اتاقکِ تاریک
ولی مگر به جز اینه که حق و حقیقت رستگاری در تشیع و شیعه بودنه؟ ترجیح میدم جایی باشم که احتمال رستگار
تگ آویشن رو یادم رفت اضافه کنم💔😔
اتاقکِ تاریک
باید اسکرینتایممو کم کنم، رسما دارم کور میشم
وای از دست چت های نصف شبی و قهقه.. وای.
امشب یکسری خاطره خوندم از زندگیهای واقعی.
یکسری خاطرههای قشنگ.
و حسادت، غبطه، افسوس یا هرکوفتی که میتونید اسمشو بذارید، میخوردم؛
ازینکه من اون خاطرات رو ندارم.
ازینکه قرار هم نیست داشته باشم.
هیچوقت برای خاطرهای که نداشتم،
خاطرهای که قرار نیست داشته باشم،
غصه نخورده بودم.
ولی شاید حق داشتن که مال من نباشن
من
زیباترین خاطرات رو هم
از یاد میبرم
و اونا چیزایی بودن که باید بهخاطر سپرده میشدن.
من لیاقتِ داشتنشون رو، نداشتم.