eitaa logo
دانیال بصیر
2.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
دکتری فِرَق تَشیع‌ @dr_danial_basir
مشاهده در ایتا
دانلود
دانیال بصیر
بخش دهم - دو ملا حسین کاشفی کتاب روضةالشهدا را در دوره‌ای نگاشت که حکومت صفوی در آغاز شکل‌گیری بود
بخش دهم - سه از جمله نخستین ناقدان این اثر، مرحوم محدث نوری و شهید مطهری بودند. البته پیش از مرحوم محدث نوری، مرحوم افندی، صاحب کتاب ریاض العلماء، که از عالمان دوره صفویه است، به منابع این کتاب اشکال کرده و آن را مورد نقد قرار داده است. کتاب روضةالشهدا تألیف ملا حسین کاشفی است. وی مدتی در هرات و مدتی در سبزوار اقامت داشت. تعیین دقیق مذهب وی با دشواری همراه است؛ زیرا به نظر می‌رسد که در اظهار عقاید خود جانب احتیاط را رعایت می‌کرد. سبزوار محیطی شیعی داشت، در حالی که هرات عمدتاً اهل سنت بود. با این همه، علاقه و ارادت وی به اهل‌بیت علیهم‌السلام امری روشن است. موضوع اصلی روضةالشهدا مصائب انبیا و اهل‌بیت علیهم‌السلام است و بخش قابل توجهی از آن به واقعه کربلا اختصاص یافته است. درباره تشیع یا تسنن مؤلف اختلاف نظر وجود دارد. مرحوم افندی در صدد تقویت گرایش شیعی او برآمده است، اما در برخی دیگر از آثار وی، نشانه‌هایی از گرایش‌های اهل سنت و تصوف نیز مشاهده می‌شود. در هرات، وی را اهل سنت می‌شناختند و در سبزوار، شیعه. برخی نیز او را پیرو مذهب حنفی دانسته‌اند و تعلق او به این مذهب قابل انکار نیست. همچنین انتساب وی به جریان تصوف، به ویژه طریقت نقشبندیه، روشن به نظر می‌رسد. برخی این تفاوت‌ها را ناشی از تقیه دانسته‌اند، اما آنچه در این بحث اهمیت دارد، خود کتاب روضةالشهدا است و بررسی مذهب مؤلف، موضوع اصلی پژوهش حاضر محسوب نمی‌شود. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش دهم - سه از جمله نخستین ناقدان این اثر، مرحوم محدث نوری و شهید مطهری بودند. البته پیش از مرحوم
بخش دهم - چهار ملا حسین کاشفی ادیب و صاحب قلمی توانا بود و نثری استوار و ادیبانه داشت. افزون بر این، وی واعظ و خطیب نیز بود و در محافل حکومت تیموری حضور فعالی داشت. طبیعی است که جمع میان خطابه و نویسندگی، همان‌گونه که در مورد خوارزمی نیز مشاهده می‌شود، زمینه گرایش به شیوه‌های داستانی را فراهم آورد. ازاین‌رو، روضةالشهدا را باید نوعی تاریخ عمومی دانست که بخش مربوط به واقعه کربلا در آن برجستگی بیشتری یافته است. بخشی از منابع مورد استفاده مؤلف، منابعی شناخته‌شده و معتبرند، اما مرحوم افندی در ریاض العلماء درباره این اثر می‌نویسد: «بیشتر، بلکه تمام روایات این کتاب از منابع غیر مشهور و غیر قابل اعتماد اخذ شده‌اند.» هرچند مؤلف از برخی منابع معتبر، همچون الإرشاد شیخ مفید، نیز بهره برده است، اما به گفته مرحوم افندی، عمده مطالب کتاب برگرفته از آثاری است که از شهرت و اعتبار لازم برخوردار نیستند. استاد جعفریان در کتاب تأملی در نهضت عاشورا، چهل و چهار منبع برای روضةالشهدا استخراج کرده‌اند که شماری از آن‌ها ناشناخته‌اند. در مجموع، به دلیل غلبه جنبه‌های داستانی، اعتماد تاریخی به این کتاب با دشواری همراه است؛ زیرا در بسیاری از موارد، گزارش‌های کوتاه و محدود، به داستان‌هایی مفصل و گسترده تبدیل شده‌اند. با این حال، از ویژگی‌های مثبت کتاب آن است که مؤلف در مواردی، خود به ضعف برخی گزارش‌ها اشاره می‌کند. نثر زیبا، قدرت داستان‌پردازی، بهره‌گیری از اشعار سوزناک و سبک ادیبانه نگارش، از عوامل اصلی ماندگاری این اثر به شمار می‌روند. همین ویژگی‌ها سبب شده است که روضةالشهدا تا روزگار حاضر همچنان مورد توجه قرار گیرد و بارها منتشر شود. قدرت انشای ملا حسین کاشفی و توانایی ادبی وی، موجب شد که این اثر در میان مردم، چه در عصر مؤلف و چه در دوره‌های بعد، جایگاهی ویژه پیدا کند. دانیال بصیر @danial_basir
