الْمَوْتُ خَیْرٌ مِنْ رُکُوبِ الْعَارِ وَ الْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ وَ اللَّهِ مَا هَذَا وَ هَذَا جَارِی
مرگ بهتر از زندگی با ننگ است و ننگ بهتر از جهنم رفتن. به خداوند سوگند که ننگ و آتشِ جهنم پناهگاه من نخواهد بود.
حسین بن علی، ده محرم ۶۱ قمری
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش هشتم - دو باید توجه داشت که «لهوف» صرفاً یک کتاب تاریخی محض نیست، بلکه اثری در حوزه مقتلنگاری
به نام خدا
بخش نهم - یک
تا اینجا که درباره «لهوف» سخن گفتیم، میتوان از اعتماد نسبی سخن گفت. البته نسبت به آثاری چون «ابومخنف»، «الإرشاد» شیخ مفید و «مقاتل الطالبیین»، اعتماد بیشتری وجود دارد و هرچه به «لهوف» نزدیک میشویم، این اعتماد، صورتی نسبی پیدا میکند.
با این حال، باز هم تأکید میکنیم که شایسته است اهل منبر و ذاکران اهلبیت علیهمالسلام، دستکم به این منابع اکتفا کنند و به سراغ منابع پس از آن نروند. با این همه، برای تکمیل بحث، از این جلسه به منابع همعصر یا پس از «لهوف» نیز میپردازیم.
تأکید میشود که مطالب جدید این منابع، اعتبار چندانی ندارد؛ زیرا اگر مطالب صحیح و قابل اعتمادی وجود داشته باشد، در منابع قدیمیتر نقل شده است. آنچه در منابع قرن ششم به بعد آمده، غالباً یا برگرفته از منابع متقدم است و یا در مواردی مشتمل بر افزودههایی است که نمیتوان به آنها اعتماد کامل داشت. بنابراین، اشکال متوجه همان منابع متأخر است که مطالب جدید و منفردی ارائه کردهاند.
برای نمونه، میتوان به «الکامل فی التاریخ» اثر علی بن محمد بن اثیر (متوفای ۶۳۰ هـ.ق) اشاره کرد. وی مطالب خود را عمدتاً از طبری نقل میکند و طبری نیز از ابومخنف بهره برده است. در مباحث مربوط به صدر اسلام، ابن اثیر غالباً همان مطالب طبری را تکرار میکند و سخن جدید و متفاوتی ارائه نمیدهد.
در این دوره، کتاب «مطالب السؤول» اثر ابن طلحه شافعی نیز وجود دارد. وی از نویسندگانی است که در شمار اهل سنتِ دوازدهامامیمسلک قرار میگیرند و تاریخ ائمه علیهمالسلام را نقل کردهاند. ابن طلحه شافعی (متوفای حدود ۶۵۰ هـ.ق) نیز در آنچه از منابع پیشین نقل میکند، تفاوتی با آنان ندارد و اخبار مشهور را بدون اشکال نقل کرده است.
در همین دوره، کتابی از ابن عباس اندلسی (متوفای ۶۵۸ هـ.ق) با عنوان «خبر ثبت» وجود دارد. این کتاب، در اصل، اثری تاریخی یا مقتل به معنای دقیق کلمه نیست، بلکه نوعی نثر ادبی درباره شهادت امام حسین علیهالسلام به شمار میرود.
همچنین کتابی از ابن عدیم، با نام کاملالدین عمر بن احمد (متوفای ۶۶۰ هـ.ق)، وجود دارد. وی از مؤلفان و مورخان اهل سنت است و کتاب «تاریخ حلب» او از آثار مشهور و چندجلدی در تاریخ محلی به شمار میرود؛ مشابه «تاریخ دمشق» ابن عساکر که پیشتر به آن اشاره شد. در این کتاب نیز به مناسبت ورود اسیران به مناطق شام یا حلب، بخشی به شرح حال امام حسین علیهالسلام اختصاص یافته است که بعدها به صورت مستقل، با عنوان «ترجمة الإمام الحسین علیهالسلام» از ابن عدیم منتشر شده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش نهم - یک تا اینجا که درباره «لهوف» سخن گفتیم، میتوان از اعتماد نسبی سخن گفت. البته
بخش نهم - دو
کتاب بعدی که تقریباً متعلق به همین دوره، یعنی قرن هفتم، است، اثر شخصی به نام علی بن عیسی اِربِلی است که منسوب به شهر اربیل عراق است. وی از عالمان شیعه به شمار میرود؛ هرچند ظاهراً در آغاز از اهل سنت بوده و سپس به تشیع گرایش پیدا کرده است. از همین رو، مطالبی که نقل میکند، از رویکردی معتدل برخوردار است.
