Dark & wild
میگه برای من مهم اینه که تلاش کنید. ولی خب ما هیچ جوره نمیتونیم بهش اثبات کنیم که تلاش کردیم. 😂 هر
مثلا امروز گفت: وا. معنی این کلمات رو از فرهنگ لغت پیدا نکردید؟
و مایی که اصلا درک نمیکردیم باید این کار رو انجام بدیم. همه با چشمای گرد شده بهم نگاه میکردیم.😂
حس میکنم دارم کم میارم. چون هرچی بیشتر تلاش میکنم و درس میخونم، بیشتر استرس و اضطراب میگیرم.
ولی در هر حال
Who cares?
I just keep going.
خیلی دوستش داشتم. تنها دیدمش، ولی اینقدر خوب و ملموس بود، حس میکنم بقیه هم باید دیده باشنش، حس میکنم با بقیه دیدمش. اما یهو میام درموردش یه چیزی بگم، یادم میاد خودم تنها دیدم، حرفامو میخورم.
میفهمید چی میگم؟
اون موقعی که داشتم ازش اسکرین میگرفتم، حس کردم بدون جملات قبلیش یه کم معناش شاید ناقص باشه و اسکرین گرفتن ازش رو بیفایده میکنه
اما حالا که میخونمش معناش کاملِ کامله.
وا.
به من چه که با همه چیز خیارشور میخوری، حتی با آبگوشت؟ چرا من باید درموردت اینو بدونم با اینکه حتی قیافت رو ندیدم و اصلا نمیشناسمت؟ اصن چرا باید تو کتابخونه با دوستت راجع به خیارشور صحبت کنی که منم این وسط بشنومش؟
پ.ن: از سری شنیدهها در کتابخانه..
واقعا اینکه به کسی تعلق خاطر نداشته باشی، یکی از بهترین حسهای دنیاست.
حس رهایی، حس آزادی.
دنیا برات رنگیتر میشه.