eitaa logo
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
145 دنبال‌کننده
253 عکس
12 ویدیو
1 فایل
پسرِ علی(ع)؛ ما روی مرمت کردنت حساب وا کردیم! می‌گن چیزی که شما مرمتش کنی دیگه خراب نمیشه.. @apgh_50
مشاهده در ایتا
دانلود
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۲۷اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| فقط روزهایی که می‌نویسم 🖋| آرتور کریستال ๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑
﷽ راستش من آدم با‌ایمانی نیستم.شاید برای همین است از چند‌شب پیش، مارِ ناامیدی دور گلویم چنبره زده است. مچاله‌شده‌ام. انگار بادکنکی را که با تمام توانم فوت کرده‌‌بودم، با سوزنی ترکیده باشد. برگشته‌ام سر زندگی و کتاب‌هایم.بین ورق‌های کتاب، به این فکر می‌کنم که چه‌شد واقعا؟ کجارا اشتباه رفتیم؟ چرا نشد که بشود؟ و گاهی هم بین کلماتش اشک‌هایی را جا می‌گذارم. اما با تمام این سوال‌ها نمی‌توانم قبول کنم آن‌همه کارها‌،دعاها و نماز‌ها را خدا ندید گرفته‌باشد. نمی‌توانم بپذیرم که خیر ما در این نبود، وگرنه آن‌همه استغاثه مگر می‌شود جواب ندهد؟ دلم می‌گوید این شروع راه جدید‌است! راهی برای ما و انقلاب‌مان. کتاب‌را بسته‌ام. جهان‌آرا درون مغزم فریاد می‌زند: "ایمانت سقوط نکنه دختر! شهر رو پس می‌گیریم." و من محکم‌تر پرچم سه‌رنگ را در دستم‌می‌گیرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز داشتم سبزی‌هایی رو که دیشب سرراه هیئت خریده بودیم رو می‌شستم. بین اون همه ریحون تازه و خوشرنگ و سرحال، چندتاشون خیلی گِل‌و‌لای داشتن. هی شستم و هی شستم. اما هم گل به خودشون چسبیده بود هم کم‌کم داشتن بقیه رو کثیف می‌کردن! باید بالاخره تمیز می‌شدن.هیچ‌کدومشونو نمیخواستم دور بریزم یا حتی جدا کنم. بعد از چند دور شستن و ضدعفونی کردن، دیگه خبری از گِل نبود. همین دیگه! ممنونم ازت و شرمنده‌ام امام‌حسین‌ع.......... شما میدونی من چی میگم!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
___ حسین(ع)! راستی شما چی‌می‌خواستی بهم بگی؟!
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
___ حسین(ع)! راستی شما چی‌می‌خواستی بهم بگی؟!
﷽ هر‌روز قبل رفتن به هیئت، پوشه‌ی "چیز‌هایی رو که باید به امام‌حسین(ع) بگم"رو توی مغزم بالا و پایین می‌کنم. بعضی‌هاشو حذف می‌کنم و به‌جاش هزار‌تا حرف جدید اضافه‌ می‌کنم. چشم‌هامو جوری مچاله می‌کنم و به خودم فشار میارم که چیزی ازشون یادم نره . حرفارو کاملِ کامل توی شیار‌های مغزم فرو می‌کنم.نمی‌خوام حتی یه "واو"شم فراموش کنم. بعد بدو بدو لباس مشکی‌هامو می‌پوشم و کفش‌هارو پوشیده‌نپوشیده از خونه میزنم بیرون تا زودتر به قرار هرروزمون برسم. تا اینجا همیشه نقشه‌ام خوب پیش رفته. ولی فقط کافیه پامو روی فرش‌های قرمز هیئت بذارم و دستمو روی پارچه سیاهیاش بکشم. کافیه یه دختر مو‌بافته از جلوم رد بشه یا یه بچه‌شیرخوار گریه کنه تا همه‌چی از ذهنم پاک بشه! انگار اصلا حرفی نبوده یا مثلا همه چی انگار خوبه و اوضاع راست‌‌و‌ریسه یا بالاخره درست میشه دیگه. یادم میره که اومدم اینجا حرف بزنم باهاش. زبونم نمی‌چرخه.از اینجای ماجرا دیگه همه حرفها‌ با اشک‌هاس. پوشه جدیدی توی مغزم وول می‌خوره. اسمش رو میذارم: "حسین(ع)! راستی شما چی می‌خواستی بهم بگی؟!"
﷽ نوزاد را که شیر داد، گریه‌کرد. خواب نوزاد آرام آرام سنگین شد. توی گهواره که گذاشتش،گریه کرد. سر نوزاد کمی خم شد.سفیدی گلویش را که دید، گریه کرد. کمی بعد نوزادش که با گریه بیدار شد را با کمی آب آرام کرد و بعد نشست و یک دل سیر گریه کرد. تازه شش‌ ماه بود که مادر شده بود. و مادران وارثان غمِ رباب‌ند....
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۲۸اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| پنجره‌های تشنه 🖋| مهدی قزلی ๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۲۸اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| پنجره‌های تشنه 🖋| مهدی ق
══•✼🌸📖🌸✼•══ مدتی‌ پیش، از جمعی پرسیدم"شده تاحالا توی یک کتاب غرق بشید؟!" جواب‌ها متفاوت بود! بعضی‌ها از کتاب‌هایی اسم آوردن که لذت را با آن‌ها تجربه کردند و بعضی‌ها مثل من تجربه‌ این‌چنینی نداشتند. پنجره‌های تشنه اولین کتابی بود که من را وادار کرد تا ساعت ۲ نصف‌شب بیدار بمونم و تمامش کنم. و شاید اولین کتابی بود که حس شیرین غرق شدن توی کتاب‌ها را بهم هدیه داد. این کتاب،ماجرای انتقال ضریح حرم امام‌حسین(ع) از قم به کربلا به قلم مهدی‌قزلی است. و عجب کتابی! راستش چند‌جا سعی کردم محتوا را کنار بگذارم و فرم را از زیر ذره‌بین رد کنم.اما حقیقتا نتوانستم. بنظرم گاهی باید بیخیال بازی‌های فرمی شد و از کتاب نهایت لذت را برد! برای همین الان واقعا نمی‌توانم بگویم کتاب از لحاظ فرمی هم خوب بود یا نه. ما که پسندیدمش!! پیشنهاش میکنم؟! قطعا قطعا. چه زمانی بهتر از این‌روزهای عزیز برای خواندن این کتاب. ══•✼🌸📖🌸✼•══ @darhalemaremat
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
══•✼🌸📖🌸✼•══ مدتی‌ پیش، از جمعی پرسیدم"شده تاحالا توی یک کتاب غرق بشید؟!" جواب‌ها متفاوت بود! بعضی‌
پیشنهاد می‌کنم بعد یا حتی قبل از خواندن این کتاب، این کلیپ انتقال ضریح را ببینید! https://www.aparat.com/v/o54kacy پ.ن: آخ که چقدر پر از حسرت شدم بعد خواندن این کتاب....
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۲۹اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| موش‌ها و آدم‌ها 🖋| جان اشتاین بک ๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