کتاب او با عنوان «کشف الغمة فی معرفة الأئمة»، درباره زندگی دوازده امام علیهمالسلام، همانند «الإرشاد» شیخ مفید، از آثار قابل توجه در شرح حال ائمه علیهمالسلام به شمار میرود. با وجود آنکه این اثر در قرن هفتم نگاشته شده، کتابی مشهور و مورد توجه است. مؤلف در این کتاب، مطالب دیگران، مانند «الإرشاد» شیخ مفید، آثار ابن طلحه شافعی و دیگران را گردآوری کرده است؛ از این رو، در بسیاری از موارد، تکرار مطالب پیشینیان است و مطلب جدیدی در آن دیده نمیشود، مگر در مواردی که از افرادی همچون ابن خشاب و دیگران نقل میکند که آثار آنان امروزه در دسترس ما نیست.
در چنین مواردی، اگر مطلب جدیدی نقل شده باشد، میتواند قابل توجه باشد؛ زیرا گاهی اگر ثابت شود که نویسنده از کتابی استفاده کرده که امروزه در دسترس نیست و آن کتاب نیز معتبر بوده است، نقل او اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ همانگونه که طبری از ابومخنف نقل کرده و گزارشهای او از این طریق ارزش یافته است.
ویژگی مهم این کتاب آن است که مؤلف تنها به نقل دادهها اکتفا نکرده، بلکه در مواردی به نقد و تحلیل نیز پرداخته است. برای نمونه، در جریان روایات مربوط به امام حسین علیهالسلام، روایتی را از «الإرشاد» شیخ مفید نقل میکند که بر اساس آن، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به اهلبیت علیهمالسلام فرمودند: «قبرهای شما از یکدیگر جدا خواهد بود.» سپس نقل میکند که امام حسین علیهالسلام پرسیدند: آیا ما از دنیا میرویم یا کشته میشویم؟ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: شما کشته خواهید شد. سپس حضرت پرسیدند: قاتل ما چه کسی خواهد بود؟ و پرسشهایی از این دست مطرح شد.
ابن عیسی اِربِلی پس از نقل این روایت، چندین اشکال بر آن وارد میکند و در واقع به نقد آن میپردازد. در موارد دیگری نیز تحلیلهایی ارائه میدهد و از این جهت، کتاب او دارای ارزش علمی است؛ زیرا صرفاً گردآوری سادهای از مطالب پیشینیان نیست، بلکه در کنار نقل، جنبه نقد و تحلیل نیز در آن مشاهده میشود.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش نهم - دو کتاب بعدی که تقریباً متعلق به همین دوره، یعنی قرن هفتم، است، اثر شخصی به نام علی بن عی
بخش نهم - سه
کتاب دیگری که اهمیت دارد و در آن مطالب جدیدی نیز دیده میشود «کامل بهایی» اثر عمادالدین حسن طبری است که به اواخر قرن هفتم تعلق دارد. گفته شده است که وی تا حدود سال ۷۰۱ هجری قمری در قید حیات بوده، هرچند تاریخ دقیق وفات او مشخص نیست.
این اثر به فارسی کهن نوشته شده و از آثار مهم دورهای به شمار میرود که آغاز گسترش تشیع در ایران محسوب میشود. نویسنده کتاب را به آن حاکم شیعی تقدیم کرده و در همین فضا، آثار دیگری نیز در باب امامت نگاشته است.
در این کتاب، اواخر باب بیستوهفتم و تمام باب بیستوهشتم به موضوع جانشینی یزید پس از معاویه و سپس قیام امام حسین علیهالسلام در برابر یزید اختصاص یافته است. باب بیستوهشتم مشتمل بر شش فصل است. البته مطالب مربوط به امام حسین علیهالسلام منحصر به این بخش نیست، بلکه در بخشهای پیشین نیز به صورت پراکنده آمده است؛ از جمله در موضوعاتی مانند مظالم یزید، حضور اهلبیت علیهمالسلام در شام، ماجرای رأس مبارک و نیز شهادت دختر خردسال امام حسین علیهالسلام.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش نهم - سه کتاب دیگری که اهمیت دارد و در آن مطالب جدیدی نیز دیده میشود «کامل بهایی» اثر عمادالدی
به نام خدا
بخش دهم - یک
از این جلسه، بررسی آثاری آغاز میشود که یا متعلق به آستانه دوره صفویهاند، مانند روضةالشهدا، و یا در خود دوره صفویه تألیف شدهاند.