بخش دهم - پنچ با وجود اشکالات متعدد موجود در کتاب روضةالشهدا، این اثر تأثیر گسترده‌ای بر آثار متأخر بر جای نهاد. بسیاری از نویسندگان دوره‌های بعد، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم از آن بهره برده و بخشی از گزارش‌ها، داستان‌پردازی‌ها و فضای عاطفی آن را در آثار خویش منعکس ساخته‌اند. این تأثیر، گاه در قالب نقل مستقیم مطالب و گاه بدون تصریح به نام کتاب، در آثار بعدی مشاهده می‌شود. ازاین‌رو، بخش قابل توجهی از تحریفاتی که در دوره‌های متأخر در کتاب‌ها و مجالس رواج یافت، ریشه در همین اثر دارد. از جمله آثاری که از روضةالشهدا تأثیر پذیرفته است، کتاب حبیب‌السیر تألیف خواندمیر، مورخ قرن دهم هجری، است. هرچند حبیب‌السیر اثری در تاریخ عمومی به شمار می‌آید و در زمره کتاب‌های مقتل قرار نمی‌گیرد، بخشی از آن به شرح احوال ائمه دوازده‌گانه علیهم‌السلام اختصاص یافته و حدود سی صفحه از آن به زندگانی و شهادت امام حسین علیه‌السلام پرداخته است. در این بخش، تأثیر روضةالشهدا به‌وضوح قابل مشاهده است و در مواردی نیز از کاشفی نام برده شده است. از دیگر آثار این دوره، کتاب تسلیة المجالس و زینة المجالس تألیف محمد بن ابی‌طالب حائری کرکی است. در دوره صفویه، گروهی از عالمان شیعه از جبل عامل و دیگر مناطق به ایران مهاجرت کردند. محمد بن ابی‌طالب حائری کرکی نیز از منطقه کرک در شامات به ایران آمد. وی خطیب و نویسنده‌ای شناخته‌شده بود و اثر خود را بر پایه آثار پیشینیان تدوین کرد. به نظر می‌رسد وی بسیاری از مطالب را با واسطه از منابع پیشین نقل کرده است؛ بدین معنا که هرچند از آثاری همچون مقتل خوارزمی یا لهوف یاد می‌کند، اما ظاهراً مراجعه مستقیمی به آن‌ها نداشته و مطالب را از طریق واسطه‌ها دریافت کرده است. کتاب تسلیة المجالس درباره اهل‌بیت علیهم‌السلام نگاشته شده است، اما بخش قابل توجهی از آن، که نزدیک به نیمی از حجم کتاب را تشکیل می‌دهد، به زندگی و مقتل امام حسین علیه‌السلام اختصاص دارد. مؤلف معمولاً منابع خود را به‌صورت مستقیم معرفی نمی‌کند، بلکه تنها اشاره می‌کند که کتابی فارسی در ده مجلس مشاهده کرده و اثر خویش را بر اساس آن سامان داده است. اگرچه در محتوای این اثر، تأثیر مستقیم کاشفی در همه موارد مشاهده نمی‌شود، اما فضای کلی کتاب، رویکرد عاطفی و نگرش تقدیرگرایانه آن، از آثار پیشین و به‌ویژه از روضةالشهدا متأثر است. از دیگر آثار این دوره، کتاب انیس المؤمنین تألیف ابن اسحاق همدانی (متوفای ۹۳۸ هجری) است. این اثر به شرح زندگانی چهارده معصوم علیهم‌السلام اختصاص دارد و تنها حدود سیزده صفحه از آن به سیدالشهدا علیه‌السلام پرداخته است. ازاین‌رو، نمی‌توان آن را اثری مستقل در مقتل‌نگاری دانست، بلکه تنها بخشی از آن به واقعه عاشورا اختصاص یافته است. با وجود اختصار کتاب، در برخی موارد مطالب قابل توجهی در آن دیده می‌شود. برای نمونه، در برخی گزارش‌ها میان حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام و امام سجاد علیه‌السلام خلط صورت گرفته و شهادت حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام به امام سجاد علیه‌السلام نسبت داده نشده است. دانیال بصیر @danial_basir
با این که غم داشتیم، صاحب علم داشتیم... @danial_basir
حاج‌محمود کریمیحاج‌محمود_کریمی_دامن_کشان_رفتی_دلم_زیر_و_رو_شد_.mp3
زمان: حجم: 5M
