eitaa logo
دانیال بصیر
2.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
دکتری فِرَق تَشیع‌ @dr_danial_basir
مشاهده در ایتا
دانلود
با این که غم داشتیم، صاحب علم داشتیم... @danial_basir
حاج‌محمود کریمیحاج‌محمود_کریمی_دامن_کشان_رفتی_دلم_زیر_و_رو_شد_.mp3
زمان: حجم: 5M
اینم مناسب امشب... بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم @danial_basir
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع @danial_basir
لم يَبْقَ لَكَ ناصِرٌ، وَأَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَأَوْلادِكَ، و تو را هيچ ياورى باقى نمانده بود، و تو كار را به حساب خدا واگذار كرده و صبر نمودى، و از زنان و اولادت دفاع مى‌ كردى. حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَريحاً، تا آن كه تو را از اسب سرنگون ساختند، و با بدنى مجروح بر زمين افتادى؛ تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها، وَتَعْلُوكَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها. اسب‌ ها با سم ‌هايشان تو را لگدكوب كردند و طغيان‌گران تو را با شمشيرهايشان ضربه مى ‌زدند. قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبينُكَ، وَاخْتَلَفَتْ بِالْإِنْقِباضِ وَالْإِنْبِساطِ شِمالُكَ وَيَمينُكَ، عرق مرگ بر پيشانيت نشست. و راست و چپ بدن مباركت را با جمع كردن و گشودن جابجا مى‌ كردى. تُديرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلى رَحْلِكَ وَبَيْتِكَ، وَقَدْ شَغَلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَأَهاليكَ، و با گوشه چشم به خيام و حرمت نگاه مى‌ كردى، و مصيبتى كه بر تو وارد مى‌ شد تو را از فرزندان و اهل بيتت به خود مشغول ساخته بود، وَأَسْرَعَ فَرَسُكَ شارِداً، إِلى خِيامِكَ قاصِداً، مُحَمْحِماً باكِياً، و اسب تو شيون‌ كُنان و گريه‌ كنان با سرعت به سوى حرمت آمد، فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّساءُ جَوادَكَ مَخْزِيّاً، وَنَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً، هنگامى كه زنان اسبت را شرمسار ديدند و به زين واژگونش نظر افكندند، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِراتٍ، از خيمه‌ ها بيرون آمدند، موهاى‌شان را بر چهره‌ هاى‌ شان پريشان كرده، بر چهره‌ هاى بدون نقاب‌شان سيلى مى‌ زدند، و با صداى بلند ناله مى‌ زدند وَبِالْعَويلِ داعِياتٍ، وَبَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلاتٍ، وَ إِلى مَصْرَعِكَ مُبادِراتٍ. و تو را مى‌ خواندند، و آنان بعد از عزّت ذليل شده بودند، و به سوى قتلگاه تو شتافتند. وَالشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ، وَمُولِغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ، در حالى كه شمر (لعنة اللَّه عليه) بر روى سينه‌ ات نشسته بود و شمشيرش را بر گودى زير گلوى تو فرو برده قابِضٌ عَلى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ، ذابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ، قَدْ سَكَنَتْ حَواسُّكَ، و محاسنت را به دست گرفته بود، سرت را با شمشير تيز خود مى‌ بريد؛ در آن حالت حواسّت از حركت ايستاد، وَخَفِيَتْ أَنْفاسُكَ، وَرُفِعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُكَ، وَسُبِىَ أَهْلُكَ كَالْعَبيدِ، و نفس‌ هايت پنهان شد، و سرت بر بالاى نيزه بلند شد، و اهل بيت تو مانند بندگان و بردگان اسير شدند، وَصُفِّدُوا فِي الْحَديدِ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِيَّاتِ، تَلْفَحُ وَجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، و در غل و زنجير به بند كشيده شدند. در فراز جهاز شتران، چهره‌ هاى‌ شان را گرماى شديد مى‌ سوزاند، يُساقُونَ فِي الْبَراري وَالْفَلَواتِ، أَيْديهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْناقِ، يُطافُ بِهِمْ فِي الْأَسْواقِ. @danial_basir