این آثار، علاوه بر نقل بخشی از مطالب موجود در منابع اولیه، بیشتر متکی بر منابع میانی و آثار داستانی هستند. ازاینرو، هرچند حاوی برخی گزارشهای صحیحاند، اما بخش قابل توجهی از مطالب آنها بر منابع متأخر، متفرد، غیر معتبر و گاه داستانی استوار است.
لازم است تأکید شود که نقد این آثار به معنای خدشه وارد کردن به شخصیت علمی و جایگاه مؤلفان آنها نیست. بسیاری از نویسندگان این آثار، از بزرگان علم و فضل بودهاند، اما یا روشهای تاریخنگاری و حدیثنگاری را در تألیف آثار خود به کار نبردهاند و یا اساساً هدف آنان نگارش مقتل به شیوه علمی نبوده است.
ازاینرو، در بررسی این دوره، بیش از آنکه به گزارشهای صحیح پرداخته شود، به تحریفات و گزارشهای نادرست توجه خواهد شد؛ زیرا عمده گزارشهای معتبر پیشتر در منابع اولیه مطرح شده است.
نخستین اثر مورد بحث، کتاب روضةالشهدا است. به دلیل اهمیت این کتاب و نقشی که در گسترش بسیاری از تحریفات ایفا کرده است، بررسی آن با تفصیل بیشتری صورت میگیرد.
کتاب روضةالشهدا اساساً برای حکومت صفوی تألیف نشده، بلکه برای یکی از حاکمان تیموری در هرات نگاشته شده است. ازاینرو، هرچند این اثر مقدمهای بر فضای فکری دوره صفویه به شمار میرود، اما از حیث تاریخی، تألیف آن را نمیتوان متعلق به دوره صفویه دانست.
مؤلف کتاب، ملا حسین کاشفی (متوفای ۹۱۰ هجری)، این اثر را در سال ۹۰۷ هجری و در اواخر عمر خویش نگاشت. در همان زمان، دولت صفوی در تبریز شکل گرفته بود، اما هنوز زمان قابل توجهی لازم بود تا این کتاب در ایران رواج یابد. با این حال، در دوره صفویه، روضةالشهدا به سرعت مورد توجه قرار گرفت و تأثیر گستردهای بر سنت مقتلخوانی و روضهخوانی بر جای گذاشت.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش دهم - یک از این جلسه، بررسی آثاری آغاز میشود که یا متعلق به آستانه دوره صفویهاند،
بخش دهم - دو
ملا حسین کاشفی کتاب روضةالشهدا را در دورهای نگاشت که حکومت صفوی در آغاز شکلگیری بود و این اثر بعدها مورد بهرهبرداری گسترده قرار گرفت. کتاب روضةالشهدا تأثیر عمیقی بر سنت مقتلخوانی و روضهخوانی بر جای نهاد؛ به گونهای که اصطلاح «روضه»، که امروزه در ارتباط با امام حسین علیهالسلام به کار میرود، در حقیقت از همین کتاب نشئت گرفته است.
گرچه واژه «روضه» در لغت به معنای باغ و بوستان است، مؤلف نام روضةالشهدا را برای اثر خود برگزید؛ یعنی «بوستان شهیدان». این کتاب به تدریج چنان شهرت یافت که عنوان «روضه» و «روضهخوانی» نیز از آن اخذ شد و پس از گذشت حدود پنج قرن، همچنان با شنیدن واژه «روضه»، این اثر به ذهن متبادر میشود. علت این امر آن بود که در گذشته، متن کتاب در مجالس مورد استفاده قرار میگرفت و مطالب آن از روی کتاب قرائت میشد.
این امر، از جهتی، امتیازی محسوب میشد؛ زیرا مطالب مستند به متن مکتوب بودند و منشأ آنها مشخص بود. در مقابل، امروزه بسیاری از ذاکران و خطیبان مطالب را از حفظ نقل میکنند و در مواردی، مستند مشخصی برای آنها وجود ندارد. در حالی که حتی اگر مطالب از روی روضةالشهدا قرائت میشد، در صورت وجود خطا یا تحریف، منشأ آن قابل شناسایی بود.