اینم مناسب امشب... بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم @danial_basir
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع @danial_basir
لم يَبْقَ لَكَ ناصِرٌ، وَأَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَأَوْلادِكَ، و تو را هيچ ياورى باقى نمانده بود، و تو كار را به حساب خدا واگذار كرده و صبر نمودى، و از زنان و اولادت دفاع مى‌ كردى. حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَريحاً، تا آن كه تو را از اسب سرنگون ساختند، و با بدنى مجروح بر زمين افتادى؛ تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها، وَتَعْلُوكَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها. اسب‌ ها با سم ‌هايشان تو را لگدكوب كردند و طغيان‌گران تو را با شمشيرهايشان ضربه مى ‌زدند. قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبينُكَ، وَاخْتَلَفَتْ بِالْإِنْقِباضِ وَالْإِنْبِساطِ شِمالُكَ وَيَمينُكَ، عرق مرگ بر پيشانيت نشست. و راست و چپ بدن مباركت را با جمع كردن و گشودن جابجا مى‌ كردى. تُديرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلى رَحْلِكَ وَبَيْتِكَ، وَقَدْ شَغَلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَأَهاليكَ، و با گوشه چشم به خيام و حرمت نگاه مى‌ كردى، و مصيبتى كه بر تو وارد مى‌ شد تو را از فرزندان و اهل بيتت به خود مشغول ساخته بود، وَأَسْرَعَ فَرَسُكَ شارِداً، إِلى خِيامِكَ قاصِداً، مُحَمْحِماً باكِياً، و اسب تو شيون‌ كُنان و گريه‌ كنان با سرعت به سوى حرمت آمد، فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّساءُ جَوادَكَ مَخْزِيّاً، وَنَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً، هنگامى كه زنان اسبت را شرمسار ديدند و به زين واژگونش نظر افكندند، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِراتٍ، از خيمه‌ ها بيرون آمدند، موهاى‌شان را بر چهره‌ هاى‌ شان پريشان كرده، بر چهره‌ هاى بدون نقاب‌شان سيلى مى‌ زدند، و با صداى بلند ناله مى‌ زدند وَبِالْعَويلِ داعِياتٍ، وَبَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلاتٍ، وَ إِلى مَصْرَعِكَ مُبادِراتٍ. و تو را مى‌ خواندند، و آنان بعد از عزّت ذليل شده بودند، و به سوى قتلگاه تو شتافتند. وَالشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ، وَمُولِغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ، در حالى كه شمر (لعنة اللَّه عليه) بر روى سينه‌ ات نشسته بود و شمشيرش را بر گودى زير گلوى تو فرو برده قابِضٌ عَلى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ، ذابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ، قَدْ سَكَنَتْ حَواسُّكَ، و محاسنت را به دست گرفته بود، سرت را با شمشير تيز خود مى‌ بريد؛ در آن حالت حواسّت از حركت ايستاد، وَخَفِيَتْ أَنْفاسُكَ، وَرُفِعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُكَ، وَسُبِىَ أَهْلُكَ كَالْعَبيدِ، و نفس‌ هايت پنهان شد، و سرت بر بالاى نيزه بلند شد، و اهل بيت تو مانند بندگان و بردگان اسير شدند، وَصُفِّدُوا فِي الْحَديدِ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِيَّاتِ، تَلْفَحُ وَجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، و در غل و زنجير به بند كشيده شدند. در فراز جهاز شتران، چهره‌ هاى‌ شان را گرماى شديد مى‌ سوزاند، يُساقُونَ فِي الْبَراري وَالْفَلَواتِ، أَيْديهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْناقِ، يُطافُ بِهِمْ فِي الْأَسْواقِ. @danial_basir