ابن طاووس نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی بر این باورند که سید ابن طاووس در تألیف «اللهوف» از این اثر بهره گرفته است و برخی دیگر معتقدند که مؤلف «مثیر الأحزان» از «اللهوف» استفاده کرده است. البته به نظر می‌رسد که میان این دو اثر، رابطه اقتباس مستقیم وجود ندارد و هر دو از منابع دیگری بهره برده‌اند؛ زیرا در عین شباهت‌های فراوان، تفاوت‌هایی نیز میان آن‌ها مشاهده می‌شود. به هر روی، «مثیر الأحزان» از جمله آثار قابل تأمل در حوزه مقتل‌نگاری به شمار می‌آید و در منابع متأخر، نقل‌های فراوانی از آن صورت گرفته است. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش هفتم - دو از دیگر آثار مهم در این حوزه، کتاب «مثیر الأحزان» است که گرچه عنوان مقتل ندارد، اما د
بخش هفتم - سه از دیگر آثاری که بخشی از آن به واقعه کربلا و امام حسین علیه‌السلام اختصاص یافته، کتاب «الحدائق الوردیه» اثر حمید بن احمد بن محلا، متوفای ۶۵۲ ق، است. وی از عالمان زیدی‌مذهب به شمار می‌رود و در این اثر، بخشی را به امام حسین علیه‌السلام اختصاص داده است. با این حال، مطالب این بخش عمدتاً برگرفته از آثار عالمان زیدی متقدم است. از آنجا که مؤلف خود از عالمان زیدی است، در نگارش این بخش از آثاری همچون «تیسیر المطالب»، «امالی ابوطالب» و کتاب «مصباح» بهره برده است. البته برخی از گزارش‌های وی حائز اهمیت بوده و در دیگر منابع به چشم نمی‌خورد. همچنین، برخی آثار متأخر، از جمله «رزمی» و «اللهوف»، از این کتاب تأثیر پذیرفته و مطالبی را از آن نقل کرده‌اند که گاه در دیگر منابع یافت نمی‌شود. رویکرد حاکم بر این اثر، رویکردی حماسی و مبتنی بر فرهنگ شهادت‌طلبی است. به هر حال، این اثر در محیط علمی زیدیان شکل گرفته است؛ جریانی که پیروان آن، متأثر از نهضت امام حسین علیه‌السلام و قیام زید بن علی، نواده آن حضرت، در برابر ظلم و ستم حاکمان معاصر خود، پیوسته روحیه قیام و مبارزه را حفظ کرده و در مقاطع مختلف تاریخی، در برابر حکومت‌های وقت به مقابله برخاسته‌اند. دانیال بصیر @danial_basir