این کتاب طی چهار تا پنج قرن گذشته، چه در عصر نسخهبرداری و چه پس از رواج صنعت چاپ، بارها استنساخ، ترجمه و منتشر شده است. اصل کتاب به زبان فارسی نگاشته شده و از نثری ادیبانه و زیبا برخوردار است. همین ویژگی، یکی از عوامل اصلی نفوذ و ماندگاری آن به شمار میرود.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش دهم - دو ملا حسین کاشفی کتاب روضةالشهدا را در دورهای نگاشت که حکومت صفوی در آغاز شکلگیری بود
بخش دهم - سه
از جمله نخستین ناقدان این اثر، مرحوم محدث نوری و شهید مطهری بودند. البته پیش از مرحوم محدث نوری، مرحوم افندی، صاحب کتاب ریاض العلماء، که از عالمان دوره صفویه است، به منابع این کتاب اشکال کرده و آن را مورد نقد قرار داده است.
کتاب روضةالشهدا تألیف ملا حسین کاشفی است. وی مدتی در هرات و مدتی در سبزوار اقامت داشت. تعیین دقیق مذهب وی با دشواری همراه است؛ زیرا به نظر میرسد که در اظهار عقاید خود جانب احتیاط را رعایت میکرد. سبزوار محیطی شیعی داشت، در حالی که هرات عمدتاً اهل سنت بود. با این همه، علاقه و ارادت وی به اهلبیت علیهمالسلام امری روشن است.
موضوع اصلی روضةالشهدا مصائب انبیا و اهلبیت علیهمالسلام است و بخش قابل توجهی از آن به واقعه کربلا اختصاص یافته است. درباره تشیع یا تسنن مؤلف اختلاف نظر وجود دارد. مرحوم افندی در صدد تقویت گرایش شیعی او برآمده است، اما در برخی دیگر از آثار وی، نشانههایی از گرایشهای اهل سنت و تصوف نیز مشاهده میشود.
در هرات، وی را اهل سنت میشناختند و در سبزوار، شیعه. برخی نیز او را پیرو مذهب حنفی دانستهاند و تعلق او به این مذهب قابل انکار نیست. همچنین انتساب وی به جریان تصوف، به ویژه طریقت نقشبندیه، روشن به نظر میرسد.
برخی این تفاوتها را ناشی از تقیه دانستهاند، اما آنچه در این بحث اهمیت دارد، خود کتاب روضةالشهدا است و بررسی مذهب مؤلف، موضوع اصلی پژوهش حاضر محسوب نمیشود.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش دهم - سه از جمله نخستین ناقدان این اثر، مرحوم محدث نوری و شهید مطهری بودند. البته پیش از مرحوم
بخش دهم - چهار
ملا حسین کاشفی ادیب و صاحب قلمی توانا بود و نثری استوار و ادیبانه داشت. افزون بر این، وی واعظ و خطیب نیز بود و در محافل حکومت تیموری حضور فعالی داشت.
طبیعی است که جمع میان خطابه و نویسندگی، همانگونه که در مورد خوارزمی نیز مشاهده میشود، زمینه گرایش به شیوههای داستانی را فراهم آورد. ازاینرو، روضةالشهدا را باید نوعی تاریخ عمومی دانست که بخش مربوط به واقعه کربلا در آن برجستگی بیشتری یافته است.
بخشی از منابع مورد استفاده مؤلف، منابعی شناختهشده و معتبرند، اما مرحوم افندی در ریاض العلماء درباره این اثر مینویسد:
«بیشتر، بلکه تمام روایات این کتاب از منابع غیر مشهور و غیر قابل اعتماد اخذ شدهاند.»
هرچند مؤلف از برخی منابع معتبر، همچون الإرشاد شیخ مفید، نیز بهره برده است، اما به گفته مرحوم افندی، عمده مطالب کتاب برگرفته از آثاری است که از شهرت و اعتبار لازم برخوردار نیستند.
استاد جعفریان در کتاب تأملی در نهضت عاشورا، چهل و چهار منبع برای روضةالشهدا استخراج کردهاند که شماری از آنها ناشناختهاند.
در مجموع، به دلیل غلبه جنبههای داستانی، اعتماد تاریخی به این کتاب با دشواری همراه است؛ زیرا در بسیاری از موارد، گزارشهای کوتاه و محدود، به داستانهایی مفصل و گسترده تبدیل شدهاند.
با این حال، از ویژگیهای مثبت کتاب آن است که مؤلف در مواردی، خود به ضعف برخی گزارشها اشاره میکند.
نثر زیبا، قدرت داستانپردازی، بهرهگیری از اشعار سوزناک و سبک ادیبانه نگارش، از عوامل اصلی ماندگاری این اثر به شمار میروند. همین ویژگیها سبب شده است که روضةالشهدا تا روزگار حاضر همچنان مورد توجه قرار گیرد و بارها منتشر شود.
