اتاقکِ تاریک
_شاید او؟ شاید پازل «او» رو کم داره؟
گاهی اوقات فراموش میکنم که -او- رو دارم. و فراموش میکنم که سبز رنگ مورد علاقمه. گور پدر معنا و این حرفا. شاید مست شدن چندان هم بد نباشه.
اتاقکِ تاریک
پدر نعمت بزرگیه، قدرشو بدونید، کسی که پدر نداره متوجه میشه پدر هرچقدر هم بد باشه بازم وجودش نعمته
تا وقتی تو زندگیِ هم نیستیم نظر ندیم☹️این نعمت نیست نکبتههه
هدایت شده از چای و ایوون
از ایرانی بودن خسته نیستم. دوستش دارم
اما از توی ایران با غیرایرانی ها همه جای جامعه بودن خیلی خستم.
هدایت شده از چای و ایوون
با شخصیت های مختلفی که بهم چشمغره میرن و تمام زندگیم تلاششون این بوده بهم بگن«دیدی راهی که انتخاب کردی اشتباه بود؟ دیدی فقط ما سعادتمند بودیم؟». از بودن با این جور چیزا از سن کم، خیلی خستم.
و نه که بخوام فرار کنم، چون میهن، یک جنگل همیشه بهاره:) اما شاید خیلی وقتا دلم میخواد یک جایی برم که آدمها کمتر قاضی باشن و بیشتر به زندگیِ خودشون برسن تا بقیه... یه مدت فقط..
من برخلاف خیلیای دیگه نمیگم"خدایا چرا ایران" "کاش یه کشور دیگه بهدنیا میومدم"
از این جملات بدم میاد، بوی بی غیرتی و بوی بیرگ بودن میدن.
من از اینکه ایرانیم خوشحالم، از اینکه توی کشوری به دنیا اومدم که باعث شده شیعه امیرالمومنین بشم خیلی خوشحالم، کی میدونه اگه توی یه کشور مرفه غربی به دنیا میومدم چه آدمی میشدم؟ چه کار هایی که نمیکردم؟
خدایا ازت ممنونم، ایرانی بودن با تمام مشکلاتش، خیلی شیرینه.
اتاقکِ تاریک
گاهی اوقات فراموش میکنم که -او- رو دارم. و فراموش میکنم که سبز رنگ مورد علاقمه. گور پدر معنا و این
بنوشیم امشب به افتخار خودش پس🥂