دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🍃🌸🍃🌸 🌸🍃 🍃 🪴| ۲۵اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| مدیر مدرسه 🖋| جلال آلاحم
══•✼🌸📖🌸✼•══
رمانِ مدیرمدرسه، یکی از معروفترین کارهای جلال آلاحمد است.
این کتاب راجع به معلمیست که تصمیم میگیرد مدیر بشود...!
پیشنهادش میکنم:
جلال نثر جذابی برای همه نیست!
اما نمیشود به راحتی از خواندنش چشمپوشی کرد
══•✼🌸📖🌸✼•══
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
__ نادِ عَلیّاً مَظهَرَ العَجائِب
﷽
╚💠╝╔╗╚💠╝╚╝╚💠╝╔╗╚💠╝
من به آن مادری فکر میکنم که نوزاد را در بغلش شیر میدهد.
تسبیحِ امالبنین را در دستش میچرخاند و زیر لب میخواند:
"نادِ عَلیّاً مَظهَرَ العَجائِب تَجِدهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوائِب"
دخترکش کمی آنطرفتر لیلی بازی میکند.پای دخترک روی خانه سوم کمی میلرزد.
مادر زمزمه میکند:
"لی اِلَی اللهِ حاجَتی وَ عَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَ رَمَیتُ مُنقَضی فی ظِلِّ اللهِ وَ یُضِلِلِ اللهُ"
دخترک به خانه هفتو هشت میرسد و با یک پرش میچرخد.
"لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ بِوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ"
چشمهای نوزاد گرمشدهبود.
مادر آرام در گهواره میگذاردش و یک دانه تسبیح را با انگشت شست به طرف دیگر میکِشاند.
با صدای جیغ دخترک سرش را از دانههای تسبیح بلند میکند.روی خانه شش، دخترک به زمین افتادهبود.
مادر دامنش را کمی بالا میگیرد و بهطرف دخترک میدود.
دخترک چتریهایش را کنار میزند. میخندد و جای خالی دندانهای جلویش بیشتر مشخص میشود:" مامانی!
اینبار موقع افتادن دیگه یادم بود بگم یاعلی"
و پایش را طرف مادر میگیرد.
"ببین هیچی نشد..."
من به علی(ع) فکر میکنم...
#دوروزتاغدیر🪴
╚💠╝╔╗╚💠╝╚╝╚💠╝╔╗╚💠╝
⭕🔴⭕
#انتشار_حداکثری
عرض سلام.
سریع برم سراغ اصل مطلب!
*ما فقط چند روز فرصت داریم* تا مرددین رو متقاعد کنیم که به *دکتر جلیلی رای بدن* فعالیت جدی ما تو این هفته *آینده چند سالهی ما و مردممون* رو میتونه تغییر بده. طرف مقابل حداکثر توان تبلیغاتی خودش رو به کار گرفته که با *خوندن آیه قرآن و حکمت نهج البلاغه* حرف باطل خودش رو توجیه کنه و رای مرددین رو به خودش جلب کنه.
تو این چند روز باید *یه یاعلی بگیم و حداکثر تلاش خودمون رو بکنیم* که هم تماس بگیریم و هم افراد انقلابی رو مجاب کنیم که بیان و تماس بگیرن
*از گفتگو با مردم نترسیم و برای جلوگیری از عقبگرد، تو این روزای کوتاه برای امام زمان (عج) سربازی کنیم*
کسانی که نسبت به تماس نگرانی و ترس دارند امروز محتوای کانال رو دنبال کنن
*لینک ربات بیستکال برای دریافت شماره :
ble.ir/bistcall_jalily_bot
لینک کانال :
ble.ir/join/EkuoAWN3fr
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
⭕🔴⭕ #انتشار_حداکثری عرض سلام. سریع برم سراغ اصل مطلب! *ما فقط چند روز فرصت داریم* تا مرددین رو متقاع
کار با این ربات خیلی سادهس توی پیامرسان بله.
میرید توش و شماره بهتون میده برای تماس.
اینطوری خیلی راحت از خونه هم میتونید تبلیغ آقای جلیلی بکنید.
ممکنه اولش براتون سخت باشه یا ندونید چی بگید ولی بعد از چندتا تماس کار دستتون میاد (یکسری توضیحاتشم توی خود کانالش هست).
فقط یکی دوبار امتحان کنید!
لطفا لطفا لطفا هرکی میتونه از امروز زنگ زدن رو شروع کنه و به بقیه هم این کانال رو معرفی کنه.
#جبهه_انقلاب_به_کمک_ما_نیازداره
#فقط_یکهفته_فرصت_داریم
اگه خدا توان بده یه روزی از این یکی دو هفته مینویسم.
از انگشتِ استامپی و استرسهای بیستکال!
از مقرری کتابهای عقب موندهای که نمیدونم چطور باید جبران بشه!
از ظرفهای جاخوش کرده توی سینک!
و از محرمی که داره میاد و قلبی که به عشق سیاهیش میتپه!
﷽
راستش من آدم باایمانی نیستم.شاید برای همین است از چندشب پیش، مارِ ناامیدی دور گلویم چنبره زده است. مچالهشدهام. انگار بادکنکی را که با تمام توانم فوت کردهبودم، با سوزنی ترکیده باشد.
برگشتهام سر زندگی و کتابهایم.بین ورقهای کتاب، به این فکر میکنم که چهشد واقعا؟ کجارا اشتباه رفتیم؟ چرا نشد که بشود؟ و گاهی هم بین کلماتش اشکهایی را جا میگذارم.
اما با تمام این سوالها نمیتوانم قبول کنم آنهمه کارها،دعاها و نمازها را خدا ندید گرفتهباشد. نمیتوانم بپذیرم که خیر ما در این نبود، وگرنه آنهمه استغاثه مگر میشود جواب ندهد؟
دلم میگوید این شروع راه جدیداست!
راهی برای ما و انقلابمان.
کتابرا بستهام.
جهانآرا درون مغزم فریاد میزند:
"ایمانت سقوط نکنه دختر!
شهر رو پس میگیریم."
و من محکمتر پرچم سهرنگ را در دستممیگیرم
#انتخابات
امروز داشتم سبزیهایی رو که دیشب سرراه هیئت خریده بودیم رو میشستم.
بین اون همه ریحون تازه و خوشرنگ و سرحال، چندتاشون خیلی گِلولای داشتن. هی شستم و هی شستم. اما هم گل به خودشون چسبیده بود هم کمکم داشتن بقیه رو کثیف میکردن!
باید بالاخره تمیز میشدن.هیچکدومشونو نمیخواستم دور بریزم یا حتی جدا کنم.
بعد از چند دور شستن و ضدعفونی کردن، دیگه خبری از گِل نبود.
همین دیگه!
ممنونم ازت و شرمندهام امامحسینع..........
شما میدونی من چی میگم!