قدرت انشای ملا حسین کاشفی و توانایی ادبی وی، موجب شد که این اثر در میان مردم، چه در عصر مؤلف و چه در دورههای بعد، جایگاهی ویژه پیدا کند.
دانیال بصیر
@danial_basir
بخش دهم - پنچ
با وجود اشکالات متعدد موجود در کتاب روضةالشهدا، این اثر تأثیر گستردهای بر آثار متأخر بر جای نهاد. بسیاری از نویسندگان دورههای بعد، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از آن بهره برده و بخشی از گزارشها، داستانپردازیها و فضای عاطفی آن را در آثار خویش منعکس ساختهاند.
این تأثیر، گاه در قالب نقل مستقیم مطالب و گاه بدون تصریح به نام کتاب، در آثار بعدی مشاهده میشود. ازاینرو، بخش قابل توجهی از تحریفاتی که در دورههای متأخر در کتابها و مجالس رواج یافت، ریشه در همین اثر دارد.
از جمله آثاری که از روضةالشهدا تأثیر پذیرفته است، کتاب حبیبالسیر تألیف خواندمیر، مورخ قرن دهم هجری، است.
هرچند حبیبالسیر اثری در تاریخ عمومی به شمار میآید و در زمره کتابهای مقتل قرار نمیگیرد، بخشی از آن به شرح احوال ائمه دوازدهگانه علیهمالسلام اختصاص یافته و حدود سی صفحه از آن به زندگانی و شهادت امام حسین علیهالسلام پرداخته است. در این بخش، تأثیر روضةالشهدا بهوضوح قابل مشاهده است و در مواردی نیز از کاشفی نام برده شده است.
از دیگر آثار این دوره، کتاب تسلیة المجالس و زینة المجالس تألیف محمد بن ابیطالب حائری کرکی است.
در دوره صفویه، گروهی از عالمان شیعه از جبل عامل و دیگر مناطق به ایران مهاجرت کردند. محمد بن ابیطالب حائری کرکی نیز از منطقه کرک در شامات به ایران آمد. وی خطیب و نویسندهای شناختهشده بود و اثر خود را بر پایه آثار پیشینیان تدوین کرد.
به نظر میرسد وی بسیاری از مطالب را با واسطه از منابع پیشین نقل کرده است؛ بدین معنا که هرچند از آثاری همچون مقتل خوارزمی یا لهوف یاد میکند، اما ظاهراً مراجعه مستقیمی به آنها نداشته و مطالب را از طریق واسطهها دریافت کرده است.
کتاب تسلیة المجالس درباره اهلبیت علیهمالسلام نگاشته شده است، اما بخش قابل توجهی از آن، که نزدیک به نیمی از حجم کتاب را تشکیل میدهد، به زندگی و مقتل امام حسین علیهالسلام اختصاص دارد.
مؤلف معمولاً منابع خود را بهصورت مستقیم معرفی نمیکند، بلکه تنها اشاره میکند که کتابی فارسی در ده مجلس مشاهده کرده و اثر خویش را بر اساس آن سامان داده است.
اگرچه در محتوای این اثر، تأثیر مستقیم کاشفی در همه موارد مشاهده نمیشود، اما فضای کلی کتاب، رویکرد عاطفی و نگرش تقدیرگرایانه آن، از آثار پیشین و بهویژه از روضةالشهدا متأثر است.
از دیگر آثار این دوره، کتاب انیس المؤمنین تألیف ابن اسحاق همدانی (متوفای ۹۳۸ هجری) است.
این اثر به شرح زندگانی چهارده معصوم علیهمالسلام اختصاص دارد و تنها حدود سیزده صفحه از آن به سیدالشهدا علیهالسلام پرداخته است. ازاینرو، نمیتوان آن را اثری مستقل در مقتلنگاری دانست، بلکه تنها بخشی از آن به واقعه عاشورا اختصاص یافته است.
با وجود اختصار کتاب، در برخی موارد مطالب قابل توجهی در آن دیده میشود. برای نمونه، در برخی گزارشها میان حضرت علیاکبر علیهالسلام و امام سجاد علیهالسلام خلط صورت گرفته و شهادت حضرت علیاکبر علیهالسلام به امام سجاد علیهالسلام نسبت داده نشده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
حاج محمود کریمیma94072903.mp3
زمان:
حجم:
19.2M
شبه نبی، سبط علی...
@danial_basir
شهید سید علی خامنه ای1_28053680345.mp3
زمان:
حجم:
18.3M
روضه حضرت علی اکبر
امام شهید
@danial_basir